کد خبر: 611451
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۵:۵۱
«گذري و نظري بر چالش سوريه با دشمنان خط مقاومت»درگفت‌وشنود با حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر علي خياط
شاهد توحيدي

راوي و تحليلگر وقايع و تحليل‌هاي پيش رو، رايزن فرهنگي ايران درسوريه و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم اسلامي رضوي است. حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر علي خياط به دليل حضور يكسال اخير خود درسوريه، شاهدي بر فعل و انفعالات سياسي و نظامي اين كشور بوده و در اين باب گفتني‌هايي شنيدني دارد كه بخشي از آن در اين گفت‌وشنود آمده است.

آخرين تحولات سوريه را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. دولت سوريه تقريباً زمينه مطالبات حقيقي مردم و اصلاحات را فراهم كرده به اين معني كه قانون اساسي را اصلاح كرده است و ماده هشتي را كه به معني حالت فوق‌العاده كشور بود، حذف كرد. همچنين حاكميت انحصاري حزب بعث در كشور سوريه را از قانون اساسي حذف كرد و حزب‌هاي جديدي تشكيل شدند كه در انتخابات مجلس جديد نيز شركت كردند و برخي از معارضين رأي آوردند. حكومت سوريه تلاش خود را مي‌كند كه اصلاحات واقعي را در كشور پيش ببرد، اما به موازات آن معارضين نيز به خاطر ترس از آينده اصلاحات هر روز فشار بيشتري مي‌آورند تا هرچه زودتر حكومت را ساقط كنند و هيچ فرصتي به اصلاحات ندهند. بايد دانست معارضين در سوريه چند دسته‌اند. گروهي از آنها سلفي‌ها يا اخوان‌المسلمين هستند كه ديدگاه آنان و در كل ديدگاه معارضين خارج يعني اصلاح‌طلبان از هم گسيخته‌اي كه مورد حمايت غرب هستند، در مورد حكومت سوريه از گذشته و قبل از آشوب‌هاي اخير اين است كه نظام فعلي بايد برود، اما با توجه به شرايط به وجود آمده، روند اصلاحات در سوريه پيش مي‌رود، گرچه كند است و معارضين در مسير آن موانع زيادي ايجاد مي‌كنند. سلفي‌ها به‌طور طبيعي نگاهي طايفه‌اي به حكومت فعلي دارند به اين معني كه اين حكومت را از آن خود نمي‌دانند و قائل به اسقاط آنند. به همين دليل با كمال خشونت براي ايجاد آشوب اقدام مي‌كنند و از كشتن، قتل و غارت ابايي ندارند. آنها براي كارهاي خود توجيهات قوي‌اي دارند مثل اينكه مشايخ آنها فتاوايي دارند كه حكومت را كافر و خود را شايسته درگيري با آنان مي‌دانند و اقدامات خشونت‌آميز عليه حكومت سوريه و طرفداران آن را جهاد في سبيل الله تلقي مي‌كنند، اما نه اينها و نه هيچ گروه معارض ديگري تاكنون براي آينده مورد نظرشان در سوريه برنامه‌اي ارائه نكرده‌اند و يكي از علل موفقيت‌هاي نظام و عدم همراهي مردم با معارضه اين است كه معارضه فقط خواهان اسقاط حكومت است، اما برنامه‌اي براي اداره آينده كشور ارائه نكرده است.

سلفي‌هاي وهابي اجمالاً خواستند يك تجربه حكومتي بر مبناي خلافت را در افغانستان پياده كنند، ولي اخوان تاكنون در جايي حكومت تشكيل نداده است تا تجربه‌اي از آنها داشته باشيم از لحاظ نظري از حسن البنا تاكنون تغييراتي داشته است، به هر حال يا بايد بر مبناي تفكر اخواني كه دارند، طبيعتاً تفكر اخوان‌المسلمين مصر را براي برنامه آينده در نظر داشته باشند يا مثل حكومت طالبان را پيروي كنند. البته در افغانستان شيوه خلافت لحاظ شد، اما در سوريه به خاطر بافت نژادي، گروهي و طائفه‌اي بستر حكومت براي اخوان‌المسلمين به صورت بلامنازع فراهم نيست و غرب هم از حكومت آنها حمايت نمي‌كند.

سلفي‌ها جلساتي تشكيل داده‌اند و اختلاف نظر شديدي پديد آمد، اما طبق ادعاهايي كه در فيس‌بوك يا صفحات ديگري مطرح مي‌كنند، دستاوردهاي زيادي مثل مالكيت 40 درصد خاك سوريه را كسب كرده‌اند. آيا چنين ادعاهايي فقط جنگ رسانه‌اي است؟

بله، هيچ منطقه و سرزمين خاصي در اختيار سلفي‌ها به صورت درازمدت نبوده است و آنان به صورت گروه‌هاي مسلح پراكنده هستند، زيرا ارتش سوريه اجازه داشتن سرزميني منسجم به آنان را نداده است و محل‌هايي را به صورت كوتاه مدت در اختيار داشته‌اند و اين ادعا بزرگ‌نمايي رسانه‌اي است.

اگر سلفي‌ها 40 درصد زمين‌هاي سوريه را در اختيار داشتند با توجه به حجم سلاحي كه وارد سوريه شده است، خيلي زود سناريوي ليبي را پياده مي‌كردند، اما بيشتر كارهاي پارتيزاني، ترور اشخاص، انفجار، ايجاد حادثه و حمله به پست بازرسي ارتش را دارند.

شبهه بعدي فرار ژنرال‌هاي بشار اسد است. اين ادعا كه بيش از 15 ژنرال بشار اسد فرار كرده‌اند نشان از فروپاشي حكومت دارد؟

در كشوري كه در شرايط جنگ است و نيروهاي آن با امتيازات فراوان جذب دشمن مي‌شوند، طبيعي است كه عده‌اي مثل سربازان يا درجه‌داراني از ارتش آن جدا شوند، اما در حجم بالا كه موجب فروپاشي باشد، نيست و ارتش سوريه محكم‌تر از اين ادعاهاست. دليل اين ادعا مقاومت نزديك به دو سال ارتش در مقابل انواع فشارهاست. اگر ارتش همراه نظام نبود بايد تاكنون بارها نظام حاكم در سوريه سقوط مي‌كرد.

ديدگاه سلفي‌هاي خارج از سوريه مثل مصري‌ها يا ديدگاه عام آنان كه اخوان‌المسلمين را هم شامل مي‌شود، چطور ارزيابي مي‌كنيد؟ آيا همه سلفي‌ها خواهان اسقاط نظام‌ هستند؟

سلفي‌ها رويكردهاي مختلفي دارند و برخي از اهل سنت سلفي به نگاه‌هاي مسالمت‌آميز اعتقاد دارند، اما گرايش‌هاي تكفيري سلفي‌ـ‌‌وهابي در هر جا اعم از مصر، تونس و سوريه خواهان اسقاط است و از هيچ تلاشي براي اسقاط فروگذار نكرده است، با سلاح، اموال و همه توان خود از سقوط حكومت حمايت مي‌كند.

اخوان‌المسلمين نيز گرايش‌هاي زيادي دارد و حتي در خود سوريه، اخواني حمصي، حمايي و دمشقي با هم متفاوتند و همه آنان سلفي تكفيري محسوب نمي‌شوند. اساس و اصل اخوان‌المسلمين از گرايش‌هايي است كه اصلاً قائل به خشونت نيست و در دوره حكومت مبارك در مصر نيز با او مدارا مي‌كرد و قائل به برخي اصلاحات اجتماعي است، اما برخي گروه‌هاي آنان قائل به مبارزات مسلحانه شدند و بعد از آن شاخه‌هاي تكفيري هم پيدا شد.

گروه‌هايي كه در سوريه بر ضد بشار اسد فعال هستند، از لحاظ منشأ فكري به چند دسته تقسيم مي‌شوند؟

در مجلس وطني (اسطامبول) گروه‌هاي زيادي حضور داشتند و دارند كه با هم به توافق نرسيدند، بعضاً گروه‌ها و افرادي جدا شدند. در اين مجلس از گرايش‌هاي تكفيري اسلامي سلفي تا گرايش نرم‌تر اخواني و گرايش لائيك ديده مي‌شود كه با نگاه غربي خواهان دخالت نظامي و اسقاط نظام بشار اسد هستند و از سوي غرب حمايت مي‌شوند و با فشار غرب و قطر هم كنار هم ماندند وگرنه توافقي با هم ندارند.

برخي از مخالفين گروه‌هاي اخواني هستند كه از گذشته در سوريه تحركاتي داشته و با نظام مخالف بوده‌ و گذشته خونين ديگري در فاصله سال‌هاي 1980 تا 1982 با اسد پدر داشته‌اند. گروه‌هاي ديگري نيز هستند كه به عنوان معارضه داخل شناخته مي‌شوند و قائل به اصلاحات و مذاكره بودند و خواهان ايفاي نقش در حكومت هستند كه برخي از آنان اكنون صاحب كرسي وزارتند مثل علي حيدر كه وزارت جديد آشتي ملي را در اختيار دارد.

در ديدگاه مسائل خارجي نيز نظرات متفاوت است. برخي قائل به همراهي با رژيم صهيونيستي هستند و برخي اين هماهنگي را ندارند و مسئله رژيم صهيونيستي براي آنان با مسائل ديگر يكسان نيست.

آيا در معارضين بشار اسد اكثريت با اسلام‌گرايان است؟

تركيب مجلس استانبول نشان نمي‌دهد كه اسلام‌گرايان در اكثريت باشند، اما در ميان كساني كه معارضين خارج محسوب مي‌شوند، اسلام‌گرايان (اخواني‌ها) بيشتر داراي مقبوليت مردمي هستند و بقيه گروه‌ها پايگاه مردمي كمتري دارند.

علت تشديد اقدامات قطر، عربستان و تركيه عليه حكومت سوريه چيست؟

اين سه كشور به‌طور طبيعي همسو با سياست‌هاي غرب حركت مي‌كنند. غربي‌ها به دليل مشكلات اقتصادي مستقيم وارد اوضاع سوريه نشدند و از طريق تشويق تركيه به انگيزه تشكيل حكومت عثماني جديد و قطر و عربستان به انگيزه‌هاي ديگر در سوريه حضور يافتند. تركيه از سال 2004 وارد سوريه شد و از 2006 به بعد قطر و عربستان وارد شدند و تلاش و زمينه‌سازي را آغاز كردند. آنها مي‌خواستند در آينده طبق خواسته رژيم صهيونيستي خاورميانه جديدي را بسازند و به عنوان پياده‌نظام براي اين هدف ايفاي نقش مي‌كردند تا سوريه را كه يك حلقه مقاومت است بشكنند، اما وقتي كشورهاي منطقه در حوزه بيداري اسلامي اقدام كردند، آنان نيز به بهره‌برداري از اين فرصت پرداختند، اما تصور نمي‌كردند زمان زيادي لازم باشد. آنها حداكثر دو ماه براي اسقاط نظام سوريه پيش‌بيني مي‌كردند، برخي سه ماه و غربي‌ها در آخرين حد تصور شش ماه براي اسقاط حكومت بشار اسد پيش‌بيني كرده بودند و عقيده نداشتند اين بحران سرانجام كار است، اما اكنون اين بحران وارد سال سوم شده است و هنوز هم ادامه دارد. طرح چند ساله آنان ناقص ماند؛ ضمن اينكه جامعه سوريه را با جوامع ديگر مقايسه كرده بودند كه اين هم مقايسه اشتباهي بود.

مواضع حزب بعث سوريه را بعد از پايان اصلاحات در مورد آينده سوريه چطور ارزيابي مي‌كنيد؟ آنان چه برنامه‌اي براي آينده دارند؟

حزب بعث بر اساس قانون اساسي جديد سوريه يك حزب مثل ساير احزاب است و بايد بتواند كار حزبي انجام دهد، پايگاه‌هاي اجتماعي خود را حفظ كند و درون خود اصلاحاتي انجام دهد. بشار اسد تاكنون از پايگاه مردمي قابل قبولي برخوردار بوده است، اما اينكه بتواند قدرت و نفوذ گذشته‌اش را حفظ كند بستگي به پيشروي روند اصلاحات و آشتي ملي دارد.

حزب بعث به عنوان يك حزب با سابقه باقي خواهد ماند، ولي بايد تلاش كند به عنوان يك حزب براي خود پايگاه مردمي ايجاد كند تا همچنان در روند قدرت باقي بماند.

مواضع مخالفين حكومت نسبت به اصلاحات چگونه است؟ آيا همه نظر منفي دارند؟

نه، برخي هيچ‌گاه به اصلاحات فكر نكرده و از اول قائل به اسقاط بوده‌اند. اصلاحات را وقت‌كشي حكومت مي‌دانند و همواره از اين اصلاحات ناراحت بوده‌اند كه بيشتر كساني هستند كه زير لواي مجلس ملي در استانبول جمع شدند. اما گروه دومي هستند كه به آنان «هيئت التنسيق الوطني» مي‌گويند و قائل به اصلاحات و اقدامات مسالمت‌آميز و عدم دخالت خارجي‌اند. اين گروه دو دسته‌اند: برخي به اصلاحات خوش‌بين‌اند و در روند آن وارد شده، حزب تشكيل داده، وارد انتخابات شده و در دولت جديد راه پيدا كرده‌اند، ولي برخي نگاه مثبتي به اصلاحات ندارند. به نظر ما اين اصلاحات شتاب لازم را ندارد و اگر دولت سوريه شتاب كار خود را بيشتر كند، مردم را به اصلاحات اميدوارتر خواهد كرد و پايگاه مردمي بهتري به هم خواهد زد.

با توجه به اينكه شهرهاي مركز آشوب فعلي سوريه، اكثراً در مرز كشورهاي اردن و لبنان‌اند، مواضع كشور لبنان ـ‌كه خود جزو مقاومت است‌ـ و اردن را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

لبنان در ديدگاه رسمي مواضع مثبتي نسبت به نظام سوريه دارد اما بافت قدرت در لبنان به صورت جزيره‌هاي قدرتمند شكل گرفته است. قسمتي كه در مرزهاي سوريه است در اختيار جريان 14 مارس و طرفداران «سعد حريري» است كه مخالفان نظام بشار هستند و از هيچ تلاشي براي مسلح كردن معارضان فروگذار نمي‌كنند و گروه‌هاي مسلح را نيز وارد سوريه مي‌كنند كه يكي از موارد كشف شده آن كشتي «لطف‌الله 2» بود، اما مواضع رسمي دولت لبنان موافق حكومت سوريه است و بحران آن را بحران داخلي مي‌داند و معتقد است بايد خود سوري‌ها مشكلشان را با حكومت حل كنند و نگاه كمك به روند حل سياسي بحران در سوريه دارد.

همچنين مواضع رسمي دولت اردن اين گونه است، ولي اين كشورها قدرت لازم در مقابل عربستان، قطر و طرف‌هاي خارجي خود ندارند و طبيعتاً تحت فشار قرار مي‌گيرند كه از مرزهاي آنها عليه سوريه استفاده شود.

اما در تركيه مقامات دولت حاكم به‌طور رسمي با حكومت بشار اسد مخالفت و جريان معارضه را كمك و با پول عربستان و قطر آنها را مسلح مي‌كنند. عراق نيز اعلام كرده است تا جايي كه مي‌تواند مرزها را كنترل خواهد كرد، ولي هنوز اشراف لازم به مرزهاي خود ندارد، ولي مواضع رسمي دولت عراق حمايت از روند اصلاحات در داخل سوريه است.

آيا كارآمدي اصلاحات و مقبوليت آن در جذب مردم و خلع سلاح دشمن را مثبت ارزيابي مي‌كنيد؟

از يك طرف حجم كثير رسانه‌اي تلاش كرده است اصلاحات را بازي به حساب آورد و نگذارد در افكار عمومي به عنوان اصلاحات واقعي پذيرفته شود، ولي بخشي از مردم آن را قبول و با رأي به نمايندگان مجلس و اصلاح قانون اساسي آن را همراهي كردند، اما همه افكار عمومي اصلاحات را قبول ندارند. مهم اين است كه دولت بايد به‌طور واقعي و علني روند اصلاحات را نشان دهد و هرچه جديت خود را بيشتر نشان دهد موجب اميدواري بيشتر مردم خواهد بود. همچنين اين اصلاحات موجب شده است طرفداران خارجي حل بحران سياسي در سوريه نيز بتوانند به حل بحران كمك كنند، مثلاً روسيه بعد از برگزاري رأي‌گيري قانون اساسي و شركت مردم اعلام كرد معارضه نمي‌تواند عليه مردمي حرف بزند كه به روند اصلاحات رأي داده‌اند و اين كار روسيه را در حمايت از اصلاحات پيش برد. چين و ساير كشورهاي منطقه نيز به همين صورت‌‌ هستند. جمهوري اسلامي ايران نيز از ابتدا اعلام كرده از روند پيگيري خواسته‌هاي به‌حق مردم سوريه حمايت كرده و طرفدار اصلاحات است. ايران اميدوار است حكومت سوريه بتواند با انجام اصلاحات تقاضاي حقيقي مردم سوريه را برآورده سازد، بنابراين با بخشي از خارج كه در امور داخلي سوريه دخالت مي‌كنند مخالفت كرده است.

دلايل حمايت روسيه و چين از حكومت بشار اسد چيست؟

اكنون سوريه محور تقسيم آينده قدرت در دنياست. چين و روسيه كه با نظام تك‌قطبي در دنيا مخالفند، مي‌خواهند در اين فرصت بحران سوريه بزرگ‌ترين نقش را ايفا كنند تا نشان بدهند به عنوان قدرت در دنيا مانع اجراي سياست‌هاي يك‌طرفه غرب هستند. روسيه و چين اگر بخواهند به عنوان قدرت در آينده باقي بمانند نمي‌توانند در سوريه غايب باشند و بيش از اعتقاد به منشور بين‌المللي سازمان ملل ـ ‌هيچ كشوري حق دخالت و اسقاط حكومت كشور ديگر را به زور نداردـ به فكر آينده قدرت خود هستند و تلاش مي‌كنند بحران مطابق ميل غرب پيش نرود و اصلاحات روند خود را پيش ببرد تا پايگاه‌هاي منطقه‌اي خود را از دست ندهند.

جايگاه جمهوري اسلامي ايران را در حل مسائل سوريه چگونه توصيف مي‌كنيد؟

ايران به عنوان قدرت برتر منطقه‌اي نقش مهمي در حل بحران‌هاي منطقه‌اي دارد و مي‌تواند نقش مثبتي را در حل بحران سوريه به شكل مسالمت‌آميز و در جهت منافع اين كشور و مردم آن ايفا كند. ايران به عنوان هم‌پيمان استراتژيك با سوريه و اينكه سوريه را به عنوان يكي از محورهاي مقاومت مي‌شناسد، طبيعتاً با دخالت نيروهاي خارجي در سوريه، تبديل مسائل داخلي سوريه به مسائل بين‌المللي و پيش بردن اوضاع مطابق ميل غرب مخالف است و همواره اعلام كرده است آنچه در سوريه مي‌گذرد بحران داخلي اين كشور است و سوري‌ها بايد با مذاكره و گفت‌وگو مشكل خود را حل كنند، نظام سوريه نيز بايد اصلاحاتي انجام و به مطالبات واقعي مردم خود پاسخ دهد.

مسائل جنگ رسانه‌اي را در مقابل سوريه چطور توصيف مي‌كنيد؟ آيا همه كشتارهايي كه توسط ارتش سوريه نمايش داده مي‌شود، جنگ رسانه‌اي است يا حقيقت دارد؟ نقش رسانه‌هايي مثل العربيه و الجزيره كه به‌شدت در جبهه مخالف و رسانه‌هاي مقاومت از المنار تا العالم كه در شفاف‌سازي مسائل سوريه فعال‌اند، چيست؟

درخصوص مسائل داخل سوريه بزرگ‌نمايي بسيار زيادي مي‌شود. در سوريه جنگ است و زماني كه گروه‌هاي مسلح وارد مي‌شوند، ارتش مقاومت مي‌كند و در اين بين كساني توسط نيروهاي مسلح سوريه كشته مي‌شوند، اما اگر گفته مي‌شود در سوريه تا الان حدود 10 هزار نفر كشته شده‌اند، بيش از نيمي از آنان نيروهاي ارتش سوريه هستند كه توسط معارضين كشته شده‌اند. در موارد بسياري گروه‌هاي مسلح مردم را مي‌كشند و به گردن نيروهاي مسلح و ارتش سوريه مي‌اندازند كه در اينجا نقش امپراتوري رسانه‌اي به‌خوبي محرز است كه با بزرگ‌نمايي زياد اين مسائل را منعكس مي‌كند. يك خبر ساده كشتاري كه در بحرين اتفاق مي‌افتد، توسط اين رسانه‌ها مخابره نمي‌شود، اما حادثه كوچكي كه در سوريه رخ مي‌دهد چند برابر حجم واقعي آن منعكس مي‌شود. البته در خبررساني رسانه‌هاي بي‌طرف يا رسانه‌هاي سوري كه تازه خود را يافته‌ و راه افتاده‌اند، بخشي از فرافكني‌ رسانه‌اي شبكه‌هاي دشمن را نشان مي‌دهد.

رسانه‌هاي ايراني مثل پرس‌تي‌وي، المنار و العالم چه اندازه در شفاف‌سازي مسائل سوريه موفق بوده‌اند؟

اين شبكه‌ها تلاش خود را كرده‌اند، اما اين چند رسانه محدود در مقابل 700 شبكه ماهواره‌اي دشمن قرار دارند كه شب و روز تلاش مي‌كنند. دليل اينكه اتحاديه عرب در جلسه دوحه تصميم گرفت شبكه‌هاي سوريه را از ماهواره‌هاي عربي حذف كند، گزارش تماشاي اين شبكه‌ها در منطقه خليج‌فارس و عدم اعتماد مردم به رسانه‌هايي مثل الجزيره و العربيه بود، چون شبكه‌هاي سوريه توانسته‌اند دست آنان را رو كنند و دروغ‌هاي رسانه‌اي را نشان دهند. يكي ديگر از دلايل كار غيرحرفه‌اي شبكه‌هاي دشمن اين است كه خبرنگاران آزاده زيادي از الجزيره و العربيه جدا شدند. شبكه جديدي به نام «الميادين» توسط غسان بن جدو از افرادي كه در جريان سوريه از الجزيره جدا شد، راه‌اندازي شده است و نوع كساني كه با او همكاري مي‌كنند جداشدگان از العربيه و الجزيره هستند.

آيا جمهوري اسلامي از مقبوليت خوبي بين جامعه سوريه برخوردار است يا با توجه به جنگ‌هاي شديد رسانه‌اي عليه ايران مقبوليت خود را از دست داده است؟

اين جنگ‌هاي رسانه‌اي در آغاز بحران چهره ايران را اين گونه ترسيم كردند كه ايران از نظامي حمايت مي‌كند كه مردمش را مي‌كشد، اما وقتي دست رسانه‌ها رو شد، افكار عمومي چنين نگرشي را كنار گذاشتند. درست است جنگ رسانه‌اي عليه ايران در افكار عمومي بي‌تأثير نبوده، اما دشمن به هدف خود نرسيده است.

براي همه روشن است دفاع جمهوري اسلامي ايران از سوريه بر مبناي محور مقاومت است و همواره از اصلاحات به نفع مردم سوري حمايت مي‌كرده است. در شرايط جديد نيز بيشتر از همه براي رنج‌هايي كه مردم سوريه داشتند اقدام كرده است و به‌رغم مشكلات اقتصادي كه در كشور خود دارد زمينه‌هايي را فراهم مي‌كند تا مشكلات سوري‌ها حل شود.

علت اينكه گروه‌هاي فلسطيني از حماس تا جهاد اسلامي از حكومت سوريه به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم حمايت نمي‌كنند به‌‌رغم اينكه بشار اسد براي ابقاي آنان خيلي كمك كرده بود، چيست؟

البته همه گروه‌هاي مبارز فلسطيني مخالف نيستند و گروه‌هايي مثل «قياده عامه» كنار بشار اسد ايستاده‌اند، اما مخالفت گروه‌هايي مثل حماس به دليل تفكرات اخواني است، زيرا گرايش اخواني در تمام دنيا فقط مسير خود را طي مي‌كند و مهم‌ترين چالش در سوريه نيز چالش بين حكومت و اخواني‌هاست. گروه‌هايي كه در فلسطين گرايش اخواني دارند، اوايل بحران سكوت اختيار كردند و بعد تحت فشار شديدي كه از طرف عربستان و قطر قرار گرفتند مجبور به اعلام موضع مخالف شدند، چون تفكر اخواني مصالح خود را در نظر دارد و هر زمان لازم باشد، طبق مصالح خود عمل مي‌كند.

آيا تمام اخواني‌ها طبق انديشه حسن البنا نگاه رسيدن به خلافت اسلامي را دارند؟

همان طور كه در پاسخ سؤالي در قبل گفتم اخوان‌المسلمين تاكنون تجربه حكومت نداشته و مدلي براي اداره حكومت ارائه نكرده است. از زمان انديشه «بنا يا البنا» تاكنون تحولات زيادي داشته‌اند و فعلاً تنها كسي كه به حكومت رسيده «مرسي» رئيس‌جمهور پيشين مصر است و زمان عقايد او را مشخص خواهد كرد. چهره‌اي كه در گذشته با سخنراني‌هايش براي خود مي‌سازد مدل خلافت نيست و نشان مي‌داد با خيلي از مسائل كنار آمده است. البته گروه‌هاي طالباني و سلفي تند حكومتي در افغانستان داشتند و از خود تجربه‌اي نشان مي‌داد كه بايد ديد گروه‌هاي ديگر سلفي‌اخواني از آنان پيروي مي‌كنند يا تفكر ديگري دارند.

با توجه به اينكه اغتشاشات سوريه هر روز بدتر و خطرناك‌تر مي‌شود، چه راه حلي را براي حل مسئله داخلي و خارجي سوريه مناسب مي‌دانيد؟

همان طور كه كارشناسان بارها اعلام كردند بهترين راه حل براي بحران سوريه راه حل سياسي است، زيرا بحران اين كشور داخلي است و بايد خودشان با يكديگر مذاكره كنند، به توافق برسند و مسائل را حل كنند.

دخالت‌هاي خارجي قطعاً بحران را كهنه‌تر و پيچيده‌تر مي‌كند و هرچه جلوتر رود جز نابودي بخش‌هاي زيادي از كشور و زيربناهاي آن و ريخته شدن خون مردم و نظاميان نتيجه ديگري ندارد و اگر كساني بخواهند به صورت جدي بحران را حل كنند، طبعاً بايد از مسلح كردن گروه‌هاي معارض دست بردارند و پاي ميز مذاكره بنشينند.

در پايان يادآور مي‌شوم فعلاً تحولات در سوريه لحظه‌اي و پيچيده است و پيش‌بيني تحولات كار دشواري است، ولي به نظر ما غرب و پيروان عربي و تركي آنها خواهان حل بحران در سوريه نيستند. امروز مشاهده مي‌كنيد غربي‌ها همه تلاش خود را در شوراي امنيت و خارج آن براي اسقاط نظام سوريه انجام مي‌دهند و در ايام اخير با تمام قوا براي بر هم زدن موازنه قدرت گروه‌هاي مسلح را در دمشق و حلب كه از درگيري‌هاي مسلحانه به دور بودند نيز فعال كردند. هرچند در مقابل ارتش در دمشق شكست خوردند و در حلب هم ان‌شاءالله به نتيجه‌اي نخواهند رسيد، ولي اگر هم نتوانند از راه‌هاي نظامي و شيوه‌هاي ديگر موفقيتي به دست آورند، اين بحران حداقل در دو بعد امنيتي و فشارهاي اقتصادي ادامه خواهد يافت و غرب تلاش مي‌كند حداقل فضاي بحران را در سوريه به‌گونه‌اي ادامه دهد كه اين كشور نتواند نقش بين‌المللي و منطقه‌اي خود را ايفا كند، ولي اميدواريم به اهداف شومشان نرسند و سوريه قوي‌تر از گذشته در محور مقاومت بماند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار