کد خبر: 610295
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۸:۳۸
نقشه راه اصلاح‌طلبان براي بازگشت رسمي به قدرت
قريب به 100ماه است كه تجديدنظرطلبان از عالي‌ترين مراكز رسمي قدرت دور هستند و درطول اين مدت، براي رجعت دوباره به قدرت، تئوري‌هاي پيچيده و عمليات سازمان‌يافته‌اي را تدارك ديده‌اند
محمد اسماعيلي
قريب به 100ماه است كه تجديدنظرطلبان از عالي‌ترين مراكز رسمي قدرت دور هستند و درطول اين مدت، براي رجعت دوباره به قدرت، تئوري‌هاي پيچيده و عمليات سازمان‌يافته‌اي را تدارك ديده‌اند تا شايد باز هم بي‌توجه به دغدغه‌هاي اقتصادي ومعيشتي مردم، از منظرخاص خود به تبيين مفاهيمي نظير آزادي بيان، جامعه مدني، حقوق بشر و توسعه سياسي بپردازند. 
اين طيف كه از سال76 تا پايان دوره رياست جمهوري خاتمي در پياده‌سازي بسياري از ايده‌هاي مختلف استحاله و براندازي ناكام مانده بود به محض كناررفتن از قدرت به بازسازي فكري- تشكيلاتي خود برآمد واگرچه تلاش‌هاي گسترده اتاق فكر اين جريان براي تصاحب قدرت، در دو انتخابات سال84 و88، با رويگرداني مردم از شعارها و برنامه‌هاي منسوبين به اين جريان ناكام ماند و به غائله‌اي ختم شد، اما هيچ گاه باعث نشد كه تصيم سازان اين جريان دست از تلاش‌هاي خود بردارند. 
  
گام به گام تا بازگشت به قدرت 
رويكرد پدرخوانده‌هاي اين جريان پس از ناكامي در شهرآشوب 88 براي «بازگشت به قدرت» شكل تازه‌اي به خود گرفت و در چند فاز مشخص براي گروه‌ها و رسانه‌هاي اين دسته سياسي تعريف شد. 
1- «اتخاذ مواضع نرم و معتدل هم جهت با مباني انقلاب ونظام» اولين تاكتيك جريان تجديدنظر پس ازغائله88 با هدف «متقاعد نمودن نظام براي بازگشت به عرصه‌هاي سياسي» و «اقناع افكارعمومي درهمين جهت» به حساب مي‌آيد كه حد فاصل زماني بين حماسه 9 دي و چندماه قبل از انتخابات92 را شامل مي‌شود.  شاهد مثال اين تاكتيك، اتخاذ مواضع نرم مجمع روحانيون و رهبران اصلي اين طيف درطول سال‌هاي 89 و90 مي‌باشد كه با جست‌وجوي ساده در اينترنت قابل دسترسي است. 
2- دومين تاكتيك اصلاحات براي بازگشت رسمي به قدرت، «شركت در مناسبات تبليغاتي - رقابتي انتخابات سال92» مي‌باشد با اين هدف كه به جامعه القا كنند فضاي انتخابات به مانند ادوار گذشته دوقطبي اصلاحات- اصولگرا است.  استفاده از اين شيوه به خودي خود اين گزاره را به افكارعمومي و حاكميت تحميل كرد كه اصلاحات جزء لاينفك نظام سياسي كشور است.  البته با كناره‌گيري نامزد اختصاصي اين گروه ازصحنه رقابت انتخاباتي 92، هيچ‌گاه راهبرد تعريف شده رهبران فكري اين جريان تغييري نكرد و اين را هم بايد اشاره كرد كه اين دو تاكتيك، نيمي از راهي بود كه تصميم گيران اين جرگه براي «بازگشت رسمي به قدرت» درطول چهار سال خود تبيين كرده بودند. 
تأكيد مي‌شود كه نيمي از راهبرد جريان اصلاحات «بازگشت پنهان يا نيمه رسمي به قدرت» است كه تاكنون با ورود منسوبين اين جريان به لايه‌هاي مديريتي وزارتخانه‌ها به خوبي محقق شده و مقدمه‌اي است براي پياده‌سازي مرحله سوم از اين استراتژي. 
 
  «فعاليت مدني» گامي مهم از استراتژي اصلاحات
 3- اما مرحله سوم از اين راهبرد را بايد پس از موفقيت دكتر روحاني و در اظهارات برخي نظريه‌پردازان اين جريان جست‌وجو كرد و آن « احياي فعاليت‌هاي مدني» البته با نگاه خاص اصلاح‌طلبي است. « احياي فعاليت‌هاي مدني» كه در جهت بازسازي تشكيلاتي جريان اصلاحات در دستور كار قرار گرفته كمك به هدفي بزرگ‌تر كه همان بازگشت رسمي به قدرت است، قلمداد مي‌شود. 
سعيد حجاريان، يكي ازمتفكرين اين جرگه در گفت‌وگويي تأكيد مي‌كند: «. . . بايد به سمت فعاليت‌هاي مدني پيش رفت. . . اصلاح‌طلبان دراين دولت، بايد به سمت دانشگاه و فعاليت‌هاي روزنامه نگاري پيش بروند و دركل همه كار مي‌شود كرد.»
جلايي‌پور يكي ديگر از تئوري‌پردازان اصلاح‌طلب عنوان مي‌كند: « اصلاح‌طلبان بايد به عرصه‌هاي اجتماعي برگردند، بايد در اين چهار سال به سمت نظام حزبي، تشكيلNGO، وتقويت نهادهاي مدني بپردازند.»
شيرزاد از فعالان اين جريان نيز از رويكرد دوستان خود در اين دولت پرده برداشته است: «اولويت اصلاح‌طلبان حضور در كابينه ( روحاني) نيست، بلكه حضور در جامعه مدني، فعال كردن فضاي سياسي، ‌فعال كردن تشكيلات سياسي اصلاح‌طلبان و تأثيرگذاري در اتفاقات آتي كشور است.»يا سلطاني‌فر يكي از فعالان اصلاح‌طلب هم اظهار مي‌كند: « اصلاح‌طلبان براي فتح خاكريزهاي از دست رفته برنامه دارند.» اما موسوي لاري برنامه اصلاح‌طلبان را براي بازگشت به قدرت با وضوح بيشتري بيان مي‌كند: «بايد در اين فضاي جديد به تقويت نهاد‌هاي مدني، احزاب و تشكل‌ها بپردازند. اصلاح‌طلبان بايد با شناسنامه مشخص خود به فعاليت در عرصه جامعه مدني بپردازند.»
صادق زيبا كلام هم هدف راهبردي جريان متبوع خود را اينگونه بيان مي‌كند: «بنابراين اصلاح‌طلبان براي انتخابات مجلس دهم يقيناً با پرچم اصلاح‌طلبي و تشكل‌هاي خودشان وارد خواهند شد، البته ممكن است در همين انتخابات شاهد ائتلاف بين نامزدهاي جناح دولت روحاني و اصلاح‌طلبان در برخي از حوزه‌ها باشيم اما مسلم است كه اصلاح‌طلبان از حالا به بعد راه مستقل خودشان را خواهند پيمود.» به زعم تئوري‌پردازان اين جرگه، تقويت، بازتواني وگسترش تحركات مدني مي‌تواند هدف غايي پدرخوانده‌هاي اين جريان را كه همان بازگشت رسمي به قدرت - كه در قالب انتخابات مجلس دهم و دولت دوازدهم شكل بيروني به خود مي‌گيرد- ياري كند. 

  تعريف خاص اصلاح‌طلبان از فعاليت‌هاي مدني
هرچند كه نفس پرداختن به فعاليت‌هاي مدني توسط گروه‌هاي سياسي موضوع پذيرفته شده‌اي در نظام‌هاي سياسي امروز به شمار مي‌آيد، اما با نيم نگاهي به عملكرد سياسي- اجتماعي جريان اصلاحات در طول سال‌هاي پس ازانتخابات سال76 مي‌توان اظهار كرد كه برداشت و فهم نظريه‌پردازان و پدران فكري اين جريان از اين اصل سياسي- حقوقي چيزي فراتر از پيگيري مطالبات جرياني خود در قالب تعريف شده نظام جمهوري اسلامي ايران است. 
مرور اتفاقات و تحولات سياسي منبعث از«فعاليت مدني اصلاح‌طلبان» در سال‌هاي اخير گزاره‌هايي مانند غوغاسالاري، غائله‌آفريني، تمكين نكردن به قانون اساسي، نپذيرفتن نظراكثريت، فتنه‌گري و افترا زدن به نظام اسلامي را به يادها متبادر مي‌كند و اين ترس را در دل زنده مي‌كند كه احياي «اصل» اشاره شده توسط اين جريان، مي‌تواند كشور را در آستانه بحران‌هاي ديگري قرار دهد. 
  وزارتخانه‌هايي كه سكوي پرش اصلاح‌طلبان به حساب مي‌آيند
 1- اصلاح‌طلبان خوب مي‌دانند كه براي ايجاد تحركات مدني نيازمند قشر جوان و پوياي جامعه هستند و بر همين اساس تصاحب سه وزارتخانه مهم را كه ارتباط مستقيمي با جوانان دارند بسيار مهم و استراتژيك مي‌دانند. رهبران اين گروه سياسي تجربه كرده‌اند كه تحريك و ترغيب قشرجوان و بهره‌برداري از احساسات آنها جز با تسلط بر اين وزارتخانه‌ها امكان‌پذير نيست. 
2- قلع و قمع روساي دانشگاه‌ها جهت «فعال نمودن تشكل‌هاي دانشگاهي تندور»، با هدف بازتوليد فعاليت‌هاي ساختارشكنانه يا به اصطلاح، اصلاح‌طلبان «فعاليت‌هاي مدني» در طي ماه‌هاي آتي صورت مي‌گيرد و زمينه خوبي براي شكل‌گيري غائله‌هايي شبيه به فتنه سال78 به‌حساب مي‌آيد. 

  «توسعه سياسي»هميشه در اولويت است 
رسانه‌هاي زنجيره‌اي طيف اصلاحات درشرايطي سعي دارند تمام هم و غم خود و دولت يازدهم را فعاليت‌هاي مدني و تقويت احزاب القا كنند كه مطالبات اصلي مردم، مرتفع شدن مشكلات معيشتي واقتصادي است. 
اين رويكرد نشان مي‌دهد كه رهبران اين جريان در جهت خلاف آنچه جامعه دنبال مي‌كنند، حركت مي‌كنند و اين يعني حركتي متضاد با منافع ملت و انقلاب كه نظريه پردازان اين جرگه مدعي دفاع از آن هستند. 
در پايان بايد تأكيد داشت كه «دولت روحاني»؛ دولتي گذار براي به قدرت رسيدن مجدد تجديدنظرطلبان در «مجلس دهم»و«دولت دوازدهم»است به شكلي كه جلايي پور در هفته اخير اعلام كرده: « هدف ميان‌مدت اصلاح‌طلبان مواجهه فعال و سازنده با دو انتخابات مجلس شوراي اسلامي و خبرگان است كه در دو سال‌آينده برگزار مي‌شود.»‌همانطور كه جلايي‌پور اشاره مي‌كند، در نقشه راه اصلاح‌طلبان، كسب قدرت در مجلس شورا و خبرگان يا دولت دوازدهم هدفي ميان‌مدت به شمار مي‌آيد و استحاله و براندازي مي‌تواند هدفي نهايي و بر زمين مانده قلمداد شود كه هوشياري مجلس شوراي اسلامي را براي بررسي دقيق وزراي پيشنهادي سه وزارتخانه باقيمانده دولت مي‌طلبد. 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار