کد خبر: 609831
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۶:۱۶
خوشبختانه احساس خجالت و كمرويي از احساساتي است كه بعد از تولد در دوره هاي مختلف زندگي شكل مي گيرد.
افکارنیوز: خيلي از بچه هاي خجالتي عليرغم هوش بالا و استعداد زياد صرفاً به دليل كمرويي بسياري از فرصت هاي خوب زندگي را از دست مي دهند.

ـ خب چرا خودت به بچه ها نمي گي؟ به نظر من پيشنهاد خيلي خوبيه، به نفع همه است... اگه بچه ها قبول كنند خيلي خوب مي شه...
ـ خيلي دلم مي خواد خودم به آنها بگم، اما نمي تونم. متاسفانه من خيلي خجالتي ام، هر وقت مي خواهم جلو چند نفر حرف بزنم نفسم بند مي آد. خيس عرق مي شم. دستام مي لرزه و صورتم آنقدر قرمز مي شه كه همه مي فهمند، مطمئنم كه مسخره ام مي كنند. آن وقته كه دلم مي خواد آب بشم برم توي زمين. دلم مي خواست مثل تو راحت حرف بزنم و اصلاً خجالت نكشم. از خودم بدم مي آد. اي كاش يكي كمكم مي كرد...

درد او

اگر سعي كنيد خودتان را جاي اين نوجوان بگذاريد، حتماً مي توانيد درد و رنجي را كه در موقعيت هاي مختلف احساس مي كند، بفهميد. خيلي از بچه هاي خجالتي عليرغم هوش بالا و استعداد زياد صرفاً به دليل كمرويي بسياري از فرصت هاي خوب زندگي را از دست مي دهند. نوجوان خجالتي معمولاً در برقراري ارتباط با ديگران پيش قدم نمي شود و براي غلبه بر ترس و اضطراب ناشي از حضور افراد ناآشنا و موقعيت هاي اجتماعي جديد به زمان زيادي احتياج دارد.

اين نوجوان اگر عملي برخلاف معيارهاي اخلاقي مهم خود و يا افراد مهم زندگي اش مرتكب شود به حدي مضطرب و پريشان مي شود كه همه افكار حتي حافظه اش بر هم مي ريزد. به همين دليل ترجيح مي دهد كمتر حرف بزند و خود را در موقعيت هايي كه مجبور به اظهارنظر باشد قرار ندهد. سوال پرسيدن و جواب دادن به سوالات معلم برايش دشوار است. ورود و خروج از فضاهايي كه افراد زيادي در آنجا هستند، صحبت با تلفن، آدرس پرسيدن، غذا خوردن و... حتي دستشويي رفتن در حضور ديگران برايش بسيار مشكل است.

چنين نوجواني معمولاً از دور نظاره گر رفتارهاي طبيعي ديگران است و احتمالاً بيشتر خود را سرزنش مي كند كه چرا مثل بقيه نيست. از آنجا كه نوجوان خجالتي نمي تواند برخورد صحيح و منطقي داشته باشد به نوعي بي تفاوتي و بي ارادگي درباره امور عادي زندگي دچار مي شود و نسبت به آرامش زندگي اش احساس مسئوليت نمي كند. اين نوجوانان دليل رفتارهاي خود را نمي دانند و به دليل كمبود اعتماد به نفس رفتارها و گفته هاي ديگران را به خود نسبت مي دهند و خيلي زود ناراحت و دلخور مي شوند. آنها فكر مي كنند كه همه آدم ها به دنبال كشف عيب و ايرادهاي آنها هستند تا مسخره شان كنند. از آنجايي كه فكر مي كنند هيچ كس نبايد متوجه ضعف و ناتواني هايشان بشود تلاش زيادي مي كنند تا اشتباه نكنند و به همين خاطر هميشه تحت فشار و اضطراب هستند. آنها در مورد خود و ديگران افكار و باورهاي غلط دارند و هميشه خود را دست كم مي گيرند. آنها هرگز نمي توانند از معاشرت با ديگران لذت ببرند و تجارب مثبت به دست بياورند و طبيعي است كه به دليل احساسات بدي كه دارند اغلب احساس تنهايي و افسردگي مي كنند. آنها به ندرت مي توانند افكار، احساسات، علم و دانش، توانايي و استعدادهاي خود را به درستي به ديگران نشان دهند. از صميميت، شكست و ارزيابي شدن توسط ديگران مي ترسند. در جايي كه بايد محكم و قاطع باشند، آرام و بي تفاوت و با تن صداي پايين حرف مي زنند و قطعاً نمي توانند تاثير مثبت بر ديگران بگذارند. اين نوجوانان به دليل منفي نگري شان در مورد هر چيز و هركس پيش داوري منفي كرده و معمولاً جنبه هاي منفي قضايا را مي بينند.

دليل كمرويي

اما خوشبختانه احساس خجالت و كمرويي از احساساتي است كه بعد از تولد در دوره هاي مختلف زندگي شكل مي گيرد. يكي از دلايل كه باعث خجالتي شدن آنها مي شود اين است كه والدين معمولاً براي جلوگيري از انحرافات و تخلفات بچه ها مجازات و تنبيه هايي اعمال مي كنند كه احساس منفي خجالت و عذاب وجدان را در آنها ايجاد مي كند و بدتر از همه اينكه به جاي انتقاد از عمل فرزندشان خود او را بچه بد خطاب مي كنند. مثلاً مي گويند: «خيلي بچه بدي هستي كه اين كار را كردي، حرف بد زدي، ديگه دوستت ندارم، بچه بد.» اما واقعيت اين است كه در پس اين عبارات پيام هايي است كه كودك و نوجوان آن را مي فهمد و باور مي كند كه آدم بدي است. اين افكار در ذهن و ضمير ناخودآگاه او چنان نقش مي بندد كه هيچ ارزش و توانايي در خود نمي بيند و به جاي اعتماد به خود قطعاً برداشت و نظر ديگران در مورد خودش برايش مهم مي شود.

والدين چه بايد بكنند

والدين مي توانند به آنها جرات ورزي و قاطعيت را بياموزند. آنها را ترغيب كنند كه در مورد موضوعات مورد علاقه شان حرف بزنند به نحوي كه هم شروع و هم ا دامه و پايان آن را به خوبي رعايت كنند. پس توانايي نه گفتن قاطعانه را به آنها بياموزيد. تشويق شان كنيد كه خواسته ها و نيازهايشان را در جمع هاي صميمي خانوادگي بيان كنند. از آنها بخواهيد كه در مورد احساسات خود چه مثبت و چه منفي حرف بزنند تا جرات و شجاعت كافي براي ابراز وجود را به دست بياورند. وقتي پيش دوست، آشنا، فاميل، معلم، مدير، پزشك و... مي رويد به جاي آنها حرف نزنيد، به آنها فرصت دهيد كه خودشان درباره كارها و مشكلات شان صحبت كنند. آنها را به خاطر خجالتي بودن سرزنش نكنيد. شرايط و موقعيت هايي را فراهم كنيد كه خودشان مجبور به انجام كارهايشان باشند. در غير اين صورت هر چه بزرگتر شوند در محيط هاي اجتماعي بزرگتر مثل دانشگاه و محيط هاي كاري و غيره بيش از پيش دچار دردسر مي شوند.
به آنها ياد دهيد كه افكار منفي خود را كه موجب اضطراب شان مي شود، به افكار مثبت تبديل كنند. يعني به جاي «نمي شه، نمي تونم، امكان نداره و...» افعال مثبت را جايگزين كنند و به جنبه هاي مثبت هر اتفاقي فكر كنند. به عنوان مثال اگر باور دارند كه «قبول شدن در فلان امتحان غير ممكن است» از آنها بخواهيد تا حداقل چند دليل قانع كننده در مورد ناتواني خود بياورند! اگر كمك شان كنيد حتماً مي توانند موفقيت هاي قبلي شان را به ياد بياورند. به آنها ياد دهيد كه در مورد اعمال و رفتارشان بلافاصله قضاوت نكنند و كمي به خودشان فرصت دهند كه بيشتر به تجربيات مثبت خود در آن شرايط تمركز كنند. از آنها بخواهيد كه به خاطر اضطراب و كمرويي شان خود را سرزنش نكنند، زيرا اضطراب يك احساس طبيعي است و همه ما در خيلي از موقعيت ها چنين احساسي را تجربه مي كنيم و لزومي ندارد كه آن را پنهان كنيم. گاهي بد نيست كه آنها را تشويق كنيد تا كمي خطر كنندو كاري را كه از آن خجالت مي كشند، انجام دهند و بعد ببينند كه هيچ اتفاقي نمي افتد و آنها همچنان همان آدم با همان هويت و شخصيت قبلي هستند. به آنها ياد دهيد كه در جمع دوستان و آشنايان از خاطرات خود تعريف كنند و از صميمي ترين افراد خانواده بخواهيد كه آنها را همراهي كنند. هرگز تصور كمرو بودن را به آنها القا نكنيد، حتي نگذاريد كه خودش اين موضوع را تكرار و باور كند كه من خجالتي ام، من مي ترسم، من جرات و شهامت هيچ كاري را ندارم. فعاليت در موقعيت هاي اجتماعي كوچك براي آنها بسيار مفيد است. از كارهاي ساده مثل يك خريد جزئي كه به يك رابطه فعال نياز دارد شروع كنيد به اين ترتيب ياد مي گيرند كه ارتباط را با سلام و احوالپرسي شروع كنند و كم كم آمادگي لازم براي كارهاي بزرگتر را پيدا خواهند كرد. آنها را تشويق كنيد تا با افرادي كه اعتماد به نفس بيشتري دارند و كمتر اهل خجالت و كمرويي هستند ارتباط برقرار كنند. در ضمن ورزش و فعاليت هاي اجتماعي ديگر نيز كمك زيادي به آنها مي كند تا از شر اين احساس مخرب هر چه زودتر رها شوند.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
دنیا گوهری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۱ - ۱۳۹۹/۰۳/۱۳
0
4
من یک نوجوان هستم که از خواندن متن خوشحالم و امیدوارم تأثیر مثبتی روی تمام فرزندان بگذارد
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار