يكي از ويژگيهاي بارز انقلاب اسلامي ايران، عينيت بخشيدن به مفهوم واقعي «استقلال» نظامهاي سياسي در دوراني بود كه سلطه ابرقدرتهاي شرق و غرب بر كشورهاي جهان سايه انداخته و كمتر كشوري را در آن زمان ميتوان يافت كه به دلايل اقتصادي، سياسي و... به يكي از دو ابرقدرت حاكم در آن زمان وابسته نباشد.
سلطه قدرتهاي استكباري غرب و به ويژه امريكا در سالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به گونهاي بود كه تمام تصميمسازيها و اقدامات نظامي، امنيتي و صنعتي و... كشور ميبايست با مجوز و مديريت و هدايت بيگانگان انجام شود، به گونهاي كه در دهه 50 شمسي به دليل ورود تجهيزات جديد نظامي و صنعتي به كشور، اين وابستگي شديدتر شده بود و به همين دليل بود كه زماني كه در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي، دهها هزار مستشار و كارشناس نظامي و اقتصادي بيگانه ناچار به خروج از ايران شده بودند، براي آنها مسجل بود كه به دليل ناتواني ايرانيان در بهرهگيري از تجهيزات و امكانات جديد در كوتاهترين زمان به ايران بازخواهند گشت و شريانهاي اقتصادي و نظامي و صنعتي كشور را مجدداً در دست خواهند گرفت.
اما به رغم اين تصور، پديده انقلاب اسلامي علاوه بر احياي اسلامي ناب و گسترش و تعميم ارزشهاي اسلامي، احياي خودباوري انديشمندان و كارشناسان و متخصصان ايران اسلامي را نيز به دنبال داشت و به همين دليل بود كه به رغم خروج بيگانگان، نه تنها چرخ صنعتي و اقتصادي و نظام كشور نخوابيد، بلكه روز به روز زمينه رشد نوآوريها و بروز خلاقيتهاي ايرانيان فراهم شد و از اينجا بود كه مفهوم «استقلال» واقعي ايران متجلي شد و همين امر سبب شد در كنار گسترش اسلام، زمينه جذب و اقبال ملل مسلمان و مستضعف جهان به انقلاب اسلامي فراهم شود كه نهضت بيداري اسلامي سالهاي اخير در كشورهاي مسلمان محصول اين فرآيند است.
در اين عرصه اگرچه فروپاشي نظام شاهنشاهي براي امريكا ثلمهاي عظيم و غيرقابل جبران بود، اما دليل اصلي تحميل هشت جنگ سخت، 20 سال جنگ نرم و 34 سال تحريم اقتصادي را بايد در روند احيا و تقويت «اقتدار ملي» ايران اسلامي دانست كه در مقاطع مختلف دشمنان با هدف مهار روند انقلاب اسلامي بر مردم ايران تحميل كردند و البته ناكام ماندند.
مؤلفههاي اصلي تحكيم و تقويت اقتدار ملي در سالهاي اخير را در چند محور ميتوان برشمرد:
1- پايبندي به اصول و ارزشهاي اسلامي و خط امام (ره)
2- حفظ و تقويت وحدت و انسجام ملي حول محور ولايت فقيه
3- تكيه بر ظرفيتهاي دروني و ملي و باور به توانمندي كارشناسان و متخصصان داخلي
4- عدم اعتماد و تكيه به بيگانگان و به ويژه دشمنان اسلامي
در تبيين مؤلفههاي مذكور اگرچه تاكنون سخن زياد گفته شده است، اما روند تحولات اخير سياسي كشور و تصور اينكه كليد حل مشكلات كشور در گرو تعاملات خارجي است، ضرورت تعمق بيشتر در اين مؤلفه را ايجاب مينمايد.
مقام معظم رهبري در ديدار با ائمه جمعه سراسر كشور در روز دوشنبه 18/6/92 با تحليل دقيق شرايط و تحولات منطقه در اين زمينه هشدار ميدهند كه: اكنون شرايط منطقه و دنياي اسلامي به گونهاي است كه غربيها تصور ميكنند از هماوردي با تفكر انقلاب اسلامي عقب ماندهاند و بر همين اساس تمام توان خود را به كار گرفتهاند تا اين عقبماندگي را جبران كنند. در چنين شرايطي حركت بيداري اسلامي نيز در منطقه آغاز شده و غربيها كه خود را عقب مانده از حركت تفكر انقلاب اسلامي ميديدند، با سراسيمگي براي مقابله با بيداري اسلامي و اسلام سياسي وارد ميدان شدند.
حوادث منطقه را بايد با چنين نگاهي تحليل كرد. دولت و مسئولان و سياسيون و ديپلماتها و آحاد مردم بايد داراي نگاه جامع و صحيحي باشند، زيرا در غير اين صورت واقعيات را نخواهيم ديد و علاوه بر آنكه سرمان كلاه خواهد رفت، ضربه هم خواهيم خورد. بايد در مقابل دنياي غرب مقتدر بود، زيرا آنها نشان دادهاند كه به هيچكس رحم نميكنند و بر خلاف ادعاهاي حقوق بشري و ظاهرسازيهايشان، كشتهشدن ميليونها انسان نيز وجدان آنها را متأثر نخواهد كرد.»
مقام معظم رهبري پيش از اين و در جريان مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري آقاي روحاني در تاريخ 12/5/1392 نيز با تبيين توطئههاي دشمن بر ضرورت تمركز بر «استحكام ساخت دروني اقتدار ملي» تأكيد و يادآور شده بودند كه : درست است فشارهاي دشمنان براي مردم مشكلاتي را به وجود ميآورد، اما تجربههاي باارزشي هم در اختيار مسئولان و در اختيار مردم ميگذارد. درس بزرگي كه ما از اين فشارهاي اقتصادي دريافت كرديم، اين است كه هر چه ميتوانيم بايد به استحكام ساخت داخلي قدرت بپردازيم؛ هرچه ميتوانيم، در درون خودمان را مقتدر كنيم؛ دل به بيرون نبنديم، آنهايي كه دل به بيرون ظرفيت ملت ايران ميبندند، وقتي با چنين مشكلاتي مواجه ميشوند خلع سلاح خواهند شد. ظرفيتهاي ملت ايران خيلي زياد است، ما بايد بپردازيم به استحكام ساخت دروني اقتدار ملي كه آن روز به مسئولان كشور عرض كرديم؛ در درجه اول مسائل اقتصادي و مسائل علمي است كه بايد با جديت دنبال شود.
در روزهاي اخير وقتي كه آقاي ربيعي وزير تعاون، كار و رفاه اجتماعي از تهديد به استعفاي آقاي زنگنه وزير نفت در جلسه هيئت دولت خبر داد و تهديد كرده بود كه با اين وضع كار نميكنم»، اهميت توجه به ظرفيتهاي دروني در تحكيم «اقتدار ملي» و پيامدهاي بيتوجهي به آن آشكار ميشود. فراموش نكنيم كه ايشان در آستانه كسب رأي اعتماد با زير سؤال بردن تلاشهاي شركتهاي داخلي در زمينه راهاندازي پروژههاي پارس جنوبي در سالهاي اخير، وعده داده بود كه در كوتاهترين زمان شركتهاي خارجي را به پاي قرارداد بياورد، اما اكنون در كمتر از يك ماه دم از استعفا ميزند.