کد خبر: 608224
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۲:۳۲
چند و چون دوبله كودك در گفت‌وگوي «جوان» با نرگس فولادوند و شوكت حجت
نگار حسيني

مدتي است كه رسانه‌ملي و شبكه هاي فارسي زبان ماهواره اي به بازپخش كارتون‌هاي دهه 60 رو آورده اند تا بلكه از اين طريق بچه‌هاي ديروز و امروز را پاي رسانه خود بكشانند. بي شك جدا از محتوا و كيفيت آثار، دوبله آنها نقش پر رنگي را در ديده‌شدنشان داشته است. چرا كه كودكان ارتباط بيشتري با اين كارتون ها برقرار كرده اند.به اين بهانه با دو تن از مطرح ترين دوبلور‌هاي كودك كه صدايشان خاطرات بسياري را در ذهن زنده مي كند گفت و گو انجام داده‌ايم. براي من گفت‌وگو با نرگس فولادوند جذابيت‌هاي خاص خودش را داشت چرا که او به جاي بسياري از انيميشن‌هاي مورد علاقه‌ام صحبت کرده بود که محبوب‌ترين آن سوباسا در کارتون فوتباليست‌ها و پرين در کارتون بي‌خانمان بود به همين خاطر در طول صحبت با او مدام تصوير اين انيميشن‌ها جلوي چشم‌هاي من رژه مي‌رفت. شوکت حجت نيز بي‌ترديد يکي از پرتجربه‌ترين و پرکارترين گويندگان و مدير دوبلاژهاي ايران محسوب مي‌شود. او تاکنون در آثار مختلفي نظير «کاسپر روح سرگردان»، «ايشي زاکي درفوتباليست‌ها»، «فيليكس كينگ در قصه هاي جزيره» و «تني در کارآگاه گجت‌»صحبت کرده است. با او نيز در مورد شرايط گويندگي در ايران صحبت کرديم و اينکه يک گوينده موفق بايد چه ويژگي‌هايي داشته باشد. با اين دو عزيز در مورد دوبله کودک در ايران گفت‌وگوي مفصلي را انجام داده ايم که خواندنش خالي از لطف نيست.

بعد از مدت‌ها شما امسال با دوبله مجموعه «حکايت من و آقا جون» به جاي
يک پسر بچه حرف زديد چون پيش از اين شما بيشتر ترجيح مي‌داديد به جاي دختر خانم‌هاي جوان حرف بزنيد؟

همين طور است بعد از سريال سوباسا پيشنهادهاي زيادي براي گويندگي نقش پسر‌بچه‌ها داشتم اما مقاومت مي‌کردم چون دوست نداشتم در اين قالب کليشه شوم اما وقتي شوکت حجت از من خواست به جاي کاراکتر حامد در اين سريال حرف بزنم پذيرفتم و خوشبختانه ماحصل کار به آنچه که مد نظر داشتيم نزديک شد.

اگر اشتباه نکنم کاراکتر داني هم با دوبله شما توانست با استقبال خوب مخاطبان مواجه شود؟

بله، من در کنار سوباسا شخصيت داني را هم خيلي دوست داشتم اما در دوبله داني خيلي هم اذيت شدم. او خيلي تند صحبت مي‌كرد و برنامه هم علمي بود. بايد دقت زيادي در دوبله آن مي‌كردم وگرنه يا از او جا مي‌ماندم يا چيزي را جا مي‌انداختم. به همين خاطر زمان زيادي را صرف کردم تا بتوانم اين اثر را آن طور که بايد دوبله کنم و خوشبختانه توانستم به آن چيزي که مد نظرم هست نزديك شود.

به نظر شما بزرگ‌ترين مشكل دوبلورهاي ما در شرايط کنوني چيست؟

مسائل زيادي هست که مي‌توان از آن به عنوان مشکلات دوبلورها نام برد که در رأس آن عدم امنيت شغلي است البته اين موضوع صرفاً به شرايط کنوني محدود نمي‌شود و دوبله از بدو پيدايشش با آن مواجه بوده است چرا که در کار ما استخدام يا قرار‌داد وجود ندارد و همه افراد به شکل پروژه‌اي در آثار حضور دارند آن هم در شرايطي که دستمزدهاي بسيار کمي را هم دريافت مي‌کنند و خب اکثر اين دوستان هم در تأمين آتيه خودشان دچار مشکل مي‌شوند چون مي‌دانند که اگر يک ماه سر کار نروند دستمزدي نخواهند داشت و خب البته اين هم در شرايطي است که کاري براي انجام دادن وجود داشته باشد. متأسفانه گاه پيش مي‌آيد که دوبلورهاي پيشکسوت و صاحب صداي ما مدت‌ها خانه‌نشين مي‌شوند و کاري براي انجام دادن ندارند.

برخي بر اين باورند که آموزش دوبله به شکل تجربي باعث موفقيت بيشتر مخاطبان مواجه مي‌شود؟

به عقيده من آموختن اين حرفه به شکل تجربي قابل قياس با نوع تئوريک نيست چرا که وقتي فرد پشت ميز دوبله قرار مي‌گيرد فرصت آزمون و خطا را به دست مي‌آورد و اين امکان در اختيار او قرار مي‌گيرد که مسائل را با تمام وجود از نزديک لمس کند. اگر شما به کارنامه هنري دوبلورهاي قديمي نگاه کنيد متوجه خواهيد شد که آنها تکنيک‌هاي اين حرفه را به شکل تجربي آموختند يعني ماه‌ها به استوديو مي‌رفتند و به کار گويندگان نگاه مي‌کردند بعد رل‌هاي کوچک را مي‌گفتند و پله‌ها را يکي پس از ديگري طي مي‌کردند؛ در هر حال نمي‌توان صرفاً از کلاس‌هاي فن بيان يا گويندگي و... انتظار داشت که فرد را به جايگاه قابل اعتنايي برساند.

به نظرتان استفاده از تکنيک‌هاي بازيگري براي ارائه کار بهتر به شما گويندگان کمک مي‌کند؟

بله، چون کار ما هم نوعي بازيگري محسوب مي‌شود منتها از نوع بدون تحرکش... چرا که مثلاً ما بايد در حالي که روي صندلي نشسته‌ايم حس از جا بلند شدن و حتي حس دويدن را منتقل کنيم خب اين موضوع را ما به کمک تکنيک‌هايي که آموختيم انجام مي‌دهيم. در هرحال اگر بازيگري را از کار يک دوبلور حذف كنيم روح در آن از بين مي‌رود و براي مردم جذابيت سابق را ندارد.

با اين اوصاف در حين اجراي کار چقدر به لحاظ حسي در‌گير نقشتان مي‌شويد؟

بسيار زياد، من گاهي آنقدر درگير نقشي که به جاي آن حرف مي‌زنم مي‌شوم که خودم را در جايگاه او مي‌بينم به طور مثال بارها پيش آمده که کاراکتري که به جاي آن حرف مي‌زنم در موقعيت سختي قرار مي‌گيرد و گريه مي‌کند من هم پا به پاي آن کاراکتر گريه واقعي مي‌کنم نه تکنيکي و خب معمولاً اين نوع حس گرفتن باعث مي‌شود کار واقعي‌تر از آب درآيد. مثلاً در سريال بي‌خانمان وقتي پرين، مادرش را از دست داد با همه وجودم گريستم و غمي بزرگ من را فرا گرفت.

به نظرتان مسئوليت گوينده در يک کار انيميشن بيشتر است يا فيلم و سريال؟

بي‌شک انيميشن، چرا که مسئوليت دوبلور در اين کارها به مراتب بيشتر از ساير کارها است. او بايد تمام تلاشش را به کار گيرد تا تمامي ديالوگ‌ها را درست ادا کند به اين خاطر که بچه‌ها معمولاً از شخصيت‌ها الگو مي‌گيرند و کوچکترين اشتباهي ممکن است تأثير زيادي را روي خلق و خوي کودک بگذارد.

شما در سريال بي‌خانمان هم به جاي کاراکتر پرين حرف زديد که با اقبال خوب مخاطبان مواجه شد؟

بله، بي‌خانمان اولين تجربه جدي کاري‌ام محسوب مي‌شود به همين خاطر صدايم در آن مقطع پختگي امروز را نداشت اما با وجود جواني و کم‌تجربگي تمام تلاشم را به کار بستم تا کاري که به من محول شد را به نحو احسن انجام دهم اما خب در مورد سريال فوتباليست‌ها قضيه تا حدي متفاوت بود. وقتي مرحوم شايگان درباره گويندگي اين نقش با من صحبت كردند، گفتم من را از اين کار معاف کنيد چرا که صداي من نه تنها پسرانه نيست. بلکه بسيار هم دخترانه است اما مرحوم شايگان اصرار عجيبي به اين موضوع داشتند و حتي گفتند اگر دوبله سوباسا را قبول نكنم، كلاً فوتباليست‌ها را كار نمي‌كنند اين حرف ايشان باعث شد که من موضوع را بار ديگر مورد آناليز قرار دهم و به نوعي سبک و سنگين کنم، در نهايت اين ريسک را پذيرفتم و به جاي آن کاراکتر صحبت کردم و خب پاسخ اين ريسک را دريافت کردم و دوبله اين کاراکتر با اقبال مواجه شد.

به نظرتان چرا صداي شما روي اين کاراکتر تا اين حد جواب داد؟

فکر مي‌کنم بخش زيادش به خاطر چهره معصوم سوباسا بود كه صداي يك خانم روي آن به خوبي مي‌نشست، چهره شيرين و زيبايي داشت و خب شايد اگر يک مرد به جاي او حرف مي‌زد کار تا اين حد باور‌پذير از آب درنمي‌آمد.

شما تجربه دوبله سريال پرستاران را داشتيد. کمي راجع به اين سريال که دوبله آن مدتي قبل تمام شد صحبت کنيد.

سريال پرستاران براي من سراسر خاطره بود. بيش از 12 سال، دوبله اين سريال طول کشيد. اين مجموعه به خاطر شلوغ بودنش نياز به تمركز زيادي داشت و علاوه بر آن نياز به هماهنگي‌ها و همكار‌هاي زيادي داشت، اين سريال نقش‌هاي ثابت زياد داشت و چون به شکل هفتگي پخش مي‌شد نياز به تمركز داشت اما خوشبختانه همه گويندگان با همكاري‌هاي لازم توانستند آن را به پايان برسانند.

دوبله سريال‌هاي طولاني به شدت گوينده را درگير مي‌كند و دغدغه دارد، اين اولين سريال طولاني بود كه من در آن گويندگي كردم و خب خوشحالم که نتيجه آن هم بسيار خوب از کار درآمد. همه گويندگان در اين مجموعه رُل‌هايشان را دوست داشتند و من خودم شخصاً علاقه زيادي به اين سريال داشتم.

وقتي سري جديد اين سريال دوبله شد بسياري انتظار داشتند در اين سري جديد حضور داشته باشيد اما اين مهم رخ نداد. علت اين موضوع چه بود؟

راستش را بخواهيد علاقه من صرفاً به سري اول اين کاراکتر بود، نه با شخصيت‌هاي جديد ارتباط برقرار مي‌كردم و نه صدايم به آن‌ها مي‌خورد. صداقت و سادگي فوتباليست‌ها در دوران نوجواني، هيچ‌وقت در سري‌هاي بعدي تكرار نشد.

چرا طي مدت اخير تا اين حد در کارهاي انيميشن کم ظاهر شديد؟

به کار انيميشن بسيار علاقه‌مند هستم و هميشه دوست دارم اگر در اين کارها حضور دارم اين حضور به نوعي بهترين باشد اما طي سال‌هاي اخير فضا و داستان‌هاي انيميشن به سمتي رفته که هيچ علاقه‌اي به آن‌ها ندارم.

من هيچ وقت با قصه‌هاي جنگي و ترسناک و تخيلي امروزي ارتباط برقرار نكردم و اتفاقاً هميشه از اين تغيير فضا غصه خوردم. براي من كه در داستان‌هاي جذاب صحبت كرده بودم خيلي سخت است كه به جاي يك شخصيت تخيلي در يك داستان خشن صحبت كنم. براي همين خودم از آن فضا فاصله گرفتم.

چه شد که تصميم گرفتيد وارد عرصه کار دوبله شويد؟

من از دوران کودکي به نوعي شيفته کار اجرا بودم و در آن مقطع خيلي از قصه‌ها را اجرا مي‌کردم. در دوران راهنمايي و دبيرستان جذب تئاتر شدم و خيلي اتفاقي به اين حرفه روي آوردم و از طريق دبيرستان به سازمان صدا و سيما براي دادن تست معرفي شدم و اگر اشتباه نکنم در سال 63 و زماني که 17 سال داشتم به طور جدي وارد عرصه دوبله و گويندگي شدم، هيچ وقت يادم نمي‌رود در آن سال همراه با دانشجويان صدا و سيما تست گويندگي دادم و خدا را شکر پذيرفته و وارد واحد دوبلاژ شدم و از آن سال تاکنون مشغول به کار هستم.

بسياري از گويندگان بعد از گذشت مدتي مدير دوبلاژ مي‌شوند، به نظر شما اين موضوع باعث بالا رفتن سطح کيفيت کار آنها مي‌شود؟

بله، به نظر من اگر گويندگان اين فضاي مديريتي را تجربه کنند باعث مي‌شود که درک درست‌تري نسبت به فضاي دوبله پيدا کنند. در هر حال ما گويندگان خوب بسياري داشتيم که به مدير دوبلاژهاي خوبي هم بدل شدند. در هر حال نبايد نسبت به اين موضوع گارد گرفت و بايد اجازه داد که افراد در اين حرفه فضاهاي مختلف را تجربه کنند.

به نظر شما نقش يک مدير دوبلاژ در دوبله يک اثر تا چه حد مهم است؟

بسيار زياد چرا‌که مدير دوبلاژ در انتخاب گويندگان نقش اساسي دارد که کدام شخصيت را کدام گوينده مي‌تواند به خوبي از آب درآورد. بعد از آن مرحله سينگ زدن و ترجمه سبب مي‌شود يک اثر خوب ارائه شود. اصل کار اين است که گويندگان با يکديگر هماهنگ باشند و انرژي مثبت به يکديگر بدهند و با دل و جان کار كرده و با مدير دوبلاژ هم مشورت کنند تا آنچه مردم مي‌بينند خوب از کار درآيد. مهم نيست که من مدير دوبلاژ آنچه مي‌گويم همان باشد، مهم اين است که کار تيمي به خوبي انجام شود. به همين خاطر در آثاري که همدلي و تعامل خوبي بين گويندگان و مدير دوبلاژ وجود دارد ما شاهد بروز کارهاي خوبي هستيم.

به نظر شما براي ورود به حرفه دوبله بايد از چه فاکتورهايي برخوردار بود؟

فاکتورهاي متفاوتي براي ورود به دوبله وجود دارد که در رأس آن صداي خوب و استعداد است هر چند من بر اين باورم گوينده‌اي در اين راه موفق مي‌شود که هوش و سرعت عمل داشته باشد، افرادي که علاقه‌مند به اين حرفه هستند بايد راه درست را انتخاب کنند، يعني از طريق خود سازمان وارد شوند و آموزش ببينند، البته بايد اين نکته را متذکر شوم مسيري را که گوينده براي رسيدن به جايگاه مورد نظرش در دوبله طي مي‌کند بسيار مهم است چراکه دوبله زير زميني نه تنها باعث پيشرفت اين افراد نمي‌شود بلکه آنها را از رسيدن به جايگاه مورد نظر دور مي‌کند.

حتماً شنيده‌ايد که برخي مي‌گويند دوبله اين روزها از دوران اوجش فاصله گرفته است؟

راستش را بخواهيد اين موضوع را قبول ندارم. هر کجا که سريال يا فيلم خوب باشد، دوبله خوب هم اتفاق مي‌افتد. شايد گاهي ما دوبلورها کم انگيزه شويم، اما اين مقطعي و لحظه‌اي است چون در قاموس ما، عشق به دوبله هرگز نمي‌ميرد. به همين خاطر تصور من بر اين است که گويندگان ما همچنان در مسير رو به تعالي قرار داشته و پتانسيل ارائه کارهاي خوب را دارند.

به نظر شما دوبله فيلم و سريال سخت‌تر است يا انيميشن؟

راستش را بخواهيد من چندان با مرز‌بندي موافق نيستم. جامعه هنري ما حاوي هزاران طرز فکر مختلف است و جامعه کوچک دوبله هم همين وضع را دارد. اما اگر به طور خاص جواب سؤال شما را بدهم بايد بگويم کار گويندگي انيميشن بسيار سخت‌تر و هنرمندانه‌تر از کار گويندگي در فيلم است. البته گوينده خوب بايد همه جا بدرخشد و نبايد خودش را صرفاً به ژانر خاصي محدود کند.

براي آنکه کار انيميشن را دوبله کنيد بايد چه نکاتي را در خود تقويت نماييد؟

اگر علاقه نباشد آن انرژي داده نمي‌شود که شما بدانيد کار در پويانمايي خوب است يا خير. طبيعي است که به کار براي کودکان علاقه‌مندم. علاوه بر آن صدا تأثير زيادي دارد. کار کودک خيلي لذتبخش است. شما وقتي براي کودکان کار مي‌کني، گويي کودک درونت شادي مي‌کند، مي‌خندد، تخيل مي‌کند و في‌البداهه مي‌گويد ولي در کار جدي تا به اين اندازه نمي‌توانيد مانور دهيد. طبيعي است که انرژي بيشتري مصرف مي‌شود و خسته مي‌شويد.

به نظر شما کارتون‌هاي زمان ما چه تغييري نسبت به گذشته داشته است؟

متأسفانه کارتون‌هاي نسل جديد اين روزها حسابي تغيير کرده است. بچه‌هاي نسل جديد مثل کساني هستند که فقط غذاي بد خورده‌اند. آنها بايد غذاي خوب را هم ببينند تا بتوانند فرق خوب و بد را از هم تشخيص بدهند. کارتون‌هايي مثل ‌اي کي يوسان و دکتر ارنست در تربيت بچه‌ها نقش مستقيم داشت و وظيفه رسانه را به خوبي منتقل مي‌کرد. اما کارتون‌هاي جديد به جز اينکه جنگ و بزن بزن و دعوا را بين بچه‌ها عادي کند، هيچ فايده ديگري ندارد.

به نظرتان علت بروز اين مشکلات در چيست؟

متفاوت بودن آثار ساخته شده کودک امروز، به تغييرات فرهنگي، علايق بچه‌ها و متأسفانه به تفاوت زياد بين روابط عاطفي و احساسات بچه‌ها بر مي‌گردد. به طور قطع آثار کودک در دهه 60 و نيز دوبله آنها بسيار زيبا و شاخص‌تر بود و من نيز با صداي زيباي «ناهيد اميريان» بزرگ شدم که شايد اين فرصت رشد با صداي من براي نسل امروز، مهيا نباشد. فيلم‌ها و کارتون‌هاي قديم بيشتر براساس افسانه‌ها و اسطوره‌ها ساخته مي‌شد که براي آن نسل مورد توجه بود اما امروزه بيشتر آثار ساخته شده با محتواي خشم و خشونت همراه بوده و با توجه به حجم رسانه‌ها، جذب کردن کودکان و علاقه‌مند کردن آنها به برنامه‌هاي مورد توجه ما، کمي سخت است.

با اين اوصاف فکر مي‌کنيد که اين کارتون‌ها مي‌تواند روي روحيه بچه‌ها تأثير بگذارد؟

به عقيده من ورود کارتون‌هاي خشن و تخيلي يک خيانت در حق بچه‌هاي ايران بود. اگر بچه‌هاي الان به چنين کارتون‌هايي عادت کرده‌اند، به خاطر خود ماست که اين کارتون‌ها را در اختيارشان گذاشته‌ايم.

کمي در مورد دوبله سريال فوتباليست‌ها صحبت کنيد. چرا که اين مجموعه انيميشني يکي از پر‌طرفدارترين کارتون‌هاي بچه‌هاي دهه 60 است.

دوبله اين سريال شش سال طول کشيد چون چند سري از اين کارتون را خريداري کرده بودند. اين کارتون به مديريت زنده‌ياد «خسرو شايگان» دوبله شد. خاطره‌اي که مي‌توانم از دوبله اين کار براي‌تان بگويم، اين است که چون تعداد گويندگان زياد بود يعني بيش از 30 نفر در اتاق شيشه‌اي کوچک ضبط بوديم، يک گوينده مي‌گفت شوت کن، گوينده ديگري مي‌گفت: بزن و در اين ميان اگر گوينده‌اي تپق مي‌زد يا اشتباه مي‌کرد همه مي‌خنديديم و دوباره بايد ضبط مي‌کرديم. گرماي هوا هم در اتاق دربسته سرسام‌آور و کار سختي بود ولي کارتون جذابي بود و 30 نفر گوينده بايد در اتاق کوچکي حضور مي‌يافتند و گاهي ضبط کار يک ساعت طول مي‌کشيد و وقتي که از اتاق خارج مي‌شديم همگي خيس عرق بوديم. انگار خودمان هم فوتبال بازي کرده‌ايم.

شما طي مصاحبه‌اي گفتيد که شخصيت ايشي در سريال فوتباليست‌ها شباهت زيادي به خود واقعي شما دارد؟

بله، شخصيت ايشي به شخصيت خود من خيلي نزديک بود و به همين دليل من از همان زمان عاشق او بودم. اصلاً جدي بودن و کاپيتان بودن به صداي من نمي‌آيد، به همين خاطر هيچوقت دوست نداشتم به جاي سوبا صحبت کنم. ايشي يک پسر بچه خنگ و شاد اما خوش‌ذات و با معرفت بود و همين مسئله او را بين بچه‌ها محبوب مي‌کرد. تا قبل از اضافه شدن سوباسا به تيم شاهين ايشي کاپيتان تيم بود اما با آمدن سوبا کاپيتاني را به او داد و در مقابل سوباسا هيچ ادعايي نداشت. من خودم اين خصوصيات اخلاقي ايشي را خيلي دوست داشتم و با ذوق و شوق برايش کار مي‌کردم.

طي سال‌هاي اخير نوعي شکاف ميان اهالي دوبله ايجاد شده است وجوان‌تر‌ها به نوعي انجمن‌هايي را براي خودشان تأسيس کرده‌اند که فارغ از انجمن‌هاي رسمي دوبله دست به فعاليت مي‌زنند؟ ريشه اين موضوع را در چه مي‌دانيد؟

اين موضوع علل مختلفي دارد که ريشه آن بيشتر در بازار کار رسمي و کاذبي است که ايجاد شده و گويندگان حرفه‌اي نمي‌توانند يا در واقع اجازه ندارند در برخي زمينه‌هاي کاري فعال باشند. اين شرايط است که بستر فعاليت جوانان علاقه‌مند دوبله را فراهم کرده است. آنها که به سنديکا مراجعه کرده و مناسب اين کار بوده‌اند، به راحتي عضو شده‌اند و مشغول هستند، البته طبيعي است همه نمي‌توانند براي عضويت قبول شوند و اين براي عاشقان علاقه‌مند، مشکل‌ساز مي‌شود. من وقتي به اين کار عاشقانه علاقه دارم و جواب نه را هم نمي‌پذيرم، سر از دوبله‌هاي زيرزميني درمي‌آورم. به همين سادگي! نه من و نه هيچ يک از هم صنف‌هاي من در سنديکا، از اينکه گوينده‌اي رشد کند و در کارش پيشرفت داشته باشد و بدرخشد و هميشه سرکار باشد، نه ناراحت مي‌شويم و نه به آن حسادت مي‌کنيم، چون در نهايت اين حضور را به نفع صنف دوبله مي‌دانيم. ما هنوز کارآموزاني داريم که در حسرت گفتن يک رل خوب هستند.

حرف من اين است، افرادي که جذب برخي انجمن‌ها مي‌شوند، به سرعت به دليل کيفيت پايين غالب کارها و وجود کارهاي زياد در ماهواره‌ها، ره 100ساله طي مي‌کنند و به سر سال نرسيده، گوينده نقش يک و چه بسا مدير دوبلاژ مي‌شوند! در صورتي که به جرئت مي‌گويم بيشتر آنها هنوز خيلي چيزها را ياد نگرفته‌اند و به آموزش نياز دارند. خب وقتي آن جوان مي‌بيند خيلي زود به گوينده نقش اول بدل شده، معلوم است ناخودآگاه تصور کند در سنديکا و صنف ـ که در آنها ما معتقد به آموزش صحيح و پيشرفت اصولي و پله‌اي هستيم حقش در حال پايمال شدن است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار