وليد معلم، وزير امور خارجه سوريه در مصاحبه مطبوعاتي روز سهشنبه خود اعلام كرد سوريه هيچ وقت براي دادن اجازه به بازرسان سازمان ملل جهت بازديد از مناطق مورد حمله شيميايي در غوطه شرقي تعلل نكرده است، چرا كه از وزارت امور خارجه درخواستي نشده بود و به محض اينكه نماينده اعزامي سازمان ملل چنين درخواستي را مطرح كرد با آن موافقت شد. وي در اين مصاحبه تصريح كرد كه دولت سوريه نيز منتظر روشن شدن واقعيتها در اين زمينه است.
چهارشنبه گذشته در پي ورود هيئت بازرسان سازمان ملل به سوريه براي بررسي ادعاهاي مربوط به استفاده از سلاح شيميايي در ماههاي گذشته به يكباره منابع وابسته به مخالفان اعلام و ادعا كردند كه دولت سوريه در غوطه شرقي از سلاح شيميايي استفاده كرده است، حال آنكه هيچ يك از شاخصهاي عيني و استدلالي آن را تأييد نكرده و نميكند. از جمله شاخصهاي عيني اين است كه طبق منابع روسي فيلمهاي مربوط به مصدومان حتي قبل از اينكه اتهام استفاده از سلاح شيميايي توسط دولت مطرح شود در اينترنت موجود بوده است و باز طبق اطلاعات موجود، موشك حاوي مواد سمي و شيميايي از منطقه تحت كنترل مخالفان پرتاب شده است. همچنين بنا بر اطلاعات موجود، برخي از مصدومان شيميايي به صورت تزريقي بوده است. باز از جمله شاخصهاي استدلالي نيز ميتوان به اين نكته اشاره كرد كه تجارب جنگها حاكي از اين است كه اغلب طرف بازنده به استفاده از سلاحهاي غيرمتعارف متوسل ميشود، همچنان كه صدام نيز در زمان شكست به استفاده از اين سلاحها متوسل شد. حال آنكه همه شواهد و قرائن نشان ميدهد كه ارتش و دولت سوريه در موقعيت برتر قرار دارد و لذا هيچ نيازي به استفاده از اين سلاح نداشته است. علاوه بر اين، دولت سوريه همواره از مذاكرات ژنو 2 استقبال كرده است كه بنا بود از اين هفته رايزنيها درباره آن بين روسيه و امريكا آغاز شود كه البته روز سهشنبه امريكا به طور يكجانبه آن را لغو كرد.
با توجه به اينكه تحرك نظامي جديد ائتلاف غرب، رژيمصهيونيستي و برخي از كشورهاي عربي به خصوص عربستان عليه سوريه به هيچ وجه با هدف مقابله با كاربرد تسليحات شيميايي مورد ادعاي آنها قابل توجيه نيست، لذا بايد دنبال دلايل و عوامل ديگري بود تا مشخص شود چه عواملي آنها را به طراحي سناريوي جديد واداشته است؟ قاعدتاً نميتوان انگيزه واحدي را براي طرفهاي مهاجم در نظر گرفت و لاجرم بايد انگيزههاي جداگانه براي هر يك از آنها در نظر گرفت كه البته در برخي موارد ميتواند مشترك باشد. ازاين ديد انگيزه رژيمصهيونيستي از مشاركت در اين سناريو همان چيزي است كه موشه يعالون رئيس ستاد ارتش اين رژيم در جريان ديدار با ژنرال دمپسي همتاي امريكايي خود در تلآويو (چند روز قبل از طرح اتهام استفاده از سلاح شيميايي در غوطه شرقي) بر زبان آورد و آن اينكه نبايد اجازه داده شود ايران و محور مقاومت برنده از جنگ سوريه بيرون بيايد. از آنجا كه براي اين رژيم مقابله با موضوع هستهاي ايران اولويت دارد، لذا از اين نگران است كه پيروزيهاي ارتش سوريه و محور مقاومت در جنگ سوريه علاوه بر تقويت موقعيت منطقهاي اين محور قدرت چانهزني ايران را نيز در هر مذاكره احتمالي پيش رو در خصوص مذاكرات هستهاي تقويت كند، به خصوص آنكه انتخابات رياست جمهوري ايران و آغاز به كار دولت تدبير و اميد در ايران امكان تداوم تحريمهاي مورد انتظار اين رژيم را در معرض ترديد قرار داده است.
بر اين اساس ميتوان گفت يكي از عوامل همراهي كشورهاي غربي به خصوص امريكا با سناريوسازي جديد عليه دولت سوريه، اعمال فشار رژيمصهيونيستي و لابيهاي يهودي فعال در اين كشورهاست. بررسي جريان خبري نيز حاكي از اين است كه چه در ماجراي اخير و چه در اواخر سال گذشته كه در آن مقطع نيز سناريوي استفاده از سلاحهاي شيميايي در سوريه مطرح شده بود، مقامات غربي و امريكايي درست بعد از آن وارد اين ماجرا شدند كه مسئولان اسرائيلي لزوم مقابله با سلاحهاي شيميايي سوريه را مطرح كردند. اما نكته قابل تأمل در اين ميان اين است كه در آن مقطع مسئولان امريكايي به گونهاي موضع ميگرفتند كه انگار نميخواهند رسوايي جنگ عراق را در سوريه تكرار كنند (چرا كه امريكا بهرغم اشغال عراق نيز نتوانست وجود سلاح كشتار جمعي را در اين كشور ثابت كند). اما اكنون با وجود اينكه همه مدارك و شواهد از عدم كاربرد سلاح شيميايي توسط دولت سوريه حكايت دارد، اما باز دولت سوريه را به اين كار نكرده متهم ميكند.
به نظر ميرسد چند عامل امريكا را به اتخاذ اين رويكرد واداشته است.
نخست اينكه طبق اعلام خزانهداري امريكا بودجه دولت اين كشور در ماه اكتبر به اتمام خواهد رسيد و پس از آن اين كشور مجبور خواهد شد سقف بدهيهاي خود را باز هم افزايش دهد. در چنين شرايطي اين احتمال قوت مييابد كه در شرايط فعلي گويا توسل به گزينه نظامي ميتواند منافعي را نصيب اين كشور بكند و حداقل بخشي از درآمدهاي نفتي عربستان را كه هزينه جنگ سوريه را تأمين ميكند نصيب خود كند. البته ديگر كشورهاي اروپايي مانند فرانسه و انگليس نيز از اين منظر درسناريوي جديد وارد شدهاند و پيش از اجراي سناريوي جديد در چند نوبت هيئتي از عربستان به اين كشورها سفر كرد و در خلال اين سفرها بود كه مواضع اين كشورها خريداري شده است كه البته اين هم اقدامي بيسابقه به شمار ميرود.
اما عامل دوم در سختتر شدن موضع امريكا در قبال سوريه، خشم مسئولان امريكايي از مواضع روسيه در اعطاي پناهندگي به ادوارد اسنودن است كه ميتوان وي را مخزن اسرار اطلاعاتي امريكا ناميد. از اين ديد امريكا با مشاركت در دور جديد سناريوسازي سوريه به نوعي كوشيده است از روسيه انتقام بگيرد. در مجموع ميتوان گفت كه هرچند هيچ دليل و مدرك محكمهپسندي براي اثبات اتهام استفاده از سلاح شيميايي توسط دولت سوريه وجود ندارد (اما استفاده آن از سوي مخالفان محتمل و جدي است) اما با توجه به تلاقي خواستههاي هر يك از بازيگران برانداز در بحران سوريه با يكديگر (اروپا، امريكا، اسرائيل و عربستان) احتمال دخالت نظامي همچنان جدي است كه البته اين ميتواند بعدها رسوايي اطلاعاتي ديگري همچون جنگ نامشروع عراق را براي امريكا رقم بزند.