شوراي چهارم چند روزي است كه شروع به فعاليت كرده است. بعد از انتخاب مسجد جامعي به عنوان رئيس شوراي شهر، انتخاب قاليباف دومين گام شوراييها بود. اعضاي اصلاح طلب شورا بعد از تلاش بي شائبه و چند ماهه خود جهت رسيدن به كرسي بهشت از هدف خود بازماندند و سر انجام شورا به مديريت جهادي رأي داد.
اين در حالي است كه در دو ماهه گذشته مخصوصاً در هفته پاياني دوستان اصلاح طلب در رسانهها سنگ تمام گذاشتند و در برخي از رسانهها عنوان داشتند حداقل 18 رأي را دارا ميباشيم. از همه جالبتر اينكه عملكرد هشت ساله قاليباف را به باد انتقاد گرفته و بدون در نظر گرفتن انصاف طوري موضعگيري كردند گويي در اين هشت سال اصلاً در تهران نبوده و تغيير و شكوفايي هر روز تهران را نديده يا با آن سر و كاري نداشتهاند. آنان در بخش ديگر نداشتن رويكرد فرهنگي را عنوان كردند كه اين نيز براي همه روشن است و براي گواه نزد منصفان فقط سخنان مراجع محترم تقليد در سال گذشته در مورد مسائل فرهنگي شهرداري تهران يا آمار ساخت فرهنگسراها، سراهاي محله، مساجد، كتابخانهها و.... كفايت ميكند. اين در حالي است كه خيلي از چهرههاي اصلاح طلب در همين مدت با صراحت به مديريت قاليباف صحه گذاشته و گاه از آن به عنوان بهترين مدير اجرايي بعد از انقلاب ياد كردهاند. حال با همه مطالب عنوان شده و انصاف دوستان! قاليباف با رأي اكثريت شورا انتخاب شد و شهردار تهران اصولگرا باقي ماند.
اما نكته جالب توجه اينجاست كه مخالفان قاليباف در دو روز گذشته هجمه انتقاد و فرياد نداشتن بينش سياسي را به آقاي دنيامالي و به خصوص خانم الهه راستگو گرفتهاند و به همين نكته بسنده نكرده و يار ديرين خود را متهم به جاسوسي براي اصولگرايان كردهاند كه البته اين نهتنها اتهام به خانم راستگو بلكه اتهام به جريان اصولگرايي نيز ميباشد نكته جالبتر اينكه در هنگام صحبت خانم الهه راستگو در صحن شورا تعدادي از چهره هاي اصلاح طلب از سالن خارج شده و اين سؤال دوباره در ذهن ما شكل ميگيرد كه چرا دوستان مدعي روشن فكري و دموكراسي، كساني كه هميشه فرياد زنده باد مخالف من را سر دادهاند هرگاه نتيجه انتخابي را به سود خود نميبينند اينقدر بي حوصله شده و تحمل ديگري را ندارند. مگر قرار نبود پارلمان شهري به دور از مسائل سياسي فقط با نگاه خدمت رأي دهد و شهردار انتخاب نمايد و با همان نگاه نيز نظارت كند؟
پس چرا هنگامي كه دو تن از دوستان شما احساس كردند قاليباف شايستهتر است آن را بر نتافتيد و هويدا فرياد زديد كه آن ها مسائل حزبي را رعايت نكرده و مصالح جريان را در رأي گيري لحاظ نكردهاند و نداي حزب من سر داديد؟ آيا اين همان وعده انتخابات دور از منافع حزبي بود؟
مگر خود شما نبوديد كه در دو ماه گذشته فرياد رأيدهي خارج از جريان حزبي و سياسي را سر داده و خود را مبرا از هر نگاه جناحي دانستيد آيا دموكراسي و آزاد انديشي را تا هنگامي كه به سود خود باشد، قبول داريد؟
به هر حال اميد است با توجه به تجربه تلخ شوراي اول همه اعضاي عزيز فقط با نگاهي ملي فارغ از منيتها و سياستبازيها سوگندي را كه در روز شروع به كار خود خوردهاند، فراموش نكرده و هر آنچه تكليف ميبينند عمل كنند.