رأي مجلس شوراي اسلامي به وزراي كابينه فاقد هرگونه توجه به صفبنديهاي موجود در مجلس بود، به صورتي كه هيچ يك از وزراي كابينه با رأي فراكسيوني به دولت راه نيافتند و در نقطه مقابل سه وزيري كه رأي اعتماد كسب نكردند با رأي يك فراكسيون حذف نشدند. نكته مهمتر رأي مسئولانه مجلسيان به وزراي اقتصادي دولت بود. به رغم اينكه اسناد حمايت و حضور برخي از آنان در فتنه مشهود بود،اما به خاطر مشكلات مردم، مجلس كوتاه آمد و سخنان پاياني رئيسجمهور درباره وضعيت نفت باعث رأي اعتماد به وزير پيشنهادي شد. لذا توجه مجلس به مشكلات كشور در حوزه اقتصادي، كثرت آنان را به وحدت و همراهي با دكتر روحاني رهنمون ساخت. در نقطه مقابل، مجلس به حوزه فكري، علمي و فرهنگي توجه ويژه نمود و تجربه تلخ سالهاي 76 تا 84 را بسان آينه مدنظر قرار داشت.
دكتر روحاني هم تلاش نمود با بديلسازي حادثه كهريزك با اردوكشي خياباني، اصلاحطلبان را در تراز ديگران قرار دهد و فتنه و تقلب را هم بايگاني نمايد اما هوشمندي مسئولانه مجلس در اينجا نيز همانند همكاري در عرصه اقتصاد بود، هرچند كه به مذاق عدهاي خوش نيامد. بعد از حذف سه وزير، برخي از اصلاحطلبان و رسانههاي آنان نوشتند و گفتند كه پيام 24 خرداد درك نشده است. گويي مردم به دكتر روحاني رأي دادهاند كه مدعيان تقلب به عرصه قدرت برگردند و هر كس اين پيام را نفهمد اشتباه كرده است. از دكتر روحاني توقع ميرفت همانگونه كه مجلس در حوزه اقتصاد كوتاه آمد و راه شما را براي شروع كار باز كرد، شما نيز با حذف يك نفر از فعالان فتنه، پيام مجلس را بگيريد و همانند كسي كه به افراط متهمش كرديد (احمدينژاد) عمل ننماييد. احمدينژاد وزيري كه رأي نميآورد را معاون خود ميكرد. وقتي كسي رد ميشد، مشابهش را معرفي ميكرد و متهم به لجاجت و افراط بود. اما شما با شعار اعتدال بر مسير افراط اصرار داريد. آقاي تركان اعلام نمودهاند كه جناب توفيقي براي وزارت علوم به مجلس معرفي خواهد شد. اگر اينگونه باشد بايد از دكتر روحاني تعجب كرد كه فردي را وزير خود ميخواهد كه با صراحت بر دستكاري رأي مردم در انتخابات 1388 و ظلم به نظام تأكيد كرده است. شايد گفته شود عدهاي اشتباه كردهاند و بايد گذشت كرد.
اشتباه از كساني پذيرفته شده است كه حامي بودند، نه اينكه خود رأساً و صريحاً نظام را متهم به جابهجايي رأي مردم كردند. گويي دكتر روحاني دستبردار نيست و قرعه وزارت علوم را به نام اصلاحطلبان زده و قباله آن را به نام آنان صادر كرده است. البته در بين اصلاحطلبان هم آدمهاي خوشسابقه وجود دارد، اما گويي بايد به سراغ كساني برود كه دستي در آتش داشتهاند و اعمال مرجعيت ميكردهاند و در بدبيني دانشگاهيان به نظام نقش محوري داشتهاند. دكتر روحاني بر اين باور است كه اين جماعت مشي اصلاحطلبي خود را كنار ميگذارند و بر اعتدال وي پايبند هستند. اما حقيقت اين است كه تنشهاي محيطهاي دانشجويي توسط نافيان حكومت ديني،با دستور يا عدم دستور رئيسجمهور يا وزير علوم انجام نميگيرد.
همانگونه كه در چهار سال گذشته مدعي امنيتي بودن فضاي دانشگاه بوديد، با حضور اصلاحطلبان نيز احساس رواني رهاشدگي مشكلاتي را توليد خواهد كرد. تعجب اين است كه دكتر روحاني خود ميخواهد با افراطگري در فرداي دانشگاهها، اعتدال وي را به شعاري بيخاصيت تبديل نمايد و هزينههايي را به پاي خود بنويسد. دكتر روحاني مطمئن باشد كه جريان دانشجويي يا تشكل دانشجويي با محوريت اصلاحطلبي و در چارچوب نظام شكل نخواهد گرفت. شاخه دانشجويي اصلاحطلبان به دنبال نقد نظام نيستند كه به دنبال «نفي نظام» هستند و اين پديده بارها تجربه شده است. دكتر روحاني مطمئن باشد « عبور از روحاني» در پرتو همين انتصابات وي در وزارت علوم كليد خواهد خورد. وقتي به خاتمي سكولار رحم نكردند و عبور از وي را كليد زدند، قطعاً عبور از روحاني را كليد خواهند زد و اصولاً اعتدال در محيطهاي دانشجويي واژهاي بيطرفدار و غريب است. سنين دانشجويي سنين اعتدال نيست و هزينههاي هرگونه ركود علمي و تنش سياسي موجب پاك كردن روح اعتدال خواهد شد. بنابراين دكتر روحاني بايد هوشمندي خود را كه در بسياري از زمينهها آن را نشان داد در اينجا هم نشان دهد. بيتوجهي به افكار عمومي حزبالله اشتباه استراتژيك خواهد بود، چرا كه بيتوجهي به كساني كه حاضرند جان، مال و آبروي خود را براي انقلاب بدهند، موجب فروكاستن عزت خواهد شد. اگر باور نداريد يك بار ديگر فرآيند شكلگيري داستان احمدينژاد را بخوانيد.