آرمان شريف|استادان بسيجي با طرح نظريههاي منطبق با فرهنگ ملي و ديني در صف اول مبارزه با تهاجم فرهنگي قرار دارند، به همين دليل است كه رهبري از اين استادان به عنوان فرماندهان جنگ نرم نام ميبرند. براي بررسي بهتر و دقيقتر برنامهها و اقدامات بسيج اساتيد با «خسرو عزيزي» عضو هيئت علمي گروه اقتصاد دانشگاه آزاد اسلامي واحد فيروزكوه و مسئول بسيج اساتيد همين دانشگاه به گفتوگو پرداختيم. او حدود 15 سال معاون مالي- اداري دانشگاه بوده و حدود 40 مقاله علمي و پژوهشي در كارنامه دانشگاهياش دارد. اين دانشجوي مقطع دكترا، بسيج اساتيد را به دليل وجود نخبگان و طرح ايده و نظريه براي كشور در رأس ساير اقشار بسيج ميداند. عزيزي در گفتوگو با «جوان» توضيحاتي در رابطه با فضاي فرهنگي دانشگاهها و خنثيسازي تهاجم فرهنگي دشمن داد كه در ادامه ميخوانيم.
رهبر انقلاب از استادان دانشگاه به عنوان فرماندهان جنگ نرم در مباحث فرهنگي نام بردهاند، بسيج اساتيد در اين زمينه چه اقداماتي را انجام داده است؟
فعاليتهاي بسيج اساتيد بنا به شرايط كاري و اعضاي آن و شرايط خاص هر دانشگاه با هم تفاوت دارد. در مجموع در راستاي فرمايش مقام معظم رهبري كارهاي خيلي خوبي در قالب برگزاري كنفرانسها، همايشها، مقالات، سخنرانيها و ميزگردهاي علمي صورت گرفته است. ما خودمان در دانشگاه فيروزكوه چندين همايش و ميزگرد داشتهايم و سخنرانيهاي خيلي زيادي برگزار شده است. شخصاً حتي در فضاي غيردانشگاهي مثل شهرداري و در ديدار با مردم و فعالان سياسي و اجتماعي شهرستان در اين زمينهها سخنراني داشتهام. نقش اول و اساسي در شرايط كنوني جامعه با استادان و به ويژه قشر بسيج اساتيد است و آنها بايد به عنوان يك پيشرو و پيشقراول براي جهتدهي به مراكز علمي و پژوهشي كشور باشند. در همين رابطه توانستهايم توفيقات خوبي هم به دست بياوريم.
خروجي اين اقدامات را بايد در مفهومسازي، شفافسازي و بيان برخي مسائل و مشكلات در بحث تهاجم فرهنگي به ويژه براي قشر جوان و دانشجو جستوجو كنيم. اين سخنرانيها و همايشها در بين جوانان و دانشجويان روشنگري و روشنسازي ميكند. در مباحث فرهنگي روي اصالت اسلامي و ايراني تأكيد داريم و از اين طريق ايجاد رغبت و جاذبه ميشود. از اين طريق آن جذابيتهاي كاذبي كه در تهاجم و شبيخون فرهنگي ايجاد ميشود و متأسفانه از رسانههايي مثل اينترنت و ماهواره به سرعت ترويج پيدا ميكند و با سرمايهگذاري كشورهاي غربي توسعه مييابد، با اين شفافسازيها تا حدودي پديده خنثيسازي اقدامات فرهنگي صورت ميگيرد.
ماحصل اين اقدامات فرهنگي يا همان خروجياش را چطور ارزيابي ميكنيد؟
شايد خروجي اقدامات فرهنگي مثل خيلي از كارها ملموس و محسوس نباشد ولي همينكه در يك جمع، تشكل و گروهي آگاهسازي اتفاق ميافتد كار بسيار بزرگ و مهمي انجام شده است. آگاهسازي و ساختن قشر جوان كشور فوقالعاده اهميت دارد. بايد جوان را آماده كرد تا فردا در رويارويي با خيلي از مسائل خودش را نبازد و بتواند به اصول و عقايد ديني و آنچه ما از فرهنگ غني اسلامي داريم، تكيه كند. باور كند اين مضامين ملي و ديني ارزش هستند و سعادت و رستگاري فرد منوط به اين عوامل است. اين مباحث به مرور زمان در ذهن فرد نقش ميبندد. اينها بزرگترين كار و سرمايهگذاري براي نسل جوان است. خيلي از سخنرانيهايي كه برگزار ميشود چنين پيامدي را با خود به همراه دارد. خودم بازخورد آن را در جامعه احساس كردهام. اين نشان ميدهد طرح مسئله از اهميت بسيار زيادي برخوردار است. اگر مسئله طرح نميشد باعث ميشد بسياري از افراد قافيه را ببازند.
اقدامات فرهنگي را نميشود مثل مسائل ديگر اندازهگيري كرد ولي وقتي واقعيتها بيان ميشود تأثير آن را به مرور زمان ميبينيم. دليل موفقيت ما در زمان جنگ سخت ابزار و تاكتيك جنگي نبود بلكه دليل برتري ما اعتقادات و ايمان بود. آن اعتقادات و ايمان از يك كار ناممكن، پيروزي ساخت و افتخار آفريد. شرايط امروز كشور كه سختتر از آن زمان نيست. جوانان آن زمان كساني مثل شهيد همت بودهاند، الان هم جوانان ديگر هستند كه ميتوانند همان نقش الگو بودن را براي اين نسل ايفا كنند.
وقتي شما با يك سخنراني يا همايش خودباوري را در مخاطب جوان ايجاد ميكنيد، در واقع به شكل غيرمستقيم احساس مسئوليتپذيري را در او شكل ميدهيد و نتيجه اين اتفاق باعث ميشود همين جوان در محيط حوزه يا دانشگاه بهتر نقشآفريني كند، البته من نتيجه چنين تأثيرگذاري را در ميان والدين، دانشآموزان و اولياي مدارس بهويژه در مقطع دبيرستان و راهنمايي ديدهام. نكته مهم اين اتفاق در اين است كه شما به عنوان يك سخنران يا ميهمان به مخاطبان خودت احترام ميگذاريد و به واسطه همين احساس به آنها مسئوليت واگذار ميكنيد و در مقابل مخاطبانتان را وادار به مسئوليت و نقشپذيري ميكنيد و در مواقع لزوم اگر اتفاق يا حادثهاي رخ دهد اين تجربيات و قبول مسئوليتها ميتواند به آنها كمك كند.
خودتان فضاي فرهنگي دانشگاهها را چگونه ميبينيد؟
فضاي فرهنگي امروز دانشگاهها نسبت به يكيدو سال قبل مطلوبتر شده است، بهويژه در مورد بعضي مسائل مانند عرفانهاي كاذب كه از چند سال قبل و به شكل چشمگير وارد فضاي دانشگاه شده بود، امروز كمتر در بين دانشجوها ديده ميشود. ناگفته نماند ما براي جلوگيري از اشاعه چنين هجوياتي مراسمهاي سخنراني و برنامههاي شفافسازي پيوسته و كارشناسيشده برگزار كرديم.
نكته مهم اينجاست كه قشر دانشآموز و دانشجوي ما بسياري از اين مسائل را تجربه نكردهاست و با آن آشنايي ندارد، شايد به همين خاطر است كه وقتي مسئولان شروع به تبيين، توليد فكر و انديشه در اين زمينه ميكنند، در مقابل دانشجويان هم با همفكري و حضورشان استقبال ميكنند. مطمئن باشيد اگر دانشجوي ما با ذهن بسته و محدود در مقابل اين هجمه زياد مسائل خرافي قرار بگيرد، قدرت تفكر و تعقل خود را از دست ميدهد، پس بهترين راه زمينهسازي فكري در ميان اين قشر است. دقيقاً اين نقطه همان نقطهاي است كه اهميت كارهاي فرهنگي را در زمينه جنگ نرم بيشتر مشخص ميكند و نشان ميدهد كار در اين عرصه نه تنها پايانناپذير است بلكه دشمن در اين حوزه هر روز با ابزارها و تمهيدات جديد وارد جنگ با ما ميشود. شرط پيروزي در عرصه جنگ نرم اول خنثيسازي توطئه دشمنان و سپس دفاع در مقابل تهديدات است. مطمئن باشيد اگر ما پيشبينيها و اقدامات پيشگيرانه را انجام ندهيم، در مقابل جنگي كه به پشتوانه دلار و ابزارهاي قوي مانند رسانه و ماهواره و با حمايت كشورهاي ابرقدرت وارد ميدان شده، شكست ميخوريم.
شكلگيري بسيج اساتيد در ميان استادان چه تأثيري داشته است؟
كانون بسيج اساتيد ما خوشبختانه در مدت پنج سال گذشته توانسته در اين زمينه موفق عمل كند. ما بيش از 80 درصد اساتيد را توانستهايم جذب كانون بسيج كنيم، منتها همكاري اين استادان به فراخور شرايط كاري و علميشان متفاوت است. همكاريشان بيشتر در زمينه برگزاري ميزگرد، همايش، سخنراني، كارعلمي و تشكيل حلقههاي علمي است.
اين حلقههاي علمي چه اهدافي را دنبال ميكنند؟
تشكيل و راهاندازي حلقههايي مانند حلقههاي صالحين در يك سال اخير زمينهساز ايجاد تغييرات بسياري بهويژه در حوزه استادان دانشگاهها شده است، امروز هم همان چارچوب حلقههاي صالحين به حلقههاي علمي دانشگاهها و حوزههاي علمي تبديل شده است. از آنجايي كه در چنين حلقههايي دانشجويان هم حضور پيدا ميكنند، معمولاً دانشجويان تأثيرپذيري زيادي از استادان خود دارند و انتظار ميرود اين حلقهها تأثيرگذاري شگفتي بين دانشجويان و استادان ايجاد كند. بزرگترين نقطه قوت اين حلقههاي علمي در اين است كه در كنار مباحث علمي به مسائل سياسي، اقتصادي و اجتماعي هم ميپردازند. من معتقدم همانطور كه يك معلم ميتواند راهنمايي براي هدايت دانشآموزان باشد در مقابل همين معلم ميتواند الگويي براي پيدا كردن مسيرها و روشهاي خوب در زندگي دانشآموز باشد. اين اتفاق دقيقاً در حلقههاي علمي جمع ما ديده ميشود. استادان و دانشجويان به يكديگر در پيدا كردن مسيرها و هدفهاي خوب كمك ميكنند.
بسيج اساتيد در توليد علم و جهش علمي كه رهبر هم بر آن تأكيد كردهچقدر نقش داشته است؟
اگر به رشد و جهش علمي كشور نگاه كنيم ميبينيم در يك سال اخير ايران رتبه 16 را در تمام دنيا كسب كرده است. بخش زيادي از اين مقالات توسط استادان بسيجي به نگارش در آمده است. اكثر استادان ارشد و تراز اول دانشگاه عضو كانون ما هستند و اگر اين استادان در زمينه علوم انساني كه دغدغه مقام معظم رهبري هم است تخصص و مهارتي داشته باشند بسيار ميتوانند به پيشبرد كارهاي ما كمك كنند. يك استاد بسيجي حتي با نگارش يك مقاله در حوزه علوم انساني يا اقتصادي ميتواند منبع خوبي براي بيان نكات و ريزهكاريهايي چنين مباحث مهمي باشد. براي مثال اگر يك استاد بسيجي با بالابردن دانستههايش به حوزه روايات و كتب انساني وارد شود و از طرفي به دليل بالا بودن ميزان اعتقاداتش به چنين آموختههايي از بعد ديني نگاه كند، مطمئناً ميتواند در اين حوزه به بالابردن اطلاعات همفكرهايش كمك كند.
با توجه به تخصص و رشتهتان بسيج اساتيد در حوزه مسائل اقتصادي به ويژه اقتصاد مقاومتي هم ميتواند ورود كند؟
مهمترين كارهاي تخصصي ما در بسيج اساتيد فيروزكوه در حوزه اقتصاد مقاومتي است و اين فعاليتها آنچنان زياد بوده كه از طريق فضاي مجازي هم قابل دسترسي و پيگيري است. خود من شخصاً حتي برنامههايي را در اين زمينه در خارج از دانشگاه مانند شهرستان ملارد هم اجرا كردهام. در واقع نوع نگاه به اقتصاد از نوع مقاومتي نگاهي دروني و بومي براي رفع خلأهاي موجود است و اگر در اين زمينه پيشرفت كنيم، ميتوانيم از بسياري مشكلات اقتصادي جلوگيري كنيم. واقعيت اين است كه مباحث، آموختهها و تكنيكهاي علم اقتصاد ريشه بومي در كشور ما ندارد و بزرگترين ضربه را از اين جهت ميخوريم، اما ميشود با ايجاد ريشههاي اقتصاد بومي يا تغيير چارچوبهاي اقتصادي براساس شرايط كشور از تكنيكهاي صرفاً اقتصادي، تكنيكهايي براي رهايي از فشار ساخت اما در رابطه با اجرايي كردن و رسيدن به هدف مورد نظر مقام معظم رهبري در مورد اقتصاد مقاومتي بايد بيشتر به سراغ توليد و مصرف كالاهاي داخلي برويم كه اين مقوله مبتني بر فرهنگسازي و تغيير نگرشها در اين حوزه است، شايد به همين خاطر است كه زيربناي ايجاد اقتصاد مقاومتي انجام يك كار فرهنگي و ريشهاي را ميطلبد. براساس سخنان مقام معظم رهبري در خصوص سبك زندگي بايد توجه كرد كه بدنه اقتصاد مقاومتي براساس سبك زندگي ما استوار است. سبك زندگي ما بايد بيكم و كاست منطبق و هماهنگ با ارزشهاي ديني و بومي ما باشد. الان حدود 20 قشر بسيج وجود دارد و بسيج اساتيد در رأس آنها قرار دارد. وقتي در رأس اينها قرار دارد ميتواند براي ساير قشرها نظريهپردازي كند. نخبگان جامعه در دانشگاهها حضور دارند. نه تنها در كشور بلكه در تمام دنيا نخبگان و صاحبنظران در دانشگاهها هستند و نظريهپردازي ميكنند، پس در اين راستا بسيج اساتيد ميتواند براي ساير اقشار بسيج هم الگوسازي و مفهومسازي كرده و خيلي از مسائل روز را تبيين و تشريح كند.