درستي يا نادرستي توافق محكم بين دو قدرت بزرگ بينالمللي يعني روسيه و امريكا بر سر تسليحات شيميايي سوريه را شايد بتوان از لابه لاي اظهارات اسرائيليها به ويژه ابراز اميدواري نخستوزير رژيمصهيونيستي براي نابودي كامل سلاحهاي شيميايي دمشق درك كرد.
سؤال كليدي اين است كه برآيند خلع سلاح شيميايي سوريه در منطقهاي كه اين تسليحات تنها ابزار بازدارنده و تعيينكننده در معادلات قوا در تقابل با دشمن مشترك منطقه يعني رژيم اسرائيل به شمار ميرود، به سود كدام طرفهاست؟
سؤال ديگر اين است كه در شرايط مخالفت شديد افكار عمومي جهاني و به ويژه امريكاييها با جنگافروزي عليه سوريه و درك امريكاييها از ناممكن بودن گزينه نظامي عليه دمشق، چه منطقي مسكو را به كشيدن دندانهاي اسد در مجاورت اسرائيل سرتا پا مسلح و تنها دارنده سلاحهاي اتمي و نه تنها شيميايي، متقاعد كرده است؟
واقعيت اين است كه صحنه ميداني نبرد سوريه ترديدي براي پيروزي اسد و ارتش سوريه باقي نگذاشت و اساس طرح سناريوي شيميايي هم براي يافتن معادله فشار جديدي بر اسد و هم پيمانان منطقهاي او بود تا از اين رهگذر نشستهاي بعدي هم به مركز هدايت آتش عليه دمشق مبدل شود. از اين منظر حمله شيميايي كه دستاويز طرح گزينه نظامي عليه بشار اسد شد، در واقع هجمهاي پيش دستانه به كنفرانس ژنو 2 بود. اما امكانسنجيها درباره حمله به سوريه، چيزي جز عقبنشيني امريكاييها را نشان نميداد. از انشقاق شديد در ائتلاف غربي كه ديگر ائتلاف سال 2003 براي حمله به عراق و اشغال آن وجود نداشت و به ويژه بريتانياييها بيش و پيش از همه خود را از باتلاق جديد منطقه كنار كشيدند. نظرسنجيهاي مكرر انديشكدهها و مراكز رسانهاي امريكايي هم چارهاي جز عقبنشيني براي دولت اوباما نگذاشته بود. جنگ برخلاف عمليات رواني جاري در سطح رسانهها بيشتر به يك شوخي شبيه بود و شايد اين محاسبه غلط درباره وجوب جنگ بود كه روسها را پاي معامله با امريكاييها براي خلع سلاح اولين همسايه تهديدآفرين براي اسرائيل كشاند.
به عكس نقش كمرنگ تهران در جريان توافق مسكو و واشنگتن، شايد روسها كمي در جدي گرفتن تهديدها تعجيل كردند يا شايد حصول توافق با امريكاييها نمايش قدرت و دستاوردي بزرگ فقط و فقط براي مسكو بود تا به جهان ثابت كند كه معادلات قدرت در منطقه تغيير كرده است، اما آيا مسكو فكر موازنه قواي بعدي را هم در منطقه عاري از سلاحهاي بازدارنده جبهه مقاومت و در عوض مملو از سلاحهاي كشتار جمعي جبهه اشغال و جنگافروزي كرده است؟
اظهارات بشار اسد در مصاحبه با شبكه روسي راشا 24 حاوي پيامهايي بيشتر از همه براي روس هاست كه بايد مراقب باشند موازنه قواي منطقه را با يك توافق و معامله مقطعي عوض نكنند.
بشار اسد در اين مصاحبه تأكيد كرد كه به خاطر روسها حاضر به پذيرش مناقشه بر سر سلاحهاي شيميايي سوريه شده است و اگر كشور ديگري اين پيشنهاد را ميداد، نميپذيرفت. اسد افزود كه روسيه در دو سال و نيم گذشته ثابت كرده دولتي است كه ميتوان به آن اعتماد كرد. اين اظهار دو نكته را در بطن خود دارد: اول اينكه سوريه با توجه به قرائن، نياز حياتي به مناقشهاي اينچنيني را احساس نميكرده و دوم اينكه دمشق به موازنه قواي بعدي با پذيرش ورود به مناقشهاي كه ميتواند براي سوريه فرسايشي باشد، دل بسته است و روي حمايتهاي بعدي حساب كرده است. اسد به صراحت گفت كه ارتباطي بين پذيرش مناقشه بر سر سلاحهاي شيميايي و تهديدهاي امريكا وجود ندارد.
اسد به يك نكته ديگر اشاره كرد، نكتهاي كه با تغافل خاصي از سوي روسها در توافق با امريكا همراه شد. اسد گفت: زماني كه پيشتر طرح خاورميانه عاري از سلاحهاي كشتار جمعي را مطرح كرديم، امريكا آن را با مانع روبهرو كرد. علت اين مانع تراشي اجازه دادن به اسرائيل براي داشتن اين سلاحها بود. . . اين اسرائيل است كه سلاح شيميايي و اتمي و ميكروبي را در اختيار دارد و ما تلاش ميكنيم كار خود را براي اين هدف (منطقه عاري از سلاح كشتار جمعي بدون استثنا كردن اسرائيل) دنبال كنيم. اين بيان اسد اشارهاي براي روسها داشت كه در توافق با امريكاييها از مسئله موازنه قوا و بازدارندگي در همسايگي رژيمي اشغالگر غافل نشوند.
روسها نبايد در دام معاهدههاي يكطرفه با امريكاييها صرفا براي نشان دادن قدرت تاثير گذاري جديد خود در چارچوب دكترين احياي روسيه بزرگ پوتين بيفتند و در غير اين صورت، اگر قرار است سوريه در وضعيتي ناچار و ناگزير خلع سلاح شود و از تنها سلاح بازدارنده خود در مقابل كلاهكهاي هستهاي و سلاحهاي ميكروبي اسرائيل محروم بماند، چاره كار، توقف در ايستگاه توافق بينالمللي بين مسكو و واشنگتن نيست و بايد موازنه قواي مهاركننده اسرائيل در اضلاع ديگر، به طور جدي در دستور كار قرار گيرد.