پيشرفت اقتصادي هر كشور به ميزان زيادي به كميت و كيفيت نيروي كار آن كشور بستگي دارد. جمعيت امروز جهان در گذر زمان به بيش از 7 ميليارد نفر رسيده است در حالي كه بيش از يك دهم آن را افراد سالمند تشكيل ميدهند. ايران در صورتي كه برنامهريزي مناسبي نداشته باشد در 40 سال آينده 33 درصد از جمعيتش را سالمندان تشكيل خواهند داد.
شايد در گذشته داشتن فرزند براي يك خانواده قدرت ميآورد و زني كه فرزند بيشتري به دنيا ميآورد، كدبانوتر بود و براي همين در بين خانوادهها رقابت فرزندآوري وجود داشت اما با گذشت زمان، پيشرفت تكنولوژي، بالارفتن سطح سواد و معلومات خانوادهها، تبليغات به داشتن فرزندان كمتر، شاغل شدن بانوان و بالارفتن تورم، كمكم رشد جمعيت سير نزولي به خود گرفته و اكثر خانوادهها به داشتن يك يا دو فرزند اكتفا كردهاند و همين امر باعث شده كه جمعيت جوان كشور در حال كاهش باشد و در چند سال آينده با جمعيت پير روبهرو هستيم.
اشتغال زنان نيز در كاهش نرخ رشد جمعيت، اثرگذار است؛ چراكه زنان وقتي در عرصههاي گوناگون اجتماع، اشتغال به كار دارند، فرصتي براي خانهداري نميماند و ترجيح ميدهند فرزندان كمتري داشته باشند.
تغيير شرايط اقتصادي از سنتي به جامعه ماشيني را نبايد ناديده گرفت؛ در جوامع سنتي، فرزندان، عامل مهمي براي توليد كشاورزي و افزايش توليد دامپروري بودند، اما در حال حاضر با ماشيني شدن جوامع، توليدات سرعت بيشتري به خود ميگيرد و باعث شده نياز به نيروي انساني نسبت به گذشته، كمتر شود و كارهايي كه در گذشته توسط افراد انجام ميشد امروز با كيفيت بالاتري توسط ماشينآلات صنعتي انجام شود.
ژاپن را ميتوان رهبر افراد پير در جهان دانست. اين كشور بالاترين درصد افراد بالاي 60 سال را دارا بوده است. 31 درصد جمعيتش در سال 2011 بالاي 60 سال سن داشتهاند. پس از اين كشور ايتاليا با 27 درصد، آلمان با 26 درصد، فنلاند با 25 درصد، سوئد با 25 درصد، بلغارستان با 25 درصد، يونان با 25 درصد، پرتغال با 24 درصد، بلژيك با 24 درصد و كرواسي با 24 درصد به ترتيب رتبههاي دوم تا دهم را از اين نظر به خود اختصاص دادهاند.
معايب جمعيت پير
هزينههاي مراقب بهداشتي به عنوان افراد مسن در اين جوامع رشد ميكند از سوي ديگر تأمين اجتماعي دچار مشكل ميشود زيرا صندوقهاي بازنشستگي بسياري از مردم به دليل پيري جمعيت پرداخت ميشود و تساوي بين صندوق و افرادي كه پول به صندوق ميسپارند برقرار ميشود.
تقاضاي مصرفي بالا ميرود در حالي كه شركتهاي توليد مواد غذايي با مشكل نيروي كار مواجه ميشوند.
پير شدن جمعيت ميتواند باعث كمبود كارگران و بالارفتن مزد كارگران شود و ممكن است دولت به تشويق بيشتر مردم حتي ناكارآمد براي ورود به عرصه كار بپردازد.
پير شدن جمعيت باعث ميشود كه براي انجام كارهاي فيزيكي و اداري كشور احتياج به نيروي كار خارجي داشته باشد. مهاجرت افرادي با فرهنگهاي مختلف و آداب و رسوم و عقايد گوناگون ميتواند سببساز معضلات اجتماعي و ناهمگوني فرهنگي گردد و در آينده مردم آن كشور را دچار مشكلات فراوان كند.
معضل خانه سالمندان، تأمين بهداشت مورد نياز سالمندان، خدمات درماني و واگذاري مؤسسات به بخش خصوصي از ديگر عواقب جمعيت پير است.
آنچه مسلم است پيشرفت اقتصادي يك كشور بدون داشتن نيروهاي جوان كارآمد ميسر نخواهد بود و جمعيت سالمند ميتواند هزينههاي هنگفتي را روي دوش جامعه داشته باشد و اگر نيروي جواني وجود نداشته باشد تا در اين بين بتواند كارهاي خدماتي و توليدي كشور را انجام دهد دولتمردان يا مجبور به تشويق كاركردن سالمندان خواهند شد كه اين افراد توانايي كار با راندمان بالا را ندارند يا اينكه مجبور به ورود نيروهاي خارجي ميشوند كه آنها نيز با عقايد مختلف و فرهنگهاي متفاوت آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي در برخواهند داشت.
در نهايت بايد خودمان از امروز فكري به حال آيندهمان كنيم. اگر رشد جمعيت جوان به همين منوال پيش برود به زودي از ايرانيان فقط پيرمردها و پيرزنها باقي ميمانند و كشور تبديل به خانه سالمندان ميشود.