کد خبر: 605110
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۳
از نيتروژن اكسيد قرن نوزدهم تا شخصيت‌شناسي افراد از روي شكل خنده‌هايشان
مواد لازم براي خنديدن چيست؟ تخيل بامزه، حس شوخ‌طبعي پر‌كار، حافظه قوي براي به خاطر سپردن جوك يا بي‌دغدغگي و ذهن باز؟ پدر علم خنده چطور؟
صالح سليماني
مواد لازم براي خنديدن چيست؟ تخيل بامزه، حس شوخ‌طبعي پر‌كار، حافظه قوي براي به خاطر سپردن جوك يا بي‌دغدغگي و ذهن باز؟ پدر علم خنده چطور؟ تا به حال فكر كرده‌ايد او چه كسي مي‌تواند باشد؟ اگر به قرن 18 ميلادي باز‌گرديم و از جوزف پريستلي روش تهيه خنده را سؤال كنيم، مطمئناً خواهد گفت گاز متصاعد شده از حرارت آمونيوم نيترات و براده‌هاي آهن را با هم تركيب كنيد و در حضور آب قرار دهيد. شايد در نظر اول بگوييم جوزف به سرش زده! اما نمي‌توان دانشمندان را سرزنش كرد. از آنجايي كه وقت و حوصله‌شان كم است، آنان براي رسيدن به پاسخ هر سؤالي شيوه خاص خودشان را به كار مي‌گيرند. همين‌گونه هم شد. در سال 1775، جوزف پريستلي توانست با كشف نيتروژن اكسيد پاسخ سؤال ما را بدهد (البته به سبك دانشمند‌گونه خاص خودش): راهكار او گازي بي‌رنگ با عطر و طعم شيرين بود كه به دليل خواص منحصربه‌فرد خود يك نوع محرك به حساب مي‌آيد و استشمام كوتاه مدت آن مي‌تواند سرخوشي و ميل به رفتارهاي جنون‌آميز خفيف همچون خنده را نتيجه دهد. اين كشف باعث شد تا رفته رفته مردم سراسر دنيا به شيمي علاقه‌مند شوند، تا جايي كه در سال‌هاي نخستين قرن 19 ميلادي، «پايكوبي نيتروژن اكسيد» پايه ثابت جشنواره‌ و كارناوال‌هاي زيادي بود. مراسمي كه دوزهاي پايين گاز نيتروژن اكسيد در آن سرو مي‌شد و تا زماني كه اثر آن باقي بود، بساط شيرين كاري و خنده‌هاي زنجيري هم به راه بود. اما موارد استعمال ديگر اين گاز شگفت‌انگيز ناشناخته باقي ماند تا آنكه شيميدان انگليسي، ‌هامفري ديوي، تصميم گرفت كمي بخندد! بنابراين، فوراً دست به كار شد و اين گاز را روي خودش امتحان كرد. ديوي متوجه شد كه به‌رغم توانايي اين گاز به توليد خنده‌هاي غير‌ارادي، تأثير تسكين‌دهندگي درد و احساسات روان شناختي دارد. او براي نخستين بار واژه «گاز خنده» را براي نيتروژن اكسيد به كار برد.
گزارش‌هاي متعددي از تأثيرات بسيار جالب اكسيد نيتروژن در سايت‌هاي مختلف اينترنتي از جمله وبسايت دانشگاه بريستول انگليس آمده است. اگرچه استعمال امروزي اين گاز با هدف خوشگذراني سوء مصرف مواد تلقي مي‌شود و مهمتر از همه، يافته‌هاي علمي ثابت كرده است اين گاز مي‌تواند صدماتي به اعصاب، آگاهي و حافظه انسان وارد كند، اما كاربرد اصلي آن به عنوان داروي بيهوشي در عمل‌هاي جراحي است. با اين حال، اين گاز كماكان براي اهداف تفريحي استفاده مي‌شود. اما چرا بشر تا اين حد به خنديدن مشتاق است؟ شايد يكي از دلايل آن قابليت شخصيت‌شناسي افراد از روي نحوه خنده آنان باشد.
 
طرز تهيه خنده
بشر عاشق خنديدن است. به طور متوسط هر بزرگسال 17 بار در روز مي‌خندد و اين عمل به اندازه‌اي محبوب است كه صنعت‌ها و تجارت‌هاي فراواني حول آن شكل گرفته‌اند. جوك‌ها، كمدين‌ها، فيلم و مجلات آميخته با طنز همگي طراحي شده‌اند تا لبخند را روي لبان ما نقش ببندند. شايد براي ما خيلي عادي به نظر بيايد ولي انسان تنها گونه روي زمين است كه مي‌خندد. احتمالاً تاكنون چند باري به گوشتان خورده باشد كه مي‌گويند خنده دواي هر دردي است. همين گونه هم هست و شواهد قوي نشان مي‌دهد كه اين عمل مي‌تواند سلامت فردي را بهبود ببخشد و به از بين بردن بيماري‌ها كمك كند. به طور كلي، مطالعه روان‌شناختي خنديدن «ژلاتولوژي» نام دارد و اين واكنش متشكل از دو عمل است: تشكيل ژست‌هاي صوري و توليد صدا. تحت شرايطي خاص، بدن ما حركات غيرارادي موزون و داراي آهنگي خاص همزمان با بازدم انجام مي‌دهد كه موسوم به خنديدن است. در اين هنگام، مغز فرمان اجراي همزمان اين دو عمل را مي‌دهد و وقتي خنده به اصطلاح از ته دل باشد، تغييراتي در بخش‌هاي بسياري از بدن از جمله دست، پا و ديگر عضلات رخ مي‌دهد. 15 عضله صورت منقبض مي‌شود و مكانيسم بالا رفتن لب فوقاني رخ مي‌دهد. در همين حين، عمل دم به صورت غيرعادي عمل مي‌كند. در شرايط حاد، شش‌ها براي دريافت هوا تقلا مي‌كند و مجراهاي اشك‌آور فعال مي‌شود تا با باز و بسته شدن دهان براي از سر‌گيري روند عادي تنفس، صورت مرطوب و گاهاً قرمز رنگ (يا بنفش) مي‌شود. اصوات توليدي از اين واكنش عجيب متفاوت است و مي‌تواند از خنده‌هاي ريز متين تا قاه قاه‌هاي توفاني متغير باشد.
نوروبيولوژيست رفتاري و پيشگام مطالعه علم خنده، رابرت پرووين، به طنز مي‌گويد در مطالعات خود با يك معضل اصلي مواجه شده است. مشكل اينجاست كه به محض دست به قلم شدن او براي ثبت تغييرات حين اجراي اين عمل، خنده از بين مي‌رود، خصوصاً زماني كه فرد آزمايش‌گيرنده در محيطي جدي همچون آزمايشگاه باشد. او يكي از تحقيقاتش را به ساختار سماعي خنديدن اختصاص داد و متوجه شد خنده هر فرد از گونه‌هاي پايه‌اي متنوعي تشكيل شده است و شامل مصوت‌هاي كوتاه و نت گونه‌اي است كه هر 210 ميلي ثانيه يك‌بار تكرار مي‌شود. به گفته او خنده مي‌تواند از نوع «ها‌ها‌ها» يا «هو‌هو‌هو» باشد اما نه تركيبي از هر دو. بدن انسان داراي نوعي ردياب است كه به كشيده شدن ماشه برخي چرخه‌هاي عصبي در مغز پاسخ مي‌دهد و خنده‌هاي بيشتر را توليد مي‌كند. اين دليل مسري بودن خنده را توجيه مي‌كند. پژوهشگر شوخ‌طبعي، پيتر دركس، خنده را واكنش بسيار سريع و گونه خودكاري از رفتار عنوان مي‌كند. او مي‌گويد در واقع، سرعت مغز ما در اتصال معنا به يك موضوع است كه خنديدن يا نخنديدن ما را تعيين مي‌كند.
طي تحقيقات، محققان فعاليت‌هاي به خصوصي را مشاهده كردند:
سمت چپ قشر مغزي (پوسته سلول‌هايي كه تمام سطح جلوي مغز را مي‌پوشاند) وظيفه تجزيه و تحليل كلمات و ساختار جوك را دارد.
لوب پيشاني مغز كه درگير پاسخ‌هاي احساسي اجتماعي است، بسيار فعال شد.
نيمكره راست مغز تجزيه و تحليل فكري براي «گرفتن» جوك را انجام مي‌دهد.
فعاليت امواج مغزي در منطقه پردازش حسي لوب پشتي مغز (ناحيه‌اي از پشت سر شامل سلول‌هاي پردازش‌كننده سيگنال‌هاي بصري) پخش مي‌شود.
  واكنش‌هاي فيزيكي به جوك نشان داده مي‌شود
اين مراحل متفاوت از آن چيزي است كه بدن انسان در واكنش به موقعيت‌هاي احساسي نشان مي‌دهد. آن طور كه به نظر مي‌رسد، پاسخ‌هاي عاطفي به ناحيه به خصوصي از مغز تعلق دارد، در حالي كه خنده طي چرخه‌اي در نواحي متفاوتي از مغز بروز مي‌دهد. به عقيده متخصصان، اين به سادگي بيان مي‌دارد كه صدمه به هر يك از اين نقاط مي‌تواند به حس شوخ طبعي و واكنش افراد نسبت به طنز صدمه وارد كند.

  پرده‌برداري از شيوه‌هاي خنده
زماني كه صحبت از خنده باشد، هر فردي صاحب سبك است. بعضي از مجراي بيني خود خنده را از سر مي‌گيرند و بعضي ديگر از بين دندان‌هايشان، برخي سريع مي‌خندند و عده‌اي ديگر به يك انفجار كوتاه و مختصر بسنده مي‌كنند. همه ما به گونه‌اي متفاوت از بغل دستي‌مان مي‌خنديم و در شرايط متفاوت، ممكن است شيوه خنده ما نيز تغيير كند. افراد «سايلنت» كه ترس از سوژه دادن به دست اطرافيان خود دارند، در مواجهه با پديده‌اي طنزآلود تنها به تبسمي اكتفا مي‌كنند. در حالي كه در مقابل، گروهي ديگر قهقهه مستانه مي‌زنند و همراهان خود را با صداي سوت كشيدن گوش، به حال خود رها مي‌كنند. حال، محققان متوجه شده‌اند كه مي‌توانند تنها با گوش دادن به خنده افراد، متوجه شوند كه در ذهن آنها چه مي‌گذرد. جودي لمبريني مي‌گويد: من سال‌ها تحقيق كردم تا رفتارهاي افراد در خنديدن به يك موضوع ـ خواه جوك يا قلقلك دادن باشد ـ را تجزيه و تحليل كنم. مصنوعي يا حقيقي بودن يك خنده را مي‌توان به راحتي از حالات ظاهري افراد تشخيص داد چراكه در خنديدن طبيعي، چشم‌ها باريك و دهان باز مي‌شود. با اين حال، برخي از گونه‌هاي خنده مي‌تواند آميخته با حس جذاب يا آسيب‌پذير بودن نيز باشد. بسيار جالب است كه خنده مي‌تواند بيشتر از يك واكنش نقش‌آفريني كند و به شخصيت‌شناسي افراد بپردازد.
1- قهقهه عمقي: افرادي كه هنگام خنديدن ابتدا خيلي آرام به نظر مي‌رسند و خنده را با قهقهه‌اي ناگهاني به پايان مي‌رسانند. اينگونه آدم‌ها عموماً به دليل مسري بودن خنده‌شان، انسان‌هاي سرگرم‌كننده‌اي هستند؛ افرادي كه از ته دل مي‌خندند، بي‌شيله و پيله، خاكي و اجتماعي هستند.
2- حمله آسمي: در خنده همراه با خس‌خس، به نظر مي‌رسد تارهاي صوتي به اندازه‌اي فشرده مي‌شود كه در عوض يك ريتم معمول، تداعي‌كننده صداي فردي است كه دچار حمله آسمي شده. استارت زدن ماشين مثالي ملموس‌تر براي آن است. ريسه‌هاي شديد به آنان اجازه انفجار نمي‌دهد، بنابراين استارت مي‌زنند تا كمتر به چشم بيايند. آنها به طور معمول بذله‌گو و سر خوشند اما از بروز دادن خنده خود كمي هراس دارند.
3- عشوه‌هاي زير‌زيركي: اشوه يا خنده‌هاي «زير‌زيركي» معمولاً مختص نوجوانان است اما مردان و زنان بزرگسال نيز هر از چند گاهي از اين شيوه بهره مي‌برند. آنان خجالتي هستند و براي اجتناب از بي‌ادبي در جمع ترجيح مي‌دهند سر و صداي زيادي به پا نكنند. گاهي شيطون و بازيگوشند اما ذات بدي ندارند. بيشتر ميل دارند خنده ديگران را تماشا كنند و از جريان اصلي كمي به دور باشند.
4- خرناس كشيدن: زماني كه افراد به يكباره فشار زيادي به خود مي‌آورند، هنگام خنديدن خرناس مي‌كشند. اينها اغلب افراد خجالتي و متواضعي هستند و از آنجايي كه عادت به بلند خنديدن ندارند، سعي به در‌پوش گذاشتن روي آن مي‌كنند اما با خرناس كشيدن، موج جديدي از خنده را به راه مي‌اندازند.
5- غد‌غد كردن: خنده اين افراد به قدري بلند است كه همانند خروس بي‌محل در ميان انبوهي از صدا قابل تشخيص است. خيره‌سري و اعتماد به نفس بالا از جمله خصيصه‌هاي اين افراد است.
6-  پوزخند زدن: خنده‌اي كه زير نفس كشيدن صورت پذيرد پوزخند است. اين گونه آدم‌ها جنس خرابي دارند و حرف‌هايشان با نيش و كنايه است. در قياس با افراد معمولي، چيزهاي بيشتري برايشان خنده‌دار است.
7-  خنده سياه: به خنده‌اي اطلاق مي‌گردد كه با دهاني باز و صدايي رسا صورت پذيرد، با اين تفاوت كه هيچ نشاني از شوخ طبعي در چهره آنان به چشم نمي‌خورد. اين گونه افراد چندان به جوك علاقه‌اي ندارند اما تمايلي به بي‌ادب جلوه كردن هم ندارند، بنابراين ممكن است هر از گاهي خنده‌هاي مصنوعي كنند. تشخيص خنده از گريه آنها كار ساده‌اي نيست.
در نهايت، اهميت چنداني ندارد كه شما چگونه مي‌خنديد و چه صدايي توليد مي‌كنيد. تا زماني كه خنده روي لبتان باشد، فشارهاي عصبي را در نطفه خفه خواهيد كرد و اطرافيانتان را راضي نگه خواهيد داشت. مطالعات نشان داده است كه:
• به دليل خروج ناگهاني هوا، خنده به پاكسازي شش‌ها كمك مي‌كند.
• براي چربي‌سوزي شكم مفيد است، خصوصاً وقتي از ته دل بخنديد.
• كاهنده فشار خون است و اكسيژن را در قلب به خوبي پمپاژ مي‌كند.
 
 زور‌آزمايي به وسيله خنده
جان مورئال، فيلسوف، باور دارد كه نخستين خنده بشر ممكن است با از بيخ گوش گذشتن خطري تهديد‌كننده براي جان انسان‌هاي اوليه شكل گرفته باشد. خنده مي‌تواند نشانگر اعتماد در اطرافيان نيز باشد چراكه آرامشي كه از قهقهه خنده‌اي نشأت مي‌گيرد، مانع واكنش بيولوژيكي «فرار يا قرار» مي‌شود. پژوهشگرهاي زيادي عقيده دارند كه هدف از خنديدن شكل‌گيري و تقويت روابط انساني است. انسان‌شناسي به نام ماهادو آپته مي‌گويد: خنده زماني بروز مي‌دهد كه انسان‌ها با يكديگر احساس راحتي كنند، زماني كه احساس آزادي داشته باشند و هر چه خنده بيشتر باشد، روابط مستحكم‌تر خواهد بود. حلقه بازخوردي خنده بيشتر روابط بهتر آميخته با بي‌ميلي نسبت به منزوي شدن در افراد خود دليل ديگري براي مسري بودن عمل خنديدن است.
يافته‌ها نشان مي‌دهد افراد نافذ و برجسته همچون كارفرما، رئيس قبيله يا بزرگ خاندان بيشتر از مرئوس به به كارگيري از طنز اقدام مي‌كنند. اگر تا‌كنون توجه كرده باشيد كه با خنديدن رئيسي در يك اداره، كاركنان نيز همگي مي‌خندند، پس فرد بسيار ظريف‌بيني هستيد. همين گونه هم است. مورئال مي‌گويد: در چنين شرايطي، كنترل خنده يك اجتماع به راهي براي تمرين قدرت از طريق كنترل احساسات افراد تبديل مي‌شود، بنابراين خنده، همانند بسياري از رفتارهاي بشر، بايد دستخوش تغييراتي شده باشد تا رفتار انسان را شكل بدهد. به طور مثال، در موقعيتي خجالت‌آور يا تهديد‌كننده، خنده ممكن است نقش تسكين‌دهنده يا پديد‌آورنده خشم را ايفا كند. اگر فرد هدف به همراهي از جمع بخندد، خطر برخوردهاي رفتاري كاهش مي‌يابد.
رابرت پرووين جزو اندك افرادي به شمار مي‌رود كه خنده را همانند فعاليت رفتارشناسان حيوان (در پارس كردن سگ يا چه‌چه بلبل) دنبال مي‌كند. او باور دارد كه خنده، همانند چه‌چه بلبل، به عنوان سيگنال اجتماعي كاربرد دارد. ديگر مطالعات اين تئوري را تأييد كرده است كه اثبات مي‌كند افراد به احتمال 30 برابر بيشتر در جمعي مي‌خندند تا در لحظات تنهايي، حتي اكسيد نيتروژن يا همان گاز خنده هم در خلوت افراد از تب و تاب خود مي‌افتد.
 
 منابع:
Science.howstuffworks.com
 Dailymail. co. uk , Thetartan. org

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها