
نطق تلويزيوني باراك اوباما و سخن گفتن رئيسجمهور امريكا با مردم در خصوص جنگ عليه سوريه، از منظري احتمال استفاده از گزينه نظامي خارجي در بحران سوريه را قوت بخشيد. باراك اوباما در اين نطق تلويزيوني ميگويد: «تصميم گرفتيم عليه سوريه دست به اقدام نظامي بزنيم و اختيار جنگ را دارم و اين حمله ميتواند فردا يا هفته آينده يا ماه آينده انجام شود.» اوباما با تصريح بر گرفتن مجوز از كنگره براي استفاده از نيروهاي نظامي امريكا عليه سوريه، خطاب به نمايندگان كنگره امريكا ميگويد: «از اعضاي كنگره ميخواهم كه درباره حمله به سوريه، تصميمي اتخاذ كنند كه در خدمت امنيت ملي باشد.»
اما در مورد نتايج و پيامدهاي جنگ احتمالي امريكا عليه سوريه، در سخنان رئيسجمهور امريكا، نكات قابل تاملي وجود دارد كه از آن جمله است:
1- «نميخواهيم اوضاع سوريه را توسط ارتشمان حل كنيم.»
2- «ما در عراق جنگ سختي را تجربه كرديم و همچنان در افغانستان درگير هستيم و نميتوانيم به صورت طولاني در بحران سوريه وارد شويم.»
تأمل در گزاره دوم، واژه «نميخواهيم» گزاره اول را به خوبي معنا ميكند، بنابر اين ميتوان جمله اول اوباما را اينگونه تصحيح كرد: «نميتوانيم اوضاع سوريه را توسط ارتشمان حل كنيم.»
اعتراف صريح رئيسجمهور ايالات متحده به شكست در صحنههاي نبرد افغانستان و عراق، در حالي صورت ميپذيرد كه «بوش» رئيسجمهور وقت امريكا در زمان تصميمگيري براي لشكركشي به اين دو كشور، اطمينان كامل به پيروزي داشت.
بر همين اساس با توجه به تجارب پيشين ايالات متحده در افغانستان و عراق از يك طرف و شرايط منطقه و ويژگيهاي خاص بحران سوريه و طرفهاي درگير در اين بحران از طرف ديگر، رئيسجمهور امريكا به يك جنگ محدود چند روزه با استفاده از نيروي هوايي و موشكي در راستاي منافع كشورش ميانديشد.
سؤال مهم براي كارشناسان و تحليلگران مسائل سياسي و بينالمللي در شرايط كنوني، ميزان تحقق اهداف امريكا در پي انجام اقدام نظامي در سوريه است. شايد پاسخ اين سؤال براي بسياري و از جمله خود دولتمردان امريكايي نامشخص باشد. البته امريكاييها در صورتي جنگ را آغاز خواهند كرد كه به پيروزي در آن اطمينان داشته باشند، اما تجربه نشان داده، اطمينان سران امريكا به پيروزي در جنگ، واقعيت را تغيير نميدهد و نتيجه همانند جنگ در افغانستان و عراق، ميتواند شكست باشد و پيروزي براي آنان يك توهم بيش نبوده است.
امريكاييها در جنگ احتمالي عليه سوريه، دو سري اهداف راهبردي و تاكتيكي را دنبال ميكنند. تحقق اين اهداف به منزله پيروزي امريكا در اين جنگ خواهد بود.
اهداف امريكا در جنگ احتمالي عبارتند از:
1- اهداف راهبردي
الف) نمايش قدرت به عنوان رهبر جهان
ب) يادآوري ايده خاورميانه بزرگ براي افكار عمومي و نمايش عزم و اراده امريكا براي تحقق اين طرح در راستاي نظم نوين جهاني
ج) تضعيف موقعيت جبهه مقاومت و حاميان اين جبهه
د) ايجاد انحراف در مسير حركت بيداري اسلامي
ه) تقويت امنيت رژيم صهيونيستي از طريق تضعيف جبهه مقاومت و بيداري اسلامي
2) اهداف تاكتيكي
الف) تضعيف دولت و ارتش سوريه و جلوگيري از پيشرويهاي ارتش در مناطق تحت كنترل معارضان
ب) تقويت روحيه گروههاي تروريستي در داخل سوريه و تقويت موازنه نظامي در صحنه عملياتي به نفع آنان
ج) نابود كردن زيرساختهاي قدرت سوريه و ناتوان كردن دولت اين كشور در اداره زندگي مردم
د) محك زدن واكنش سوريه و حاميان منطقهاي و بينالمللي آن از قبيل روسيه، ايران، حزبالله لبنان و...
آيا اين اهداف تحقق مييابد؟ تحقق اين اهداف از منظر امريكاييها در صورتي خواهد بود كه دولت سوريه به تنهايي يا به همراه برخي از متحدين خود واكنشي نسبت به اقدام نظامي خارجي نشان ندهد. مقامات امريكايي بر اين باور هستند كه سوريها در قبال حملات محدود هوايي، همانند حملات گذشته رژيم صهيونيستي به سوريه، از خود واكنش نشان نخواهد داد و بر اين اساس، آنان ميتوانند جنگ را آنگونه كه ميخواهند شروع كنند و به پايان رسانند و اهداف مورد نظر را تحقق بخشند. آيا اينچنين خواهد شد؟ يا اينكه واقعيت چيز ديگري خواهد بود و امريكاييها دچار نوعي توهم براي پيروزي شدهاند؟ به نظر ميرسد كه جنگ محدود مورد نظر امريكاييها، همانند جرقهاي بر بشكههاي باروت است كه پيامدها و ابعاد آن نامشخص است.