کد خبر: 610674
تاریخ انتشار: ۱۶ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۰:۱۵
كشتار انسان‌ها به نام دموكراسي يا بهانه‌تراشي امريكا براي حفظ منافع خود؟
اين روزها در حالي احتمال حمله نظامي امريكا به سوريه وجود دارد كه اين كشور خود را بزرگترين حامي دموكراسي و حقوق بشر در جهان مي‌داند
علي رضايي
اين روزها در حالي احتمال حمله نظامي امريكا به سوريه وجود دارد كه اين كشور خود را بزرگترين حامي دموكراسي و حقوق بشر در جهان مي‌داند. تا به حال با همين بهانه، ايالات متحده انسان‌هاي فراواني را قرباني كرده است تا جايي كه مي‌توان ادعا كرد از دموكراسي و حقوق بشر ابزاري ساخته در راستاي سلاخي انسان‌هاي بي‌گناه. امريكا قبل از هر تهاجم نظامي به ساير كشورها، سعي كرده با بهانه قراردادن فقدان دموكراسي يا نقض حقوق بشر در خاك آن كشور، توجيهي قانوني براي حمله و قتل عام انسان‌ها بسازد. حال آنكه با كنكاش در برخي از حوادث اخير مي‌توان دريافت كه امريكا به بهانه دفاع از دموكراسي در ساير كشورها مداخله نكرده است بلكه به بهانه دفاع از منافع و اميال استعمارطلبانه خود به دموكراسي در ساير كشورها حمله كرده است.

  فتنه 88 و حمله به دموكراسي در ايران
حوادث سال 88 كه پس از انتخابات قانوني دهمين دوره رياست جمهوري ايران رخ داد، نمونه واضحي است از تلاش امريكا و حاميانش براي ضايع كردن دموكراسي و مردم سالاري در يك كشور مستقل كه راه خود را بر اساس قوانين داخلي و اصول بين‌المللي انتخاب كرده است.
در آن حوادث اگرچه امريكا جرئت و مهلت حمله نظامي به ايران را پيدا نكرد اما از هر ابزاري جهت ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي و نابودي مردم‌سالاري در ايران استفاده كرد. «برنامه‌ريزي براي آشوب»، «حمايت مالي و رسانه‌اي از فتنه‌گران»، «حضور فيزيكي مأموران دست نشانده سازمان‌هاي جاسوسي امريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي در خيابان‌هاي تهران»، «انجام قتل‌هاي مشكوك و دامن زدن به پروژه كشته‌سازي و مظلوم نمايي»، «سناريونويسي براي تحركات علني و غيرعلني اغتشاشگران عليه حاكميت» و در نهايت «آموزش روش‌هاي مختلف براندازي نرم و انقلاب مخملي به فتنه‌گران» از جمله روش هايي بود كه امريكايي‌ها براي مهار داخلي نظام جمهوري اسلامي به كار بستند.
در بعد بين‌المللي نيز آنان با تبليغات گسترده عليه نظام جمهوري اسلامي خصوصا با ادعاي نقض دموكراسي و حقوق بشر در خاك ايران و نيز با تحريم‌هاي مختلف كه علنا علت آن را كمك به مخالفان نظام عنوان مي‌كردند، سعي داشتند تا فاتحه مردم سالاري را در ايران بخوانند و بعد از آن احتمالا با يك حمله نظامي مردم ايران را زير سنگ دموكراسي توهمي خود دفن كنند تا اساساً پيام انقلاب اسلامي در جهان به يك امر منسوخ و مرده تبديل شود؛ آرزويي كه امريكا و حاميانش براي چندمين بار در سال 88 در گور سياست‌هاي استعماري و استكباري خود مجبور به دفن آن شدند.
نقشه‌هاي استعماري ايالات متحده و حاميانش به قدري خصمانه و نفرت‌انگيز دنبال شد كه خوشبختانه پس از مدت كوتاهي اكثريت ملت در دفاع از نظام خود به واقعيات پي بردند و وحدت را سرمايه آينده نظام و توسعه سياسي و دموكراسي در ايران كردند.
 
  كودتا در مصر و حمله به دموكراسي
اقدام به بركناري محمد مرسي، رئيس‌جمهور قانوني مصر با توسل به نيروهاي نظامي نامي غير از كودتا كه عملي خلاف دموكراسي است، ندارد. درست است كه عده‌اي از مردم مصر مخالف اقدامات دولت مرسي بودند يا برخي تصميمات او نادرست بوده است، اما اينها دليلي بر آن نبود كه يك دولت برخاسته از يك انتخابات قانوني، از سوي نظاميان بركنار شود. در اين كودتا نيز كه كاملاً در جهت عكس دموكراسي بود مي‌توان دست امريكا را ديد.
در اين خصوص دكتر محمدعلي بصيري، استاد دانشگاه و تحليلگر مسائل امريكا طي گفت و گويي به بررسي سياست امريكا در قبال تحولات اخير مصر پرداخته و گفته است: «ارتش مصر نهادي است كه افسران ارشد آن بر اساس قرارداد كمپ ديويد كه با اسرائيل منعقد شده است، عمدتاً با امريكا رابطه مستحكمي دارند كه اين ارتباط به طور كامل برقرار است و در مواردي مانند كودتاي اخير، يك هماهنگي كاملي ميان ارتش مصر و امريكا وجود دارد. در واقع دولت مبارك و ارتش مصر در آن زمان كاملاً امريكايي بودند و هيچ مسئله و مشكلي نيز با امريكا و اسرائيل و قرارداد كمپ ديويد نداشتند، اما آن چيزي كه براي امريكا مزاحمت ايجاد كرد، قيام مردم بود، مردمي كه به ميدان التحرير آمدند و در ادامه نيز دولت مبارك سقوط كرد. خواست مردم مصر اين بود كه يك دولت مردمي- اسلامي روي كار بيايد. مرسي با قدرت و حمايت مردم، برخلاف ميل امريكا، بدنه ارتش و ساختار قديمي مصر روي كار آمد. اما در ادامه روند انقلاب، آقاي مرسي آن چيزي نبود كه مورد نظر مردم انقلابي مصر باشد، يعني مردم از دولت آقاي مرسي انتظار داشتند كه دولتي باشد كه از غرب و امريكا فاصله بگيرد، قرارداد كمپ ديويد را لغو يا تجديد نظر كند، رابطه‌اش را با اسرائيل قطع كند. اينها خواست عمومي مردم انقلابي مصر بود.
اما ايشان آمد و حاميان و دوستاني را كه در دوره مبارزه از او حمايت كردند، كنار زد و به دشمنان نزديك شد. نهايتاً آقاي مرسي ماند با اكثريت مردمي كه معترض و معتقد بودند كه انقلاب از اصول و اهدافش توسط آقاي مرسي منحرف شده است. به همين دليل نيز مردم مصر عليه دولت آقاي مرسي قيام كردند. در مقابل، آقاي مرسي از پشتوانه امريكا و ارتش برخوردار نبود و با پشتوانه مردم روي كار آمده بود. در نتيجه وقتي آقاي مرسي پشتوانه مردمي خود را از دست داد، نوبت امريكا بود تا به مطلوب خود جامه‌عمل بپوشاند و يك دولت نظامي يا دولتي هماهنگ‌تر از آقاي مرسي روي كار بيايد. به همين دليل با چراغ سبز امريكا، ارتش در فرآيند كودتا ايشان را از قدرت كنار زد تا بدين وسيله نشان دهد كه با مردم هستند و بتوانند اوضاع داخلي مصر را مديريت و كنترل نمايند.»
بر اساس اين گفته‌ها كه اسناد متقني نيز دال بر آن است، مي‌توان مطمئن شد كه امريكا در كودتاي ارتش مصر دست داشته است و در آنجا براي رسيدن به منافع خود سعي كرد با حمله به دموكراسي و كنار زدن مرسي، شخصي روي كار آيد كه همچون مبارك يك امريكايي تمام عيار باشد.
 
  تلاش براي حمله به دموكراسي در سوريه
بيش از دو سال است كه سوريه آبستن حوادث ناگواري شده است. گروه‌هاي تكفيري و تروريست‌هاي وارداتي به سوريه سعي دارند تا دولت قانوني بشار اسد را زمين بزنند و تاكنون در اين راه خون هزاران بي‌گناه را ريخته‌اند. اين عده در حالي اين خواست را ابراز مي‌كنند كه در همه‌پرسي سوريه براي تأييد دومين دور رياست جمهوري بشار اسد در اين كشور، 62/97 درصد مردم اين كشور وي را تأييد كرده‌اند. از سوي ديگر بشار اسد رئيس‌جمهور سوريه پس از بروز حوادث تلخ در كشورش، بارها نسبت به انجام برخي اصلاحات و نيز برگزاري انتخابات در سال 2014 تأكيد كرده است. با اين حال تغيير دولت حاكم در سوريه بدون رعايت قواعد و قوانين دموكراسي خواست مخالفان اسد است كه در اين راه به طور كامل مورد حمايت امريكا و حاميانش قرار گرفته‌اند. ايجاد فشار بر سوريه كه شامل طيف گسترده‌اي از انواع تحريم‌ها و سياست‌هاي هشداردهنده است يكي از راه‌هاي حمايتي غرب از تروريست‌هاي حاضر در سوريه به شمار مي‌رود. در اين رابطه مي‌توان به تحريم 23 مي 2011 اشاره داشت كه در آن وزراي خارجه كشورهاي عضو اتحاديه اروپا، بشار اسد و نه شخصيت ارشد حكومت سوريه را تحريم كردند. كمك‌هاي آشكار و پنهان تسليحاتي و پولي به تروريست‌هاي پرورشي امريكا، انگليس و رژيم صهيونيستي كه به سوريه صادر شده‌اند از ديگر مواردي است كه امروز در حال انجام است.
آخرين حربه براي حمله به دموكراسي در سوريه نيز قرار است با حمله نظامي به سوريه توسط امريكا محقق شود تا متحد اصلي ايران و خط مقدم جبهه مقاومت در منطقه و دشمن بزرگ رژيم صهيونيستي از ميان برداشته شود.
بنابراين تمام شواهد و قرائن نشان مي‌دهد كه دولت‌هاي مستكبري چون امريكا كه بيشترين خون‌ها را بر زمين ريخته‌اند و زير سايه مجسمه آزادي و دموكراسي توهمي، حقوق بشر را به تمسخر گرفته‌اند، اعتقادي به اصول روابط بين‌الملل و دموكراسي ندارند و از اين مفاهيم تنها براي بهانه‌تراشي جهت حفظ منافع خود استفاده مي‌كنند و اگر براي حفظ آن منافع لازم باشد هزاران نفر را قرباني كنند، از اين كار دريغ نمي‌كنند زيرا معنا و هدف دموكراسي در فرهنگ امريكايي، حفظ منافع خود به هر قيمتي و از هر طريق و با هر وسيله‌اي است كه در اين فرهنگ ظاهراً «سنبه استعمار» و «انفجار باروت» بيشترين قيمت را دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار