کد خبر: 607050
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۹:۴۰
محمد حسين جعفريان

يده‌ايد بعضي از ما چطور جان مي‌كنند و از هزار و يك راه مشروع و نامشروع پول روي پول مي‌گذارند تا مثلاً‌ماشين 20 ميليوني‌شان را بكنند 60 ميليوني يا خانه مناسبشان را كه به نظرشان در محله‌اي مناسب نيست، به چند خيابان بالاتر ببرند كه از نگاه خودشان و چند تا مثل خودشان كلاس بيشتري دارد. در همين حال مي‌بيني طرف يك بيماري دارد كه مثلاً با يك كفش‌طبي 500 هزار توماني يا فلان وسيله كمك پزشكي گران‌تر يا ارزان‌تر حل مي‌شود، با اين حال آنقدر نمي‌رود دنبالش و پي آن خانه و ماشين و لباس و كلاس بهتر هست كه ناگهان وقتي به خودش مي‌آيد مي‌بيند بيماري‌اش عود كرده و بايد عمري ويلچرنشين شود. يا از اساس ريق رحمت را سر مي‌كشد و تمام آن خانه و لباس و كلاس را مي‌گذارد و تشريف مي‌برد...

شايد مثال دقيقي نزدم، اما خواستم بگويم ايراني جماعت گاه دار و ندارش را براي كسب يا حفظ چيزي فدا مي‌كند ولي در اهم و في‌الاهم كردن همواره كلاهش پس معركه است. در همه عرصه‌ها هم وضع همين است مدتي است تاريخ جنگ را با نگاه به جزئيات مرور مي‌كنم. به خدا بايد اينها را بخوانيد تا دريابيد امداد غيبي يعني چه. ببينيد چگونه عدم توزيع مناسب و به موقع امكانات، نيروها و... چه ضرباتي به ما زده كه همه را از سر گذرانده‌ايم و ببينيد اين ضربات تا چه اندازه مي‌توانسته‌اند مهلك‌تر و هولناك‌تر باشند و خدا و توكل آن پير بزرگ در جماران ما را از آنها رهانده است. درد ديگر اغلب ما عشق به حواشي است. خانه مي‌سازيم كه باجي به قصرهاي اساطيري نمي‌دهد اما يك صدم خرجي كه صرف زلم زيمبوي آن مي‌كنيم در پي‌ريزي و مقاومت برابر زلزله و ديگر حوادث صرف نمي‌كنيم. لذا نما و در و پيكر و لوستر و... همه چيز معركه است اما به جاي تير آهن مثلا 18 براي شندرغاز منفعت‌طلبي، تير‌آهن 16 به كار برده‌ايم و اين با اندك حادثه‌اي تمام آن انبوه خرج‌ها را در ظاهر كار به باد مي‌دهد. در ايمن كردن بناها و هزينه اندك آن خست به خرج مي‌دهيم و... همين خط را بگيريد و در همه امور برويد جلو. به قول معروف و صحيح تو خود حديث مفصل بخوان ازاين مجمل. برگردم به جنگ، هشت سال نبرد انقلابي و اسلامي و آرماني و ميهني كه الحق معجزه‌اي است در تاريخ ما با اين همه خون كه پاي آن رفته است از سرما گذشته و تا امروز و بلكه تا قرن‌ها بعد اين بخش تاريخ ما اسوه و الگو خواهد بود. با تمام اينها هيچ كس نرفته مستندي بسازد كه ژنرال‌هاي غرب و شرق حالا كه آب‌ها از آسياب افتاده و به راحتي سخن مي‌گويند، ماجرايي حمايتشان را از صدام و سلاح‌هاي حيرت‌آور و كمك‌ها پر و پيمانشان را جلوي دوربين بگويند، تا اين شاهدان زنده‌اند بايد به سراغشان رفت چه تا امروز بسياري از آن شواهد آشكار اين خباثت‌ها رخ در نقاب خاك كشيده‌اند. يا وقتي مي‌گوييم معجزه آزادي خرمشهر، بروند و افسران عراقي حاضر در آن جنگ را در عراق امروز بيابند تا نسل فعلي بداند ما چه كرده‌ايم و... آيا به قدر يكي از آثار به اصطلاح فاخري كه در سينماي ما ميلياردها تومان خرجشان مي‌شود و عاقبت هم آبكي‌تر از همه در مي‌آيند، اينها اهميت ندارد. اين همه نهاد متولي فرهنگ انقلاب و جنگ و... اينها چه مي‌كنند. چرا اين مهمات و اين كارهاي اساسي در سايه اين ظاهرسازي‌ها و آثار اغلب بي‌فايده اين حوزه گم مي‌شوند. اصلاً چرا بقيه به اين فكر نيستند. پروژه سينمايي و مستند مهم‌تر از اين. چرا همه كار مي‌كنند جز ورود به اين عرصه‌هاي اصلي و اساسي؟!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار