هر سال با نزديك شدن به مهرماه، جشنواره فيلم اسكار و گمانهزنيها درباره اثر سينمايي شايسته حضور در اين جشنواره سوژه داغ سينما ميشود. 14 كشور تا كنون نماينده سينماييشان را به اين جشنواره معرفي كردهاند و در حالي كه مسئولان سينمايي ايران هنوز مهرههاي مسئول گزينش نماينده سينمايي ايران در اسكار را كنار هم نچيدهاند اما جو حاكم، كم و بيش دلالت بر انتخاب پرفروشترين فيلمي دارد كه اين روزها روي پرده سينما است؛ آيا اين فيلم معيارهاي كسب موفقيت در اسكار را براي سينمايي كه ديگر خود را مدعي اين حوزه ميداند دارد، ولو كدام فيلم مستحق حضوري اسكاري است؟
اسفندياري چه گفته است؟
«فكر كردن به بازخوردهاي داخلي در عوض تأثيرگذاري در مجامع جهاني از يك طرف و عدم آشنايي با فضاي بينالمللي از طرف ديگر باعث ميشود با اتكا به ديدگاههاي غير تخصصي و سياسي، فرصتي از سينماي ايران دريغ شود.»
در خفقان و سكوت خبري محض درباره فيلمهاي كانديداي حضور در جشنواره فيلم اسكار، واژه به واژه جملاتي كه از جانب مسئول يا مسئولان سينمايي كشور من باب اين موضوع صادر ميشود، ناخواسته زير ذرهبين قرار ميگيرد. وقتي امير اسفندياري، مدير بخش بينالملل بنياد سينمايي فارابي نيز اين جملات را در باب معرفي فيلم ايراني به اسكار مطرح كرد، نگاهها بيش از هر چيز معطوف آن دسته از فيلمهاي روي پرده شد كه مشمول اين جملات ميشدند. طبق قوانين اسكار، فيلمي كه به اين جشنواره معرفي ميشود بايد پيشتر در كشور توليدكننده آن به اكران درآمده باشد. اگر در فرصت 23 روزه باقي مانده تا مهلت قانوني ايران و ديگر كشورها براي معرفي فيلم به اسكار درصد، شانس حضور فيلمهاي كنوني روي پرده سينماهاي كشور را بيش از فيلمهايي بدانيم كه هنوز شانسي براي اكران نيافتهاند از جمع فيلمهاي اكران شده «ملكه »، «حوض نقاشي»، «قاعده تصادف»، «هيس!دخترها فرياد نميزنند»، «بوسيدن روي ماه»، «يكي ميخواد باهات حرف بزنه»، «من مادر هستم»، «بيخود و بيجهت»، «پذيرايي ساده»، «پله آخر»، «بغض»، «جا به جا »، «پل چوبي »، «آينههاي رو به رو »، «گذشته» و «هيچ كجا، هيچ كس»، به مقصد فيلم «هيس!دخترها فرياد نميزنند» ميرسيم؛ اثري كه هم اكنون با فروشي بالغ بر 5/1ميليارد تومان در صدر گيشه سينماي ايران قرار دارد، همچون تجربه وفق دادن شرايط يك پيشگويي با يك واقعه، شايد «هيس!» را بتوان تنها فيلم اكران شده كشور در سال جاري دانست كه با بازخوردهاي داخلي بسياري همراه بوده است. اين فيلم فروش خوبي داشته، بهترين فيلم جشنواره فيلم فجر از نظر مخاطبان لقب گرفته و از توليدات بنياد سينمايي فارابي است. همه اينها به احتمال اسكاري شدن فيلم «هيس!» قوت ميدهند. پوران درخشنده، كارگردان «هيس!» خود پيشتر جزو اعضاي هيئت انتخاب كميتهاي بوده است كه فيلم «جدايي نادر از سيمين» را به اسكار معرفي كردند. در عين حال فيلم «هيس!» با داستاني كه حول محور سه پرونده حقوقي ميچرخد با تكيه بر علم حقوق و از جهت اشكالات قانوني كه بر آن وارد است، مورد نقد عدهاي از منتقدان قرار گرفته است. اين فيلم تابوشكن تصويري صريح از معضل اجتماعي كودك آزاري را به نمايش ميگذارد و اين صراحت نيز منجر به انتقادات فراواني شده است و حالا ممكن است طرح پيشنهاد معرفي آن به اسكار همچون فيلم «جدايي نادر از سيمين» صداي آن دسته از افرادي را در بياورد كه مخالف ارسال فيلمي متمركز بر معضلات اخلاقي جامعه هستند. تا اينجاي كار خصوصيات «هيس !» با اظهار نظر اخير اسفندياري تطابق نزديكي دارد. اين فيلم در عين حال به دليل موضوع خاصي كه دارد و درام اثرگذاري كه احساس و عواطف را در برابر قانون و حقوق قرار ميدهد، ميتواند بازخورد خوب اسكاريها را در پي داشته باشد. اين رو در رويي شايد يكي از همان علائق خاص و توقع و انتظار مطلوب جشنوارههاي خارجي از فيلمهاي ايراني باشد چنانچه پيشتر نيز مدير كميته انتخاب جشنواره كارلو ويواري گفته بود: «ما دوست داريم فيلمي از ايران ببينيم كه در آن كاراكترها درگير مبرمترين نيازهاي زندگيشان باشند! فيلمي كه تماشاچي اروپايي بعد از ديدنش با خودش بگويد چه خوب كه من در آن كشور زندگي نميكنم و چقدر اوضاع زندگيام در اينجا مطلوب است!"» شايد اين فيلم به خصوص در سكانسهاي پايانياش همين حس را به تماشاگر خارجي القا كند.
جريانهاي متفاوت سينماي اسكاري ايران
در ايران ارسال فيلم به اسكار هميشه محل مناقشه و حرف و حديث بوده است. برخي كه عمدتاً از موافقان ارسال «جدايي نادر از سيمين» به اسكار بودند، عقيده دارند كه بيان دغدغههاي اجتماعي وظيفه سينما است و آنچه بيش از هر چيز اهميت دارد، سوژههاي متفاوت و جذاب براي مخاطب خارجي و نيز توجه به ساختار فني و چارچوب حرفهاي است كه بايد در فيلم رعايت شود. در مقابل گروه ديگر مخالف ارسال فيلمي با درونمايه نقد كاستيها و تيرهروزيهاي جامعه هستند ولو اين مخالفت به قيمت از دست رفتن جايزه اسكار ختم شود. مطلوب اين دسته از منتقدان، معرفي آثاري لطيف از جنس «يه حبه قند» رضا ميركريمي، فيلم مروج فرهنگ خانواده ايراني است كه سال گذشته وزير ارشاد سابق در انتظاري محال براي اخذ عذرخواهي رسمي مسئولان اسكار در قبال ساخته شدن فيلم «آرگو» مانع ارسالش به اسكار شد. در شرايطي كه اسكار سال گذشته بسترساز جهاني شدن فيلم ضد ايراني «آرگو» شد، به راستي كدام نماينده سينمايي ايران ميتواند پس از يك سال بار ديگر نام ايران را در بخش فيلم غيرانگليسي زبان اسكار پر آوازه كند؟
آيا «تنهاي تنهاي تنها» شانس دارد؟
انتخابهاي اسكاري ايران تنها به فيلمهاي اكران شده خلاصه نميشود؛ «تنهاي تنهاي تنها» عنوان فيلمي است كه در جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و در پايان آخرين سكانس خود، تشويق ممتد تماشاگران و تمجيد منتقدان را در پي داشت. اين فيلم كه حول محور انرژي هستهاي و دوستي دو پسربچه بوشهري و روسي است، توانست در بازار فيلم جشنواره فيلم فجر نيز نظر مساعد بسياري از كارشناسان را از آن خود كند. سعيد جليلي نيز پيشتر در مناظرات انتخابات رياست جمهوري ضمن تمجيد از اين فيلم گفته بود كه به جاي مذاكره طرف ايراني در كنفرانس 1+5 آلماتي بايد اين فيلم را به نمايش ميگذاشتند. اين فيلم به اكران درنيامده و طبق آنچه در سايت آكادمي اسكار آمده فقط فيلمهاي غير انگليسي زباني كه در قطع ۳۵ يا ۷۰ ميليمتري و از طريق فروش بليت در هر كشوري به نمايش عمومي درآمده باشند ميتوانند به آكادمي اسكار معرفي شوند. اگر هيئت انتخاب فيلم براي ارسال به اسكار بخواهند اين فيلم را انتخاب كنند، آنگاه «تنهاي تنهاي تنها» بايد در اسرع وقت روي پرده سينماها بيايد. ديروز خبري مبني بر اكران اين فيلم در اواسط مهرماه منتشر شد كه اگرچنين باشد، اين فيلم از ارسال به جشنواره اسكار باز ميماند؛ آخرين مهلت براي ارسال اثر به اسكار تا 9 مهرماه است. «تنهاي تنهاي تنها » ميتواند نماينده خوب ايران در اسكار باشد اما اين فيلم شانس چنداني براي موفقيت در اين جشنواره را ندارد. اسكار يك جشنواره امريكايي است و در قبال هر فيلمي كه به اين جشنواره ارسال ميشود بايد منتظر پاسخ و بازخوردي امريكايي بود؛ براي كشوري كه بخش اعظمي از سرمايهداران يهودي سينمايش در تدارك ساخت فيلم ضد ايراني هستند. تصور اهداي جايزه به فيلمي كه موضوع انرژي هستهاي ايران را از دريچه صلح آميزش بررسي ميكند، تقريباً محال به نظر ميرسد.
در اسكار 2014 طبق روال گذشته ابتدا فهرست كوتاه 9 فيلم از ميان فيلمهاي معرفي شده انتخاب ميشوند و سپس پنج نامزد نهايي كسب جايزه اسكار روز 16 ژانويه سال آينده ميلادي از سوي آكادمي اعلام خواهد شد. تجربه نشان ميدهد كه اسكار در اكثر مواقع براي انتخاب و گزينش آثار، عينك سياست را بر چشم ميزند و رويكردهاي سياسي را در انتخابش اثر ميدهد. انتخاب نمايندهاي كه هم سياهنمايي نباشد و هم به ذائقه اسكاريها خوش بيايد، كاري است كارستان؛ انتظاراتي كه جمعاً بايد برآورده شوند و همين موضوع با توجه به وجود حساسيتهايي درباره ايران، انتخاب اثر سينماي كشورمان براي معرفي به اسكار را سال به سال دشوارتر از پيش ميكند!