روند تغييرات در بدنه مديران ارشد سازمان سينمايي اين روزها با شتاب بيشتري دنبال ميشود تا حجتالله ايوبي بتواند برنامههاي خود را براي مديريت بر عرصه سينماي كشور به شكل مطلوبتري دنبال كند. ايوبي در احكامي جداگانه عليرضا رضاداد را به عنوان مشاور ارشد، آرش اميني را به عنوان مديركل حوزه رياست و امور بينالملل و محمدرسول صادقي را به عنوان مديركل روابط عمومي سازمان سينمايي منصوب كرد. اين اتفاقات و عزل و نصبها مبين و مؤيد اين نكته است كه ظاهراً در يكي دو روز آينده بايد شاهد رونمايي از مديران جديد سازمان سينمايي باشيم.
هر چند بسياري از اين جابهجاييها با توجه به روي كار آمدن دولت جديد با رويكردي جديد است اما حجم بالاي اين تغييرات وقتي در كنار انتصاب برخي افراد خاص و مسئلهدار قرار ميگيرد، نشاندهنده روزهاي ملتهب همراه با شكلگيري حاشيه و سرآغاز فضاسازيهاي تازهاي است. از جمله اين انتصابهاي جالب توجه ميتوان به اخبار و حرفهايي درباره جايگزيني و انتصاب رحمان سيفيآزاد (نويسنده فيلم جنجالي و پرحاشيه «من مادر هستم») به جاي جليل عرفان منش در معاونت آثار اشاره كرد. اين خبر از جانب افراد مختلف و مطلع تأييد شده و حتي خود عرفان منش از عدم همكارياش در اين سمت صحبت كرده است.
خبر تأمل برانگيز دوم در زمينه انتصابهاي رايج اين ايام مربوط به شايعه بازگشت محمد آفريده به بدنه مديريت سينما آن هم در جايگاه و عنوان مديرعاملي «انجمن سينماي جوانان ايران» است كه از ابتداي روز گذشته زمزمههاي آن شنيده ميشود. به تجربه ثابت شده است كه درصد قابل توجه و بالايي از اين گمانه زنيها! اتفاق ميافتند و افراد مورد اشاره به سمتهاي گفته شده گمارده ميشوند!
حال با توجه به سابقه اين دو فرد اخير(رحمان سيفي آزاد و محمد آفريده) كه دست اندركار توليد آثاري با راهاندازي جنجالهاي بزرگ هستند، دلسوزان سينما و توليد فيلم بايد منتظر بروز حواشي و اتفاقات زيادي باشند. چه اينكه هنوز يكسال از توليد فيلم ضد ايراني «يك خانواده محترم» به تهيهكنندگي محمد آفريده نگذشته است.
آفريده به جهت تهيهكنندگي چنين اثر سخيف و موهني تا مدتها مورد نقد و انتقاد رسانهها، افراد و دست اندركاران سينماي ارزشي كشورمان قرار داشت و حالا با انجام انتصاب چنين فردي در جايگاه مدير عاملي انجمن سينماي جوانان ايران يك نوع دهنكجي و استهزاي ارزشهايي است كه در فيلمي با تهيهكنندگي وي توليد شد. از طرفي هم گماردن كسي با صبغه نويسندگي فيلمي كه موجبات آزردگي و دل افگاري آحاد مردم مؤمن كشورمان را در پي داشت به جايگاه خاصي مثل مسئوليت حوزه معاونت آثار سازمان سينمايي، نوعي بدسليقگي و كج فهمي از اوضاع سينما و خواست و سليقه مخاطبان آن است، چراكه درباره افراد ذيصلاح براي احراز چنين جايگاههاي مهمي آنقدر در ضيق وقت و شرايط عسر و حرج قرار نگرفتهايم كه متشبث به استدلال انتخاب بين «بد و بدتر» بشويم!
از سوي ديگر بايد جناب ايوبي در نظر داشته باشند كه تلاطم و مواج بودن سازمان تحت امر ايشان به جهت حضور افراد حاشيهدار و حاشيهساز نه به نفع ايشان است و نه به نفع پيكره زلزلهديده سينماي كشورمان. چه اينكه حال و روز امروز سينماهاي كشور و فقر مطلق تماشاگر و مخاطب، ماحصل ايجاد برخي دعواهاي بيارتباط و حاشيهاي در ميان سينماگران و ضعف مفرط آثار توليد شده است. جمله آخر اينكه «عاقل آنست كه انديشه كند پايان را.»