کد خبر: 606457
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۸
مردم مسلمان مالزي فطر را بسيار گرامي مي‌دارند
من چند سالی است که برای تحصیل در دوره دکترا در مالزی اقامت دارم و هر سال در مراسم عید فطری که در آنجا برگزار می‌شود،
مریم درخشان
من چند سالی است که برای تحصیل در دوره دکترا در مالزی اقامت دارم و هر سال در مراسم عید فطری که در آنجا برگزار می‌شود، شرکت می‌کنم. عید فطر بزرگ‌ترین تعطیلی رسمی در مالزی است و تقریباً یک هفته طول می‌کشد. مردم مثل عید نوروز ما از یک هفته قبل برای استقبال از این عید آماده می‌شوند و به خرید می‌روند و فروشگاه‌ها در تمام کشور مالزی پر از مشتری می‌شود. در عید فطر مردم به دید و بازدید و سفر می‌روند. شب قبل از عید فطر، مسلمانان در مساجد جمع می‌شوند و پس از اعلام رسمی عید مراسم خاصی را برگزار می‌کنند. پس از نماز عید فطر هم اغلب بر مزار درگذشتگان حاضر می‌شوند و ادای احترام می‌کنند.
از جمله رسومی که هر سال در روز عید فطر در مالزی برگزار می‌شود و به آن «خانه‌باز» می‌گویند، دعوت پادشاه، نخست‌وزیر یا مقامات دولتی و محلی از مردم است. این مهمانی از صبح تا غروب طول می‌کشد و از مهمانان پذیرایی می‌شود و برای ورود هیچکس محدودیتی وجود ندارد.
من هم امسال طبق معمول با چند تن از دوستان تصمیم گرفتیم به کاخ پادشاه برویم و در کنار دوستان مالزیایی و مسلمانان دیگر کشورها جشن بگیریم.
قبلاً اعلام شده بود مراسم در ساعت 11 صبح آغاز خواهد شد و ما ساعت ده و نیم جلوی یکی از درهای ورودی کاخ بودیم. جمعیت زیادی از ملیت‌های مختلف منتظر باز شدن درها بودند و سعی می‌کردند با گاردهای امنیتی کاخ که سوار بر اسب بودند، عکس بگیرند.
رأس ساعت 11 در شماره 3 کاخ که ما پشت آن صف کشیده بودیم، باز شد و سربازان مردم را به سمت گیت امنیتی هدایت کردند. کسی بازرسی خاصی نشد و همه از این گیت عبور کردند. پس از عبور از گیت سوار اتوبوس‌هایی شدیم که منتظر بودند مردم را به محل جشن ببرند. لباس‌های رنگی، چهره‌های خندان مردم، فضای باز و شاد و صمیمیتی که در فضا موج می‌زد، حقیقتاً حال و هوای عید را به انسان منتقل می‌کرد.
با اتوبوس به محلی رسیدیم که در فضای باز چادرهای بزرگی را برافراشته و میز و صندلی‌هایی را چیده بودند و با غذاهای متنوع از قبیل کباب، چلوگوشت، مرغ، برنج، سالاد میوه، انواع نوشیدنی‌ها و تنقلات از مردم پذیرایی می‌کردند. پذیرایی مفصلی بود و هر کسی می‌توانست هر اندازه که می‌خواست بخورد و حتی با خود ببرد. گروه خدمات مرتباً میزها را تمیز می‌کردند و ظرف‌های غذا و شیرینی را می‌آوردند و هیچ میزی خالی نمی‌ماند، اما نکته جالب این بود که کسی هم برای خوردن حرص نمی‌زد!
هنگام صرف غذا یک فرد هندی‌تبار نزد من آمد. با خودم فکر کردم اگر قرار بود ما چنین جشنی را در کشورمان بگیریم حقیقتاً چه وضعیتی پیش می‌آمد! آرامش و نظم در همه جا موج می‌زد و مخصوصاً شادی، تنوع رنگ و انس با طبیعت و گل و گیاه غوغا می‌کرد.
نکته جالب این است که اغلب خانواده‌های مالزی در این روز رنگ خاصی را انتخاب می‌کنند و همه اعضای خانواده همان رنگ را می‌پوشند و به این ترتیب مشخص می‌شود هر فردی متعلق به کدام خانواده است. گاهی هم خانواده بزرگی را تشکیل می‌دهند. هنگامی که در صف ایستادیم تا برای گفتن تبریک نزد شاه و همسرش برویم، در کنارم متوجه دختری شدم که مشخص بود اروپایی است، اما لباس زنان مسلمان مالزی را بر تن داشت و حتی یک تار موی خود را هم بیرون نگذاشته بود. با او صحبت کردم و گفت: «دوست دارم به فرهنگ مردمی که این طور با مهر و محبت از من پذیرایی کردند، احترام بگذارم».
یک ساعت در صف بودم تا بالاخره به شاه و همسرش رسیدم، تبریک گفتم و از آنها عیدی گرفتم. شاه مالزی به رنگ زرد علاقه خاصی دارد، بنابراین فضایی که برای دیدار با مردم در نظر گرفته شده بود و همین طور لباس‌های اعضای خانواده و خود او و همسرش ترکیبی از طیف‌های متنوع رنگ زرد بود و همین مسئله شادی مضاعفی را در ذهن بیننده ایجاد می‌کرد. شاه از مردم با لبخند استقبال می‌کرد و با همه دست ‌داد. همسرش هم لبخند شادی بر لب داشت و از بعضی از افراد، از جمله از من پرسید: «اهل کجا هستید؟» و کمی با من گفت‌وگو کرد.
پس از آنکه به شاه و همسرش تبریک گفتیم، از در دیگری خارج شدیم و دو باره به محل جشن برگشتیم. همه شاد و خندان و در حال گفت‌وگو با یکدیگر و گوش دادن به موسیقی زنده و صرف غذا و شیرینی بودند. در آنجا با دانشجویی اهل اکوادور صحبت کردم که می‌گفت بسیار به فرهنگ آسیایی علاقه دارد و به همین دلیل مالزی را برای تحصیل انتخاب کرده است.
در مجموع عید فطر در مالزی به‌نوعی حال و هوای عید نوروز کشورمان را دارد، غیر از اینکه من تنوع رنگ و انس با گل و گیاه و طبیعت را در مراسم دینی و قومی خودمان غایب می‌بینم و احساس می‌کنم این محرومیت از رنگ و شادی لطمه‌های جدی به روحیه ما زده است. شاید نوعی تمایل ذاتی در ما وجود داشته باشد که چهره‌های عبوس و رنگ‌های تیره فضای اجتماعی خود را به مشکلات اقتصادی و سایر مسائل نسبت بدهیم، اما واقعیت این است که بی‌توجهی به این تنوع‌ها و شادی‌های حلال نه‌تنها مشکلات ما را حل نمی‌کند، بلکه به افسردگی دامن و به روحیه مسالمت‌جویانه ما لطمه می‌زند.
من در این نوع مراسم، بریز و بپاش‌ها و تکلف و تقیدهای عجیب و غریب خودمان را در پذیرایی از مهمانان و مخصوصاً پرخوری را که به صورت یکی از بیماری‌های جدی ما درآمده است، نمی‌بینم.
مردم گرد هم جمع می‌شوند که از مصاحبت یکدیگر لذت ببرند و رعایت حجاب برای زن مسلمان مالزیایی امری کاملاً طبیعی و اختیاری است، به همین دلیل حقیقتاً حجاب کامل و خوبی دارند.
اما مهم‌ترین مشخصه این مردم لبخند رضایت و شاد‌ آنهاست که نوعی احساس یکی بودن با جمع و تنها نبودن را به انسان القا می‌کند، حسی که متأسفانه با ترویج روحیه فردگرایی و گریز از جمع دارد در کشور ما کمرنگ می‌شود و منشأ اختلافات، پرخاشگری‌ها، خودبینی‌ها و شاد نبودن‌های ما به‌رغم برخورداری از مواهبی می‌گردد که فرهنگ غنی شیعه در اختیار ما قرار می‌دهد و مردمان دیگر از آنها محرومند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار