کد خبر: 607314
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۹:۲۰
نسل جديد ايراني؛ نسل «مرسي» و «اوكي»
نسل جديد ما در حالي فرايند رشد، آموزش و پرورش را طي مي‌كند كه مفاهيم و فرهنگ غيرايراني از طريق زبان انگليسي، هنجارها و ارزش‌ها را به اين نسل ديكته مي‌كند.
محمد‌صادق زماني

نسل جديد ما در حالي فرايند رشد، آموزش و پرورش را طي مي‌كند كه مفاهيم و فرهنگ غيرايراني از طريق زبان انگليسي، هنجارها و ارزش‌ها را به اين نسل ديكته مي‌كند.

زبان، مؤثرترين ابزار انتقال ارزش‌ها، هنجارها، اصول فرهنگ، خرده فرهنگ‌ها و معناهاست تا جايي كه حتي اثرگذاري زبان را از گلوله هم بالاتر دانسته‌اند؛ به احتمال زياد شنيده‌ايد كه مي‌گويند: «اثري كه زبان دارد، گلوله ندارد.»

روزي روزگاري، پدران و مادران اين سرزمين، داستان‌ها، ضرب‌المثل‌ها و چيستان‌هاي محلي و تاريخي اين مرز و بوم را با زبان‌ها و لهجه‌هاي محلي كردي، تركي، لري، بلوچي، كرمانجي و اصفهاني براي فرزندان خود نقل مي‌كردند و آئين، اصول، رسوم و فرهنگ اصيل بومي را از گذرگاه اين داستان ها، تمثيل‌ها و معماها به پاره‌هاي تن خود منتقل مي‌كردند. اما آيا امروز هم همانگونه است؟

آيا امروز كه بسياري از خانواده‌هاي ما، تمام هم و غمشان اين است كه فرزندان خود را از همان طفوليت به زبان خارجي عادت بدهند، زماني براي انتقال فرهنگ خودي از طريق زبان خودي باقي مي‌ماند؟!

آيا امروز كه خانواده‌هاي بيشماري از ايرانيان، هزينه‌هاي زيادي روي دوش خودشان مي‌گذارند كه فرزندانشان بتوانند به قول خودشان مثل بلبل، انگليسي صحبت كنند، جايي براي زبان پارسي هست؟!

بسياري از كودكان، نوجوانان و جوانان ايراني، در حالي خبره سخن گفتن، خواندن و شنيدن زبان انگليسي يا فرانسوي و آلماني مي‌شوند كه ضعف آنان در زبان پارسي، املا و انشاي پارسي تأسف‌بار است! اين نسل، برايشان نهادينه و عادي شده است كه به جاي «چشم» و «باشد» بگويند: «اوكي» و به جاي «سپاس» و «ممنون» بگويند: «مرسي! »

حتي اين نسل، به طور خودكار عادت كرده است كه پيامك‌هايش را هم كه با گوشي همراه مي‌فرستد يا «انگليش» بنويسد يا «فينگليش»! اين نسل به جاي «سلام. با من تماس بگير»، پيامك مي‌زند: «هاي! كال مي! » خيلي وقت‌ها هم مي‌نويسد: «

hi. call me.» يا اينكه پيامكش را فينگليش مي‌فرستد: «.!salam. Ba man tamas begir» اين عادت در نامه‌هاي مجازي (ايميل) هم به وضوح قابل مشاهده است.

زبان، مؤثرترين ابزار انتقال فرهنگ و قويترين وسيله تأثيرگذاري بر ديگران است و غربي‌ها چقدر هوشمندانه- براي ما بيرحمانه- زبان خودشان را به ما قالب كرده‌اند و زبان شيرين پارسي‌مان را كه ابزار انتقال ارزش‌ها و هنجارهاي فرهنگي، تربيتي و رفتاري به نسل‌هاي ماست مهجور كرده‌اند!

بسياري از پدر و مادرها، سي‌دي‌هاي داستان براي كودكانشان مي‌گذارند تا خوابشان ببرد؛ البته براي آنكه زبان فرزندشان خوب شود، اين سي‌دي‌ها داستان‌هايي به زبان انگليسي را نقل مي‌كنند! شخصيت‌هاي داستان‌ها هم جك، پيتر، هري، ماري، راشل و اسم‌هايي از اين دست هستند!

اين روزها بسياري از خانواده‌ها پي در پي، فيلم‌هاي جورواجور مي‌خرند و براي فرزندانشان نمايش مي‌دهند؛ البته با زبان اصلي (بخوانيد زبان انگليسي). به گونه‌اي القا شده است كه «زبان اصلي» را همه زبان انگليسي مي‌دانند.

اين روزها تعداد قابل توجهي از پدران و مادران را مي‌تواني سراغ بگيري كه وقتي مي‌خواهي با فرزندان سه، چهار، پنج و شش ساله‌شان حرف بزني، بايد انگليسي صحبت كني! اگر با آنها فارسي سخن بگويي، چنان چپ نگاهت مي‌كنند كه احساس مي‌كني مرتكب يك عمل شنيع شده‌اي!

اين روزها خيلي از والدين براي فرزندشان ديكته مي‌گويند، اما ديكته واژه‌هاي انگليسي! بعد كه معلم در مدرسه ديكته پارسي مي‌گويد، فرزندشان در نوشتن كلمه «مثال» درجا مي‌زند و مي‌نويسد: «مسال»! (سندش موجود است).

پدران و مادراني را مي‌توانيم در اين برهه زماني از تاريخ كشورمان سراغ بگيريم كه فرزندشان را به خاطر كاهلي و سستي در يادگيري زبان انگليسي، اخم و تخم مي‌كنند!

همه «چيز» برايمان فراهم كرده‌اند!

چقدر زيركانه- براي ما ستمگرانه- زبان و فرهنگشان را تمام رؤيا و دنياي ما كرده‌اند! علم مي‌خواهيم ياد بگيريم، با زبان انگليسي! فيلم مي‌خواهيم ببينيم، با زبان انگليسي! مستند مي‌خواهيم نگاه كنيم، با زبان انگليسي! موسيقي مي‌خواهيم گوش بدهيم، با زبان انگليسي و فرانسوي و ديگر زبان‌هاي خارجي! هرچيز بيگانه‌اي را مغتنم مي‌شماريم و داشته‌هاي علمي، فرهنگي، تربيتي و آموزشي خودمان را ناچيز مي‌بينيم. وارد وادي معنويت و عرفان كه مي‌خواهيم بشويم، تا چشم كار مي‌كند عرفان‌هاي پوشالي و انحرافي از امريكا، انگليس، هند( هنوز هم مستعمره انگلستان است زيرا زبان انگليسي هنوز هم يكي از زبان‌هاي رسمي‌شان است)، فرانسه، ايتاليا و ديگر كشورها برايمان رديف كرده‌اند! عرفان و معنويت مي‌خواهيم بياموزيم، به سمت پال توئيچل، اشو، مهربابا و ديگراني اينچنيني هدايتمان مي‌كنند؛ انگار نه انگار كه خود ما پيامبر اسلام(ص) و اهل بيت(ع) و در مراتب پايين‌تر حافظ و مولانا و عطار را داريم كه مبلغ عرفان اسلامي و ايراني ما هستند! چه تراژدي دردناكي.

آنچه آنان مي‌گويند، ما هم بايد طوطي وار تكرار كنيم! آنچه آنان به خورد ما مي‌دهند، همان را بايد هضم كنيم! و به مرور زمان: «مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ فَصارَ مِنهُم»؛ هر كس شبيه يك قوم شود، به مرور جزئي از آنان مي‌شود.حتي شبكه‌هاي ماهواره‌اي فارسي زبان برايمان راه انداخته‌اند كه هرچند در ظاهر زبان اين شبكه‌ها فارسي است، اما زبان فارسي را در خدمت انتقال فرهنگ خارجي و تفاله‌هاي مادي و غريزي فرهنگ بيگانه به كار گرفته‌اند.

در اين ميانه اين سؤال مطرح است كه پس خود ما چه مي‌شويم؟! مگر ما اصالت و هويتمان را از سر راه آورده‌ايم كه بخواهيم لباس هويت انگليسي و غربي بر تن فكر و انديشه و رفتارمان بپوشانيم؟!

خودمان هم كوتاهي‌ها كرده‌ايم كه نگو و نپرس!

البته در كنار زيركي و استبداد غربي‌ها، خود ما هم تا جايي كه توانسته‌ايم كوتاهي و غفلت كرده‌ايم. خود ما هم در توليد آثار اثرگذار آموزشي، اجتماعي و فرهنگي به زبان پارسي تنبلي كرده‌ايم و اين كاهلي ما، كام غربي‌ها را ناطور شيرين كرده است! يكي از همين كوتاهي‌ها، صدور فله‌اي مجوز براي مؤسسات آموزش زبان انگليسي و برخي زبان‌هاي خارجي ديگر است كه حتي در شهرستان‌هاي كوچك هم براي فعاليت شعبه دارند.

مسئوليت خطير مسئولان آموزش، پرورش و فرهنگ

از اين رو، اكنون كه دولت يازدهم فعاليت خود را شروع كرده است، بي‌ترديد يكي از اولويت‌هاي اصلي خود را بايد موضوع آموزش، پرورش و رشد كودكان، دانش‌آموزان و دانشجويان با زبان پارسي و فرهنگ ايراني اسلامي قرار دهد. بر اين اساس، وزارتخانه‌هاي آموزش و پرورش و علوم و تحقيقات و نيز شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي فرهنگ عمومي رسالت بزرگي در اين مورد بر عهده دارند كه هيچگونه كوتاهي در انجام اين رسالت، قابل بخشش نيست.

مؤسسات آموزش زبان پارسي و فرهنگ اسلامي- ايراني داير كنيد

وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم دولت يازدهم بايد هرچه سريعتر مانع رشد اختاپوسي و افراطي مؤسسات و مراكز آموزشي زبان خارجي شوند و در مقابل، مراكز و مؤسسات آموزش زبان و فرهنگ پارسي و اسلامي را برپا كنند. راستي چرا ما در كشور خودمان مؤسسات آموزش زبان پارسي و فرهنگ ايراني- اسلامي نداريم اما هزاران مركز و مؤسسه آموزش زبان و فرهنگ انگليسي و غربي داير كرده‌ايم؟! چرا هر روز اشتهايمان براي يادگيري زبان خارجي كه ابزار آموزش و پرورش با فرهنگ غربي است، بيشتر مي‌شود اما به زبان و فرهنگ خودمان كه مي‌رسيم كم اشتها مي‌شويم؟!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار