اين روزها در ميان رسانههاي اقتصادي مد جديدي رخ داده كه از اقتصاددانان ايراني مقيم خارج وضعيت موجود را آسيبشناسي ميكنند و آنها نيز راهكار ارائه ميدهند كه نشان ميدهد جذابيت اين كار دست كم در ميان مخاطبان و احتمالاً مسئولان براي شنيدن حرفهاي جديد خود امري ميمون و شنيدن راهكارهاي جديد نيز حداقل برنامهريزان علاقهمندان به اقتصاد ايران را به فكر وا ميدارد. در جديدترين مصاحبههايي از اين دست كه نگارنده با آن مواجه شده است، خبرگزاري فارس با دكتر كامران مؤيد دادخواه، استاد دانشكده اقتصاد دانشگاه نورثايسترن بوستون امريكا انجام داده است. اين دكتر گرامي راهكار عملي درمان بيماري هلندي ايران را راهاندازي بورس ارز اعلام كرده است كه شايد اگر در شرايط عادي و محدوديتهاي فروش نفت نبود و رشد اقتصادي نيز برخاسته از توليد داخلي مثبت بود، راهكاري درخور توجه بود، چراكه در اين صورت بورس ارز، قيمت واقعي را بر اساس عرضه و تقاضا كشف ميكرد و توليد كنندگان هم با همين انگيزه فعلي به سرعت به سوي توليد و صادرات ميرفتند.
اما در حال حاضر و با توجه به تأكيد اين كارشناس خارجي اقتصادي مبني بر و جود نقدينگي وحشتناك در ايران و اينكه ايرانيان به دليل سابقه تاريخي بيشتر دلالان حرفهاي هستند تا توليدكننده حرفهاي و نيز به دليل ساختارهاي فعلي اقتصاد اين امر نه تنها نسخهاي منطقي به نظر نميرسد كه نفت و بنزين ريختن روي آتش به قصد خاموش كردن آن است.
تأكيد بر ساختارهاي اقتصادي از سيستم بانكي شبهخصوصي تا رانتخواران بسيار قوي كه نمونه آن در تجربه فروش سكه و ارز مسافرتي و مبادلاتي و مرجع به وفور يافت شده است، نشان ميدهد كه دولت توان مقابله با سوداگراني كه سود با هر روشي و هر قيمتي هدف اصلي آنهاست، را ندادند و سادهلوحانهترين و بلكه خطرناكترين روش بر هم زدن همه بازارهاي چهارگانه و داخلي (از بورس تا لوازم لوكس و غيرضروري و ضروري) همين نسخه راهاندازي بورس ارز است.
اقتصاد شكننده ايران امروز با جامعه غيرمعتمد به برنامهريزان و همراه با سوداگران پر قدرتي همراه است كه سود گروهي و جناحي هر آن ممكن است آن را به زانو درآورد و واي به روزي كه در چنين شرايطي سود در مسابقه بيارزش كردن پول ملي باشد ! اين استاد دانشگاه كه گويي دور از گود نشسته و ميگويد لنگش كن، انگار فراموش كرده كه در بازارهاي سكه و دلار و نقدينگي حدود 500 هزار ميليارد توماني فعلي چگونه جمشيد بسماللهها ظاهر شدند و چگونه مديران عامل دو بانك معروف و بزرگ روزانه صدها ميليارد تومان براي كسب سود به اين بازارها تزريق ميكردند وكار به جايي رسيد كه پاي كارگران افغاني و پيرزنان جنوب شهر را به خيابان منوچهري باز كرد تا براي خريد 100 دلاري يا يك ربع سكه مراكز خريد آنجا را زيرو رو ميكردند.
همچنين در آن سو نيز بايد توجه داشت كه مگر ميزان توان تزريق دلار در بازار داخلي ( با فرض عدم شيطنتهاي خارجي ) چقدر است ؟
عامل سومي كه اين استاد دانشگاه در ارائه چنين نسخهاي ناديده گرفته، اين است كه تنظيم بسياري از قيمت كالاها و به ويژه كالاهاي اساسي در شرايط كنوني رابطه مستقيمي با نرخ ارز و ميزان يارانهاي دارد كه دولت بر اساس همان نرخ ارز ميپردازد. به عبارت ديگر كوچكترين تلنگري در بازار ارز منجر به حركت دومينو وار خطرناكي ميشود كه با شكل جديدي از بياعتمادي به برنامههاي دولت جديد مواجه خواهد شد. شكلي كه اين بار تنها تغييرات آن در حوزه اقتصادي و كاهش سبد خريد مردم يا كاهش نرخ رشد اقتصادي نيست بلكه اشكال جديدي از تبعات بيكاري و كاهش قدرت خريد است كه بسيار خطرناك و دور از منطق عقلاني است.
كدام كشوري را ديدهايد كه در شرايط جنگ اقتصادي و يا تحريمهاي بيسابقه نقش دولت را در بازارها كاهش داده و نسخه بورس ارز را در چنين شرايطي اجرا كرده است؟
مراقب باشيم كه چه نسخهاي ميپيچيم و اين نسخه چه تبعاتي دارد. آقاي دكتر لطفاً قبل از ارائه طريق منصفانه، تبعات آن را روي مردم و اقتصاد درهمتنيده ايران نيز بررسي كنيد. بورس بازي براي كاهش ارزش پول ملي و تقويت ارزش پول خارجي در زمان حاضر سم است.