«تكليفگرايي منافاتي با دنبال نتيجه بودن ندارد و بايد در رسيدن به نتيجه مطلوب از ضد تكليف پرهيز شود.» اين جملات عميق و راهگشا را رهبر انقلاب در ديدار چندي پيش دانشجويان گفتند. كاش برخي دوستان بارها و بارها آن را بخوانند و نصبالعين خويش قرار دهند. كاش صداي رساي رهبر انقلاب را بشنوند كه در همين ديدار تأكيد كردند: «آرمانگرايي بدون واقعگرايي به توهم ميانجامد.» بيشك شما هم بسيار ديدهايد برخيها را كه در دلسوزيشانبراي انقلاب جاي هيچ ترديدي نيست، اما در عمل به افراط و تفريط ميافتند. گاه كارهايي ميكنند كه به نظرشان از سر وظيفه است، اما با آنكه نتايج اسفبار آن را ميبينند، باز هم كوتاه نميآيند. در برابر كمترين اعتراضها هم بلافاصله جبهه ميگيرند كه «ما مأمور به وظيفهايم، نه نتيجه.» بله! بيشك همين است اما وقتي 10 بار آن وظيفهاي كه خود را بدان مقيد ميداني انجام دادي و نتيجه نامطلوبي گرفتي بايد در اصل آن وظيفه يا نوع عمل به آن ترديد كني. حتماً يك جاي كار ايراد دارد كه با وجود عمل به وظيفه نتيجه معكوس ميگيري!
برگرديد و يكبار ديگر جمله فوقالعاده و رهنمود تابناك رهبر انقلاب را در آغاز اين نوشته بخوانيد. عمل به تكليف منافاتي با نتيجهگرايي ندارد، بلكه آنچه نكوهش شده تلاش براي رسيدن به نتيجه از راه ضد تكليف است. يعني اگر راهي هست كه شما را به نتيجه ميرساند اما ضد تكليف نيست، نرفتن به آن راه خطاست. اينكه ما مدينه فاضلهاي را درذهنمان تصور كنيم و بدون توجه به واقعيات جامعه راه خودمان را برويم و از اين رفتار به عنوان «عمل به وظيفه و تكليف» ياد كنيم خطاست. چنانكه رهبر انقلاب اشاره كردند:«آرمانگرايي بدون واقعگرايي به توهم ميانجامد.»
مرور تاريخ اين سرزمين به ويژه در سالهاي پس از انقلاب و به طور خاص سال و ماههاي اخير نشان ميدهد كه ما چه ضرباتي از اين توهمها خوردهايم. برخي از اين آدمهاي متوهم انگار دراين مملكت و بالاتر، گويي در كره زمين زندگي نميكنند. هرچه ميبينند و ميشنوند تنها حرف خودشان را تكرار ميكنند. اگرچه اين صفت براي هر انساني زيانبار است اما هولناكتر وقتي است كه برخي از اين جماعت متوهم به مقام و منصب مهمي ميرسند يا تريبوني به دستشان ميافتد و... ديگر چه بگويم كه خودتان بارها ديدهايد و نتايج اسفبار كار و بار آنها را شاهد بودهايد. برخي از آنها سخن از مديريت جهان ميگويند و از انجام وظايف اوليهاي كه به عهده گرفتهاند، درماندهاند. برخي راه حصول به نتيجه را ميبينند اما ترجيح ميدهند طوري به وظيفهشان عمل كنندكه نتيجه از كف خودشان و ديگران برود و... بعد هم كه ميپرسي چرا چنين كردي و ميدان را براي ديگران هموار ساختي باز مثل ضبط صوت تكرار ميكنند؛ ما به وظيفه عمل كردم و... كاش آن وظيفهدان هاي حرفهاي لااقل توجه و عمل به رهنمودهاي رهبر انقلاب را نيز وظيفه خود بدانند.