سابقه حضور و فعاليت وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مناصب سياسي و ديپلماتيك بسيار بيشتر از مسئوليتهاي فرهنگي است كه وي بر عهده داشته است. پس ميتوان انتظار داشت كه شخص وزير در ابتداي كار خود در وزارت ارشاد، از مشاوراني استفاده كند تا وي را در امر هدايت اين وزارتخانه پر مشغله و حساس ياري كنند.
اين افراد چه به صورت رسمي از سوي وزير معرفي شوند و چه به صورت شخصي نظرات خود را در اختيار وي قرار دهند، در اصل در حال تصميمسازي براي تصميمگيريهاي وزير ارشاد به عنوان بازوي فرهنگي و هنري دولت هستند. اين افراد از شانس بزرگي برخوردارند و آن اين است كه توصيهها و پيشنهادهاي آنها در صورت عملي شدن از سوي وزير، شكست احتمالي آنها به نام وزير تمام خواهد شد و تقصيرها به گردن جنتي خواهد افتاد. مشاوراني هم كه تا به حال گمنام بودهاند به راحتي از زير بار مسئوليت خود شانه خالي خواهند كرد.
نمونه اين موضوع را ميتوان در مورد چند اظهارنظر اوليه وزير ارشاد مشاهده كرد. اظهارنظر درباره مميزي كتاب و خانه سينما به طور اخص تا به حال واكنشهاي بسيار متفاوت و متضادي را در پي داشته است. با آنكه مسئله سينما از اين شانس برخوردار شده كه با معرفي رئيس سازمان سينمايي، كار تا حدي از دوش وزير برداشته شده و بر عهده ايوبي قرار گرفته است و ايوبي نيز طرح اوليهاي براي حل و فصل مشكل خانه سينما ارائه داده است، اما در مورد كتاب با توجه به اينكه معاون فرهنگي معرفي نشده است و مسلماً اداره كتاب ارشاد نيز در بلاتكليفي است، پيشنهاد حذف مميزي پيش از نشر ارشاد و واگذاري مميزي به خود انتشاراتيها كه اماواگرهايي را با خود به همراه داشته، بلاتكليفي خاصي را براي انتشاراتيها به ارمغان آورده است.
اينكه اگر مميزي را ناشر انجام داد و مميزي ناشر مورد قبول ارشاد نبود، تكليف كتابي كه حداقل در چند هزار نسخه منتشر شده است، چه خواهد شد؟ ناشر بر چه اساسي بايد مميزي كند؟ هزينههاي مميزي را ناشر از چه محلي بايد تأمين كند؟ پس قانوني كه مربوط به مميزي در ارشاد است چه خواهد شد و سؤالات مشابه ديگر كه همگي بدون جواب باقي مانده است. از طرفي نيز مصاحبههاي سريالي برخي از مديران انتشاراتي درباره حذف يكباره مميزي ارشاد را نميتوان از نظر پنهان داشت. دقيقاً كساني طرفدار حذف مميزي هستند كه هر سال چندين كتابشان به دلايلي از جمله زير پا گذاشتن مسائل اخلاقي و شبهه انگيزي ديني دچار مميزي و حتي توقيف ميشوند. اين افراد هيچ گونه اعتقادي به مميزي در حوزه كتاب ندارند و تمام تلاششان را انجام ميدهند تا با استفاده از پيشنهاد وزير، راه را براي امتيازگيري مساعد كنند.
اما اينها عامل نگراني نيست، بلكه عامل نگرانكننده اين است كه چه كساني پيشنهادهاي اين گونه را به وزير ارائه ميدهند؟ شايد وزير ارشاد در بدو ورود به وزارت ارشاد، از پيشينه اين طرح خبر نداشته است كه چه كساني در پي اجراي آن بودهاند. در دولت قبل شايع شده بود كه احمدي نژاد تمايل به اجراي آن داشت كه در نهايت به سرانجام هم نرسيد.
مسلما مميزي كتاب مشكل اول حوزه نشر نيست و مسائلي بزرگتر از مميزي وجود دارد كه هنوز لاينحل باقي ماندهاند. قيمت بالاي كاغذ باعث شده انتشار كتابهاي جديد و باز نشر كتابهاي قديمي با كندي و با احتياط انجام شود. قيمت بالاي كاغذ قيمت تمام شده كتاب را افزايش داده و ميزان خريد كتاب را دستخوش تغيير كرده است. نمايشگاه كتاب امسال نمونه بارز اين ادعاست كه علاقهمندان بيشتر به عنوان تماشاچي و نه خريدار كتاب در مصلاي امام خميني (ره) تهران حضور داشتند. نويسندگان زيادي را ميتوان نام برد كه با مشكلات مالي دست و پنجه نرم ميكنند اما به دليل عشقي كه به نگارش و نويسندگي دارند، هنوز قلم در دست دارند و دنبال شغل ديگري نرفتهاند. كساني كه مميزي را بزرگترين چالش حوزه نشر ميدانند، بهتر است نگاهي به ساير دلنگرانيهاي فعالان نشر كشور بيندازند و براي آنها هم راهحل پيشنهاد بدهند!
مميزي را ميتوان در حد و اندازههاي خودش مورد بررسي قرار داد كه انصافاً هم جاي بررسي دارد و ميتواند از حالت سردرگم فعلي خارج و داراي نظام و ساختاري واحد شود كه از نويسنده تا ناشر و ارشاد، هر كس بداند كه چه چيز هنجار يا ناهنجار است. اما نبايد اصل مميزي زير سؤال برده شود و با فضاسازي راه را براي زيادهخواهيها هموار كرد. بهتر است تا انتخاب و معرفي معاون فرهنگي وزير ارشاد، صبر كرد و اين اجازه را به مدير جديد داد تا برنامه خود را براي ارتقاي جايگاه كتاب و كتابخواني ارائه دهد. آن وقت اگر جايي براي پيشنهاد يا نقد وجود داشت، وارد ميدان شد.