
كودك سياهپوستي را در نظر بگيريد وقتي براي بازي به زمين فوتبال ميرود يكي از بچههاي سفيدپوست فرياد ميزند به سرزمين خود، آفريقا برگرد، اينجا كسي با تو بازي نميكند.
نژادپرستي از زماني كه يونانيان باستان اقوام نژاد ديگر را پست و خوار ميدانستند تا روزگاري كه تاجران و زورگويان غربي آفريقاييها را به عنوان برده به امريكا بردند و تا امروز كه سرمايهداران ميكوشند كه از انسانها بردههاي جديد بسازند، هميشه يكي از معضلات جامعه جهاني بوده است.
متأسفانه با آنكه قوانين در غرب شايد عليه نژادپرستي باشد ولي هنوز فرهنگ نژادپرستي در بين اكثر مردم جاري است.
وقتي به سطح درآمدي مردم امريكا نگاه ميكنيم متوجه ميشويم كه در طبقه متوسط ايالات متحده افراد سفيدپوست دو برابر از لحاظ ارزش خالص مالي ثروتمندتر از افراد نژادهاي ديگر هستند.
اطلاعات سرشماري ايالات متحده نشان ميدهد كه 4/27 درصد از خانوادههاي امريكاييهاي آفريقاييتبار در خط فقر يا زير خط فقر زندگي ميكنند، اين در حالي است كه 9/9 درصد از سفيدپوستان زير خط فقر هستند.
از طرف ديگر آمارها نشان ميدهد درآمد سالانه خانوادههاي سياه (و نژاد غير از سفيد) حدود 32000 دلار بوده در حالي كه خانوادههاي سفيد 54000 دلار در هر سال درآمد داشتهاند. بيكاري نژادهاي ديگر نسبت به سفيدپوستان نزديك به دو برابر نرخ بيكاري سفيدپوستان است.
البته قضيه نژادپرستي فقط به مسائل اقتصادي محدود نميشود و در بقيه زمينهها نيز گسترش پيدا كرده است مثلاً پليس براي كنترل و بازرسي سياهپوستان بيش از سه برابر بيشتر از سفيدپوستان مورد بازرسي قرار ميگيرند و بازداشت براي بازجوييهاي موقت هم دو برابر بيشتر از سفيدپوستان است.
در شهر نيويورك، سياهان يك چهارم از جمعيت شهر را تشكيل ميدهند ولي در عين حال آنها 78 درصد از تمامي مظنونين تيراندازي بودهاند كه توسط پليس شهر دستگير شدهاند.
از لحاظ بهداشتي نژادهاي غير از سفيدپوست بيشتر با مشكلات پزشكي و بهداشتي روبهرو هستند به طوري كه براساس آمارها از 34 ميليون امريكايي كه مشكل پرداخت هزينههاي درمان و بهداشتي دارند اكثراً مربوط به نژادهاي ديگر هستند.
انكار يا ناديده گرفته شدن يا مورد اعمال نژادپرستانه قرار گرفتن باعث كاهش اعتماد به نفس، اضطراب، پريشاني رواني و افسردگي ميشود و اين افراد از لحاظ اجتماعي و اقتصادي نميتوانند موفق باشند.
اروپا و امريكا با توجه به اينكه پيشرفتهاي چشمگيري در شاخصهاي علمي و اقتصادي داشتهاند اما از لحاظ فرهنگي هنوز نتوانستهاند براي پديده نژادپرستي كه ساليان درازي است در كشورهاي غربي رايج است راهكار موفقيتآميزي ارائه كنند. گرچه بسياري از سفيدپوستان براين باور هستند در جامعهاي كه زندگي ميكنند ديگر نژادپرستي و تفاوت قومي وجود ندارد ولي رفتارهاي مردم در سطوح مختلف نشانگر آن است كه تعداد زيادي از رفتارهاي نژادپرستانه پشتيباني ميكنند.
گاهي تفاوتي در رنگ پوست افراد هم وجود ندارد اما باز عدهاي قوم و نژاد خود را نسبت به ديگري برتر ميبينند مثلاً هيتلر و ارتش نازي كه ميتوان به عنوان قدرتمندترين گروه نژادپرستانه عصر حاضر دانست.
نژادپرستي امروز، شايد آنطور كه ماركس ميگويد ميتواند از گسترش روزافزون سرمايهداري باشد و هجوم فرهنگي، تبليغاتي، كاپيتاليسم غرب هيچ گزينهاي باقي نميگذارد جز محكمتر چسبيدن به باورهاي قومي.
امريكا با انتخاب رئيسجمهور يا وزراي سياهپوست ميخواهد نشان دهد كه براي مردمش رنگ پوست تفاوتي ندارد اما اين مسئله به هيچ وجه به معناي آن نيست كه امريكا كشوري عاري از نژادپرستي است. توجه به رنگ پوست در بين مردم امريكا امري عادي است و بسياري از امريكاييها در انتخاب دوست، همكار، كارگر و كارمند به اين نكته توجه ميكنند.
آنچه مسلم است اينكه بيشتر غربيهاي نژادپرست خود را در پشت رئيسجمهور و وزراي سياهپوست يا نژاد ديگر مخفي كردهاند و فقط ژست برابري نژادها را ميگيرند و از لحاظ فرهنگي نژادهاي ديگر را با رفتارها و عملكردهايشان سركوب ميكنند.