حمزه و رضا در سيماي فرانسوي شبكه جهاني سحر به تهيهكنندگي محمد شكيبانيا و كارگرداني حامد شكيبا در روستاي «جويا» در جنوب لبنان تصويربرداري شده است. فيلم با حركت دوربين در راههاي باريك، جادهها و طبيعت بكر جنوب لبنان آغاز ميشود؛ راههايي كه تنها آذين آنها تابلوعكسهايي از شهداست. دوربين قصد نشان دادن تصويري از واقعيت منطقه را دارد بيآنكه تصور يا باوري را پررنگ كند، به همين دليل بيهيچ توقفي از تابلوعكسهاي شهدا گذر ميكند و اولين احساسي كه در مخاطب ايجاد ميشود، حس لذتي است كه از ديدن منطقه بكر و زيبا بهوجود ميآيد. تكرار پلانها از طبيعت بيبديل حاكي از آن است كه كارگردان براي نشان دادن اين تصاوير، عمدي دارد تا دلايل طمع استكبار بر اين سرزمين را نشان دهد. بعد از عبور دوربين از جادهها و گذر از روستاي جويا محمد و حمزه را در وسط رودخانهاي در حال توپ بازي ميبينيم كه خواهرانشان نيز كنارشان هستند. رضا 12 ساله و حمزه 11 ساله است، هر دو در خانوادهاي شيعه زندگي ميكنند كه عضو مقاومت هستند. آنها از باورها و اعتقاداتشان را ميگويند، از مقاومت و آيندهاي كه در دنياي كودكانه خود براي آن متصور هستند، سخن ميگويند، آرزوهايشان را با دوربين در ميان ميگذارند و آنچه را كه براي سرزمين مادري ميخواهند، بيپرده عنوان ميكنند. نكته جالب توجه در اين مستند نوع نگاه و شيوه سخن گفتن دو نوجوان است كه در عين اينكه در دنياي كودكي به سر ميبرند، نگاهي بزرگمنشانه دارند. گويي مقاومت از آنها كودكاني بزرگسال ساخته است. نگاه تحليلگرايانه آنها درباره شهداي مقاومت، صهيونيسم و استكبار جهاني، سرزمين مادري و از همه مهمتر اشغال، نشان از اين دارد كه مقاومت در خانوادههاي لبناني در حد يك شعار و رفتار بيروني خلاصه نشده و تا تربيت و آموزش كودكان آنها نيز راه يافته است.
حمزه و رضا در خانه نيز بار ديگر با دوربين صحبت ميكنند و اين بار از بازيهاي پشت پرده كه عليه آنها اتفاق ميافتد، حرف ميزنند. آنها با رايانه بازي ميكنند اما همچون كودكان ديگر اسلحه رايانهاي آنها اردوگاهها و چادرهاي فلسطيني را نشانه قرار نميدهند. برعكس سراغ تجهيزات اسرائيلي ميروند و اصلا مهم نيست كه امتياز منفي ميگيرند. نكته جالبتر آنجا اتفاق ميافتد كه محمد سراغ حمزه ميآيد و از او ميخواهد بازي رايانهاي را كه بلاي جان كودكان دنياي امروز شده است، كنار بگذارد و با هم توپبازي كنند. از اينجا به بعد است كه موسيقي حماسي به كار اضافه شده و ريتم كار نيز تندتر ميشود. گويي كودكان لبناني پس از نهادينه شدن باور مقاومت در وجودشان به پا ميخيزند و مخاطب باور ميكند كه مقاومت هرگز تمامشدني نيست. شايد نسل بعدي اين سرزمين با جديت بيشتري از پدرانشان هدف را دنبال كنند. سكانس بعدي بازي دوباره رضا و حمزه در كوچهپسكوچههاي سرسبز و بينظير روستاي جويا اتفاق ميافتد و سپس دوربين به تدريج كه از آنها دور ميشود، بار ديگر سرزمين بكر و زيباي لبنان را در كادر خود قرار ميدهد. مستند حمزه و رضا در عين سادگي اهداف مقاومت و دلايل شكلگيري آن را از زبان دو كودك لبناني با چنان صراحت و صداقتي بيان ميكند كه بر دل مخاطب مينشيند. اين مستند حدود 18 دقيقه مخاطب را درگير و ميخكوب ميكند، ميخكوب حرفهاي صادقانه و بلندنظرانه دو كودك، ميخكوب طبيعت بينظير عروس خاورميانه، ميخكوب زندگي مردم شيعه جنوب لبنان كه همچون طبيعت زيبايشان، تميز و بيبديل است و در نهايت غيرمستقيم او را در جريان اهداف پشت پرده و چرايي طمع استكبار بر اين سرزمينها قرار ميدهد. تصاوير انتخابي وحيد فرجي كارگردان و تهيهكننده را براي رسيدن به هدفشان در انتقال پيام فيلم ياري كرده است. مستند حمزه و رضا با زبان عربي و زيرنويس فرانسوي و براي مخاطبان فرانسوي شبكه جهاني سحر ساخته شده است؛ مستندي كه ميتواند به سهم خود نگاه مردم اروپا را نسبت به مقاومت و رفتار صهيونيسم به واقعيت نزديك كند؛ مردمي كه در محاصره رسانههاي جهان استكبار گاه تصوري خلاف واقعيت از فلسطين، مقاومت لبنان و مردم ايران دارند.