وقتي به بازديد از كارخانه كاغذ ميروي تمام ضوابط، قواعد و كادربنديهاي ذهنت درباره همه چيزهايي كه پيشتر به خودت ميقبولاندي ناگزير تغيير ميكند؛ دشواريهاي فرآيند تبديل هزاران الوار چوب به كاغذ تنها يك سوي قضيه است؛ در سوي ديگر صدها كارگر و كارمند سختكوش كارخانه را در محيط تاريك و سياه آهني ميبيني؛ آنهايي را كه در تاريكي و سياهي دستگاههاي آهني استتار شدهاند؛ در هواي نامطبوع فضاي كارخانه نفس ميكشند، عرق ميريزند و از كنارشان كه رد ميشوي، لحظهاي از اين آهنآلات پر سر و صدا چشم بر نميدارند. عدهاي ديگر هم ساكت و خاموش از درون اتاقك شيشهاي كنترل، ردت را كنجكاوانه دنبال ميكنند؛ اينجا كارخانه كاغذ و چوب مازندران است؛ قطعه زميني در ميان هكتارها كوه و جنگل كه برخي آن را مخل و نابودكننده جنگلهاي مازندران ميدانند اما شايد حقيقت آن گونه كه مينمايد نباشد؛ هزاران كارگر در شرايط سخت و دشوار براي سرپا نگه داشتن صنعت توليد كاغذ داخلي كشور در اين كارخانه عرق ميريزند. به ازاي قطع هر اصله درخت كهنسال و فرتوت 9 الي 11 نهال درخت كاشته ميشود.
جهش دنيا به سوي بازيافت كاغذ
تراژدي كاغذ در ايران، پيشينه قابل تأملي دارد؛ آنجا كه گفته ميشود حدود 80 درصد نياز مصرفي كاغذ در ايران از محل واردات تأمين ميشود و تنها حدود 20 درصد از اين نياز را كارخانجات داخلي توليد ميكنند. كارخانه پارس در خوزستان به دليل عمر بيش از 40 ساله ماشين آلات و زياندهي در معرض ورشكستگي است. عمليات كاغذسازي كارخانه كارون خوزستان نيز از سال 63 تاكنون با 53 درصد پيشرفت نيمهكاره باقي مانده است. در اين بين كارخانه كاغذ مازندران تنها كارخانهاي محسوب ميشود كه در حال حاضر بخشي از مصرف داخلي كشور را تأمين ميكند اما گفته ميشد كه اين كارخانه نيز سوددهي نداشته و زيان ميدهد. با اين حال شركت مازندران در حال حاضر تنها كارخانه توليدكننده كاغذ در ايران محسوب ميشود كه كماكان در مقابل حجم زيادي از واردات كاغذهاي خارجي به كشور كمر خم نكرده است. اين كارخانه به رغم مشكلات بسياري كه با آن رو به رو است در آستانه افتتاح خط جديد توليد خود قرار دارد؛ مديران اين كارخانه براي طراحي خط سوم اين كارخانه در مباحث ميزان نياز، نوع توليد و نوع ماشين آلات به جمعبندي خوبي رسيدهاند.
18 الي 20 درصد سهم توليد كشور متعلق به كارخانه چوب و كاغذ مازندران است. مديران كارخانه چوب و كاغذ مازندران در افق چشمانداز 1404 به دنبال آن هستند كه اين كارخانه را به قطب توليد كاغذ در خاورميانه تبديل كنند. اما نكته آنجاست كه ظرفيت اين كارخانه از 175 هزار تن بايد به مرز 400 هزار تن برسد؛ نياز كشور 2 ميليون تن كاغذ است و در كشور تنها 700 هزار تن كاغذ توليد ميشود كه در جاي خود تأملبرانگيز است. به گفته ابوالفضل روغني گلپايگاني، مديرعامل كارخانه كاغذ و چوب مازندران تمركز بيشتر بر كاغذهاي بازيافت يا ريسايكل ميتواند مشكل مواد اوليه اين كارخانه را تا حدودي مرتفع كند. روغني از راهاندازي طرح بزرگ OCC ظرف 17 ماه آينده خبر ميدهد و ميگويد: « اين طرح با تمركز توليد اين كارخانه بر استفاده بهينه از كاغذهاي بازيافتي مشكل كمبود منابع اوليه توليد كاغذ در ايران را تاحدود زيادي حل خواهد كرد.»
سالانه در دنيا حدود 400 ميليون تن كاغذ مصرف و پيشبيني ميشود كه اين رقم تا سال 2020 به 500 ميليون تن برسد. در جهان حدود 50 درصد مواد اوليه توليد كاغذ از محل كاغذهاي بازيافتي تأمين ميشود. منابع چوبي رو به كاهش است و قطعاً آينده صنعت كاغذ بر استفاده هر چه بيشتر از كاغذهاي بازيافتي تمركز خواهد كرد. دستهبندي و جدا كردن زبالههاي كاغذي و بازگرداندن كاغذهاي باطله به سطلهاي زباله مخصوص بازيافت كاغذ، پيشزمينههاي فرهنگي ميخواهد كه هنوز در كشور ما جا نيفتاده است. بيشترين بازگشت كاغذ در ژاپن اتفاق ميافتد. ضريب گردش كاغذ در چرخه توليد ايران 2/1 است؛ الگويي كه نياز به اصلاح دارد. در صنعت كاغذ امريكا نيز 520 شركت توليدكننده كاغذ وجود دارد كه تا چند سال پيش داراي مقام اول توليد و مصرف كاغذ جهان بودند. در امريكا 50 درصد كاغذ از محل كاغذهاي بازيافتي توليد ميشود.
توليد ملي كاغذ و چاله بياعتمادي جامعه
در دنيا عمر كاغذ روزنامه بسيار كوتاه است؛ عمري كه در روز به بيش از چهار الي پنج ساعت قد نميدهد. اما در ايران به دليل وجود منابع مالي خوب سعي ميشود در اين راه از بهترين كاغذ استفاده شود؛ كاري كه به هيچ وجه توجيه پذير نيست. امروزه ديگر در دنيا از كاغذ خوب براي روزنامهها استفاده نميكنند.
روغني ميگويد: « روزنامه آساهي ژاپن كه پر تيراژترين روزنامه دنياست، مات است اما همشهري و ديگر روزنامههاي ما بهترين كاغذهاي باكيفيت دنيا را تبديل به كاغذ ميكنند. نبايد اين گونه باشد. اهميت قيمت تمام شده برايشان موضوع اول نيست. عمر روزنامه كم است يا عمر كتاب درسي كمتر از 9 ماه است. كاغذ گران قيمت وارد ميكنيم كه متعلق به كتاب درسي نيست و از آن استفاده ميكنيم.»
كارخانه كاغذ و چوب مازندران در ارتباط با بحث استفاده از بازيافت در توليد كاغذ روزنامه، كاغذ تحرير را پيشبيني كرده است. مقدمات جوهرزدايي ياDIP DE KING فراهم شده است و اين كارخانه هم اكنون در شرف انعقاد قرار داد با كشورهاي خارجي است تا بتواند اين نوع كاغذ را در كشور توليد كند ولي فرهنگ استفاده از كاغذهاي داخلي براي روزنامهها و كتب درسي هنوز در كشور جا نيفتاده است. كارخانه كاغذ چوب و كاغذ مازندران در بخش توليد كاغذ روزنامه يا تحرير به دليل فقدان تقاضا در كشور با كاهش توليد مواجه است؛ بياعتمادي صنعت ژورناليستي كشور به كاغذهاي تحرير داخلي كشور در حالي است كه توليدكنندگان كاغذ مازندران ميگويند از استانداردهاي خوب بينالمللي در اين حوزه برخوردار هستند و اين شركت در صورت دريافت تقاضاي بيشتر از سوي ناشران در مدت زمان باقي مانده سال توانايي آن را دارد كه بخشي از نياز آنها را تأمين كند. مصرف كاغذ تحرير در كشور ( كاغذ ويژه مصرف روزنامهها و كتب درسي )300 هزار تن است. كارخانه كاغذ و چوب مازندران قادر به تأمين اين ميزان كاغذ تحرير است اما در اين حوزه باز هم ردپاي مشكلات فرهنگي به چشم ميخورد. مردم به دليل وجود منابع ارزان قيمت به كاغذهاي خارجي رو ميآورند و اين ذهنيت نزد آنها وجود دارد كه كيفيت كاغد خارجي از كاغذ داخلي بهتر است. اين در حالي است كه اين كارخانه داراي گواهينامه اروپايي است و تجربه صادرات كاغذ به كشورهاي اروپايي و آسيايي را دارد.
زير پوست كاغذي توليد ملي و شعاري كه عمل نميشود
جامعه ناشران و صنعت ژورناليستي كشور بيش از هر چيز بر استفاده از كاغذهاي خارجي تمركز دارد. سال گذشته بحران كمبود كاغذ در كشور مشكلات بسياري را رقم زد و تنها توليدكننده كاغذ داخلي كشور، كاغذهايش را به قيمتي كه دولت برايش تعيين كرده بود فروخت و براي آرامش و ثبات وضعيت حدود 200ميليون تومان ضرر كرد. در دوران بحران كاغذ همچنين اين كارخانه، كاغذ مورد نياز را در اختيار آموزش و پرورش قرار داد اما پس از چندي آموزش و پرورش با در اختيار گرفتن ارز به سراغ گزينههاي ديگري رفت. هيچ دليل متقن و قوي براي گرفتن اشكال فني از كاغذهاي اين كارخانه بگيرند وجود نداشت. تنها دلار ارزان قيمت گيرشان آمد و گفتند اين كاغذها خوب نيست. كارخانه كاغذ و چوب مازندران در دولتهاي نهم و دهم براي تأمين مواد اوليه حتي در حد يك سنت ارز مبادلاتي هم دريافت نكرد. اين كارخانه با 450 ميليارد تومان هزينه سرمايهگذاري و ايجاد اشتغال هزاران نفر در استان مازندران به افقهايي چشم دوخته است كه در آن استفاده از كاغذ داخلي براي نشر هم و غم مسئولان، ناشران و روزنامهها باشد. شعار ملي حمايت از توليد ملي و كار و سرمايه ايراني را ميتوان تمام و كمال در 450 ميليارد تومان سرمايه ايراني، سختكوشي و تلاش هزاران كارگر ايراني و توليد كاغذي با استانداردهاي جهاني يافت؛ شعاري كه چندان قدمهاي استواري براي حمايت از آن برداشته نشده است.