دولت انگليس كه ميخواست رهبري دور جديد اقدام نظامي عليه دولت سوريه را به بهانه مقابله با سلاح شيميايي برعهده بگيرد، در تلاشهاي خود در هر دو عرصه داخلي و بينالمللي ناكام ماند. در عرصه بينالمللي دو پيشنويس قطعنامه پيشنهادي اين كشور در شوراي امنيت توسط روسيه و چين وتو شد و اين بار آرژانتين به عنوان عضو غير دائم شوراي امنيت نيز كه بر سر مالكيت جزاير ماليوناس با انگليس درگير است در كنار اين دو كشور عضو دائم شوراي امنيت قرار گرفت.
در عرصه داخلي نيز دولت كامرون ميخواست ناكاميهاي خود را در شوراي امنيت با كسب مجوز از پارلمان براي حمله به سوريه بگيرد، اما با رأي منفي 285 نماينده مجلس عوام در برابر رأي مثبت 272 مواجه شد و ديويد كامرون نخستوزير انگليس پس از پايان رأيگيري گفت روشن است پارلمان انگليس خواهان حمله نظامي به سوريه نيست.
فيليپ هاموند وزير دفاع انگليس نيز اعلام كرد لندن در اقدام نظامي عليه سوريه شركت نخواهد كرد. از سال بحران سوئز در 1956 اين اولين بار است نخستوزير انگليس در تلاش براي وورد به جنگ، رأي منفي ميگيرد. مخالفان چه در انگليس اعم از پارلمان و خارج از آن و چه در ساير كشورهاي جهان كه اين روزها به اشكال مختلف از جمله برگزاري تظاهرات يا تهديد به تحريم خريد كالاهاي كشورهاي شركتكننده در جنگ عليه سوريه بروز يافته است، چند دليل مشخص براي ابراز مخالفت خود بيان كردهاند. از جمله اين كه آنها بعد از جنگ عراق كه به بهانه مقابله با سلاحهاي كشتار جمعي مورد ادعاي امريكا صورت گرفت (اما هرگز پيدا نشد)اعتماد خود را به كلي به طرح ادعاهاي مشابه از دست ندادهاند و لذا نميخواهند تجربه جنگ عراق بار ديگر تكرار شود. سناريوسازي اخير عليه سوريه نيز به قدري ناشيانه و عجولانه بود كه ترديدها و بياعتماديها را بيش از پيش به اظهارات مقامات غربي افزايش داده است، زيرا هيچ سند و دليل محكمه پسندي كه حاكي از استفاده دولت سوريه به استفاده از سلاح شيميايي باشد، ارائه نشده است اما در مقابل شواهد و دلايل زيادي وجود دارد كه احتمال استفاده مخالفان از چنين سلاحهايي را تقويت ميكند، چرا كه موقعيتشان روز به روز در سوريه ضعيفتر ميشود و تلاشهاي چند سال گذشته خود را بر باد رفته ميبينند. از اين ديد مخالفان مسلح از سناريوي اخير در پي نجات خود از شكست حتمي و برگرداندن ورق در سوريه هستند.
اما از ديگر عوامل مؤثر در مخالفتهاي گسترده با جنگ عليه سوريه آثار و عواقب پيشبيني نشده آن است كه حتي ميتواند زندگي ميليونها نفر را در خارج از منطقه و در كشورهاي بحرانزده اروپايي تحتالشعاع قرار دهد. اقتصاد جهان به خصوص در منطقه يورو در چند سال گذشته وضعيت بسيار بحراني را طي كرده و اكنون در آستانه خروج از بحران قرار دارد. درچنين وضعيتي جنگ جديد ميتواند سد راه خروج از بحران باشد و همچنانكه مشاهده شد در پي تهديد انگليس و امريكا به اقدام نظامي عليه سوريه در اواخر هفته گذشته ارزش سهام در خيلي از بازاهاي اروپايي، آسيايي و عربي افت كرد و در همان حال ارزش طلا و نفت افزايش يافت و اين آمارها به روشني گوشهاي از آثار مخرب جنگ سوريه را بر اقتصاد جهان آشكار كرد كه به نحوي با زندگي ميلياردها نفر در ارتباط است. به نظر ميرسد خود دولتهاي كامرون و اوباما - كه به پرچمداري اقدام نظامي عليه سوريه تبديل شده بودند- از آثار مخرب جنگ بر اقتصادهاي خود واقفند، اما به نظر ميرسد به دو علت به تهديد نظامي اخير يا به تظاهر براي شركت در جنگ دست زدهاند. يكي اينكه ميخواهند جيب كشورهاي عربي به خصوص عربستان را خالي كنند كه رهبري دور جديد پروژه براندازي را در سوريه برعهده گرفته است و دوم اينكه ارتباط معناداري بين تندتر شدن مواضع دولت اوباما عليه سوريه و گزارش وزارت خزانهداري امريكا درباره اتمام بودجه دولت اين كشور تا ماه اكتبر ديده ميشود.
اما هر چه هست ترديدي در اين نيست كه هياهوي غرب و به خصوص امريكا و انگليس براي مصدومان شيميايي سوريه نيست، بلكه گل آلود كردن آب براي گرفتن ماهي مورد نظرشان (خالي كردن جيب عربستان) است و در واقع آنها با هياهو رياض را فريب ميدهند.