کد خبر: 604856
تاریخ انتشار: ۰۹ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۱:۴۱
آسيب‌شناسي آثار طنز در تلويزيون در گفت‌وگوي «جوان» با هومن برق‌نورد
نگار حسيني

هومن برق‌نورد با بازي در سريال «دودكش» و ايفاي نقش فيروز ثابت كرده است كه توانايي زيادي در خلق كاراكترهاي متفاوت طنز دارد. با وجود اينكه دودكش اولين تجربه همكاري او با لطيفي به شمار مي‌رفت اما او توانست بازي قابل دفاعي را از خود به جاي بگذارد و تا اينجا به عنوان محبوبترين بازيگر سريال‌هاي طنز شناخته شود. او متولد ۵ دي سال ۱۳۴۸ است و از جمله افرادي است كه رؤياي بازيگري‌اش خيلي زود به حقيقت تبديل شد. برق‌نورد در ابتداي سال‌هاي جواني‌اش با تئاتر و بازيگري آشنا شد و خيلي زود به جمع بازيگران تئاتر پيوست. او با تلاش مداومش حدود 20 سال صحنه‌هاي تئاتر كشور را در نورديد تا آنكه با مجموعه «بيداري» به كارگرداني بهرام عظيم‌پور راهي تلويزيون شد و تا كنون در سريال‌هاي ساختمان پزشكان، چك برگشتي، دزد و پليس و زمانه نقش‌آفريني كرده است.

چه شد كه بازي در سريال دودكش را پذيرفتيد؟

ســـــــريال «دودكش» براي من جذابيت‌هاي خاص خودش را به لحاظ بازي داشت؛ چراكه در اين سريال ايفاگر نقش مرد خانواده بودم كه در يك قاليشويي كار مي‌كند به همين خاطر تمام تلاشم را به كار بستم تا نقش فيروز را به خوبي ايفا كنم. از اينكه در اين سريال نقش مردي را بازي مي‌كردم كه يك فرزند دارد براي من بسيار جالب است. چون تجربه بازي كردن در نقش يك پدر جلوي دوربين مي‌توانست اين فرصت را براي من فراهم كند تا قالب جديدي از توانايي‌ام را در عرصه بازيگري به تصوير بكشم.

اگر اشتباه نكنم اين اولين تجربه همكاري شما با لطيفي به شمار مي‌رود؟

همين‌طور است، من تجربه همكاري با لطيفي را تا پيش از اين سريال نداشتم اما خب به توانايي او به واسطه خلق آثار ماندگارش باور داشتم به همين خاطر كار كردن با او براي من تجربيات زيادي را به همراه داشت. به نظرم براي پي بردن به توانايي‌هاي يك كارگردان نيازي نيست كه حتماً با او كاري داشته باشيد چون وقتي فردي در زمينه‌اي از آوازه خوبي برخوردار است اگر عرصه براي او فراهم باشد باز هم مي‌تواند دست به خلق يك اثر خوب بزند.

به نظر شما سريال دودكش را مي‌توان در دسته‌بندي آثار طنز قرار داد يا بايد آن ر ا يك طنز موقعيت دانست؟

سريال «دودكش» طنز صرف نيست و طنزش اندازه دارد و اندازه‌اش هم خيلي كم است. اين مجموعه در يك‌سري موقعيت‌ها طنز مي‌شود و بعضاً در برخي جاها اتفاقاتي مي‌افتد و كلماتي رد و بدل مي‌شود كه رنگ و بوي مفرحي را به ماجرا مي‌دهد اما نمي‌توان اسم آن را طنز گذاشت. خوشبختانه از همان ابتدا هم قرار نبود اين كار طنز صرف باشد و چون در برخي از موارد كاراكترها دچار طنز موقعيت مي‌شوند در نتيجه اتفاقي كه براي آنها رخ مي‌دهد هم براي مخاطبان جذاب‌تر است.

زوج شما و بهنام تشكر مدتي است كه در ميان مردم به محبوبيت زيادي رسيده است و بسياري از منتقدين هم در مورد آن نقد نوشته‌اند به نظر شما علت موفقيت شما دو نفر در چيست؟

فكر مي‌كنم اين موضوع به ميزان تعاملي كه بين من و بهنام وجود دارد بر مي‌گردد. براي موفقيت در يك كار طنز پارتنر حرف اول را مي‌زند و متأسفانه چون در ايران بازيگران تلاش چنداني براي ديده شدن بازيگر مقابلشان نمي‌كنند ما كمتر شاهد موفقيت يك زوج بازيگر هستيم اما خب بين من و بهنام چنين رقابتي وجود ندارد هر دوي ما صرفاً مي‌خواهيم كارمان به بهترين شكل انجام شود و به همين خاطر يك جاهايي از خودمان مي‌گذريم تا ديگري يك بازي مناسب را ارائه دهد. بهنام فرد باهوشي است و همين هوش او از وي يك بازيگر متفاوت در عرصه طنز ساخته است به همين خاطر اگر شما همه كارهاي او را با يكديگر مقايسه كنيد متوجه خواهيد شد هيچ‌كدام از آنها شبيه به هم نيستند. خيلي خوشحالم كه زوج هنري من و بهنام مورد توجه قرار گرفته است و ما تمام تلاشمان را به كار مي‌بنديم تا بازي‌هاي بهتري را با يكديگر ارائه دهيم.

پس با اين اوصاف هركدام از شما تلاش مي‌كنيد تا بازي ديگري ديده شود؟

همين طور است؛ يك جاهايي من و يك جاهايي بهنام خودش را كنار مي‌كشد تا بتوانيم بازي خودمان را ارائه دهيم و خب همين موضوع باعث مي‌شود كه تماشاگر تركيب ما را دوست دارد چون هيچ كدام از ما تلاش نمي‌كنيم بازي ديگري را زير سايه قرار دهيم و به همين خاطر از آن چه كه ما ارائه مي‌دهيم مخاطب در نهايت خوشش مي‌آيد.

به نظر شما ما در زمينه ساخت آثار طنز در قياس با ساير كشورهاي صاحب سبك در چه سطحي قرار داريم؟

متأسفانه در زمينه ساخت آثار طنز نسبت به سينماي جهان بسيار عقب هستيم و آثارمان قابل رقابت با فيلم و حتي سريال‌هاي طنز آنها نيست اما خب تجربه نشان داده است كه مردم همواره نسبت به آثار طنز علاقه‌مند هستند و دوست دارند كه تماشاچي اين سبك آثار باشند و با وجود گراني بليت سينما و ترافيك شهري شاهد هستيم هر گاه يك اثر طنز متوسط روي پرده مي‌رود آنها مشتاقانه به تماشاي آن مي‌نشينند.

در طول اين سال‌ها تعاريف مختلفي از آثار طنز ارائه مي‌شود و هر كسي نگاه خاص خودش را به اين هنر دارد به نظر شما يك اثر طنز بايد بيشتر نگاه نقادانه‌اي داشته باشد يا صرفاً مخاطب را سرگرم ‌كند؟

به نظرم طنز يك نوع انتقاد طنازانه از مسائل سياسي، اجتماعي و فرهنگي است و اگر در جايي طنز ما به سمت لودگي مي‌رود به دليل محدوديت‌هايي است كه بازيگر، كارگردان و نويسنده در بيان مشكلات و معضلات مختلف دارند. در واقع طنز يك نوع نيش نرمي دارد كه زياد هم آزار دهنده نيست و در كمال ظرافت هدف و انتقادي را كه مي‌خواهد مطرح مي‌كند اما خب متأسفانه در شرايط كنوني برخي از افراد طاقت شنيدن انتقاد را ندارند و به همين دليل محدوديت‌هاي زيادي را در اين حيطه ايجاد مي‌كنند و در نهايت اين محدوديت‌ها طنز را به سمت لودگي مي‌كشاند.

پس به نظر شما نداشتن ظرفيت در شنيدن انتقاد و در نهايت ايجاد محدوديت باعث ضعف در آثار طنز مي‌شود؟

بله، براي ارتقاي سطح كار طنز بايد دست عوامل را باز گذاشت و به آنها اين امكان را داد تا در شرايط مناسب و با آرامش و فراغ بال يك فيلمنامه و متن خوب را به يك اثر درخشان بدل كنند از طرفي نبايد از ياد برد در تمام اقشار جامعه و مشاغل افراد خوب، بد، طناز و خشن وجود دارد و اگر اجازه پرداختن به مسائل و افراد مختلف را ندهند طنز خوبي در نمي‌آيد و همچنين نمي‌توان وانمود كرد كه در هيچ جا مشكل و تقلبي وجود ندارد. در ضمن هيچ چيزي به اندازه زبان طنز نمي‌تواند براي بهبود كارها اثر گذار باشد.

در طول اين سال‌ها باب شده است كه برخي از كارگردان‌ها براي گرفتن بازي بهتر از بازيگران به استفاده از بازيگردان روي مي‌آورند. به نظر شما حضور بازيگردان باعث بالا رفتن سطح بازي در يك كار مي‌شود يا بين بازيگر و كارگردان فاصله ايجاد مي‌كند؟

در اين مورد نمي‌توان حكم كلي داد اما خب به نظر من حضور بازيگردان در بيشتر مواقع باعث ايجاد فاصله ميان بازيگر و كارگردان مي‌شود هر چند در اين ميان بازيگرداناني بودند كه به ارتقاي سطح كارها كمك كردند اما خب تصور من بر اين است كه هر چقدر بازيگر، كارگردان و فيلمنامه‌نويس با يكديگر تعامل داشته باشند به موفقيت بيشتري دست پيدا مي‌كنند.

براي بازي در يك نقش چه چيزي براي شما در درجه اول اهميت قرار دارد؟

بي‌شك براي من فيلمنامه در درجه اول اهميت قرار دارد و اينكه ببينم فضاي فيلمنامه به آن‌چه كه مد نظر دارم نزديك است يا نه. اگر ببينم متن مي‌تواند من را جذب كند و احتمالاً مخاطب هم جذب آن مي‌شود آن وقت در مورد شخصيت خودم وارد بحث و گفت‌وگو با نويسنده و كارگردان مي‌شوم.

با اين اوصاف شما هم بر اين باوريد كه متن خوب باعث خلق يك اثر متفاوت مي‌شود؟

صد درصد، وقتي فيلمنامه يك كار سوژه خوبي داشته باشد و در آن شخصيت‌پردازي به درستي شكل گرفته باشد و به اصطلاح پخته باشد بازيگر راحت‌تر مي‌تواند توانايي‌هاي خودش را به منصه ظهور در آورد متأسفانه گاهي متن‌هايي وجود دارد كه بازيگر حتي نمي‌تواند با آن ارتباط برقرار كند چه برسد به اين‌كه بتواند حسش را به مخاطب انتقال دهد. به همين خاطر در حين خواندن متن مدام اين موضوع را در نظر مي‌گيرم كه آيا مي‌توانم با ديالوگ‌ها ارتباط قرار كنم و آن را زود حفظ كنم يا نه... اگر اين اتفاق رخ ندهد بازي در آن اثر را نمي‌پذيرم.

شما جزو بازيگراني به شمار مي‌رويد كه فعاليت‌تان را در عرصه بازيگري با تئاتر شروع كرديد و اتفاقاً نقش‌هاي كمدي بسياري را هم در اين حيطه اجرا كرديد كمي راجع به اين موضوع صحبت كنيد؟

بله، من بازيگري را از تئاتر شروع كردم و در طول سال‌ها تجربه‌هاي بسياري را در زمينه بازيگري در عرصه طنز كسب كردم و خب ايفاي يك نقش طنز در يك كار نمايش ويژگي‌هاي خاص خودش را دارد و به شما تجربه‌هايي را مي‌آموزد كه نمي‌توانيد نظير آن را در جايي ديگر پيدا كنيد در هر حال بر اين باورم

بازيگري تا روي صحنه با مخاطب ارتباط برقرار نكند نمي‌تواند اين تجربه گرانبها را كسب كند؛ چراكه يك بازيگر بايد تمام حواسش را جمع كند كه نبض تماشاچي را به دست بگيرد. به عنوان يك بازيگر وقتي روي صحنه مي‌آيم و اولين جمله را مي‌گويم مي‌فهمم تماشاچي امشب چه كاره است. به چيزهايي كه هميشه مي‌گويم و همه مي‌خندند آيا مي‌خندد يا نه.

در برخي نمايش‌ها هم لزومي ندارد مخاطب بخندد. بازيگر بايد هوشمند باشد. روي صحنه حواسش به همه چيز باشد. استادهاي ما مي‌گفتند بازيگر علاوه بر دو چشمي كه در جلوي سرش دارد. دو چشم هم بايد پشت سرش داشته باشد. گوشش بايد باز باشد. بفهمد دور و برش چه اتفاقي مي‌افتد. من تمام تلاشم را در تئاتر انجام داده‌ام و احساس مي‌كنم يكي از بازيگران نسل قديم هستم.

نكته جالبي كه در مورد شما وجود دارد اين است كه نقش‌هاي منفي را شيرين بازي مي‌كنيد. اتفاقي كه معمولاً در مورد نقش‌هاي منفي رخ نمي‌دهد؟

خوشحالم كه اين نظر را داريد چراكه در طول اين سال‌ها همواره تلاشم را به كار بستم تا به اين مهم دست يابم و نقش‌هاي منفي را از آن قالب كليشه‌اي خارج كنم و به آن شيريني دهم طوري‌كه براي مخاطب ديدني شود. متأسفانه برخي بر اين باورند كه براي ايفاي نقش منفي صرفا بايد به آن خشونت اضافه كنند در حالي كه ما نمي‌توانيم از يك دريچه به نقش‌هاي منفي نگاه كنيم.

شما تجربه بازي در تئاتر را با خسرو شكيبايي داشتيد. خاطره‌اي از همكاري با ايشان داريد؟

من با زنده‌ياد خسرو شكيبايي در نمايش «بيا تا گل برافشانيم» سال 74 روي صحنه رفته‌ام. تئاتر براي من يك تجربه قيمتي است كه به همين سادگي آن را دست كسي نمي‌دهم. خيلي‌ها آرزو داشتند با زنده‌يادشكيبايي روي صحنه بروند، اما نتوانستند. من اين شانس را داشتم. با خسرو شكيبايي بعد از نمايش فيلم «‌هامون» روي صحنه رفتم. در آن زمان شكيبايي يك سوپراستار بود. براي من اين چيزها خيلي ارزشمند است، چون خيلي چيزها را ياد گرفته‌ام. او يك هنرمند واقعي بود و درك درستي نسبت به بازيگري داشت و در آن نمايشي كه با يكديگر كار مي‌كرديم با وجود اين‌كه در اوج شهرت‌ به لحاظ بازيگري قرار داشت اما بسيار خاكي با من و ساير عوامل برخورد مي‌كرد و همين رفتار ايشان اولين درس بازيگري يعني خاكي بودن را به من ياد داد.

راستش را بخواهيد براي من جالب است بازيگري با ويژگي‌هاي شما تمركزش در بازيگري را صرفا متوجه آثار طنز كرده است در حالي كه ممكن است با حضور در اين نقش به نوعي در آن كليشه شويد و نتوانيد در آثار جدي نقش آفريني كنيد چراكه در ايران معمولاً اگر بازيگري در نقشي خوش بدرخشد ما شاهد نقش آفريني او در عرصه‌هاي ديگر نخواهيم بود.

بخشي از تحليل شما درست است اما نبايد اين نكته را ناديده گرفت كه يك بازيگر نمي‌تواند با فكر كردن به اين موارد خودش را در بازيگري محدود كند و مدام به اين فكر كند اگر در نقش جدي بازي كنم پيشنهاد نقش طنز به من نمي‌شود يا برعكس. . . به نظرم اگر يك بازيگر توانا باشد و كارش را به درستي انجام دهد فارغ از اين پيش داوري‌ها مي‌تواند در هر ژانري خوش بدرخشد. بعد از بازي در سريال «ساختمان پزشكان» و «دزد و پليس» كمتر كسي فكر مي‌كرد در سريال «زمانه» من يك نقش جدي را بازي كنم اما اين اتفاق افتاد و در آن سريال نقش يك وكيل را بازي كردم و خوشبختانه اكثر مخاطبان هم نقشم را باور كردند. بدون اين‌كه ذهن‌شان در حين تماشاي اين اثر به‌سمت نقش‌هاي طنزي كه من تاكنون ايفا كرده‌ام برود.

در جايي از قول شما خوانده بودم كه گفته بوديد سريال «ساختمان پزشكان» قابليت ادامه‌دار شدن را داشت، چه چيزي را در اين سريال ديده بوديد كه اين تصور در شما ايجاد شد؟

واقعيت اين است كه برخي از آثار به دليل نوع قصه‌اي كه دارند مي‌توانند دنباله‌دار شوند. سريال «ساختمان پزشكان» هم جزو آثاري به شمار مي‌رفت كه از اين قابليت برخوردار بود و مي‌توانست تا چند سري ديگر ادامه داشته باشد. با توجه به استقبالي كه از اين اثر شده بود اين انتظار را داشتم كه اين سريال تا چند قسمت ديگر ادامه داشته باشد. به هر حال اگر سري جديد اين سريال ساخته شود و همه بازيگران در آن حضور داشته باشند من هم تمايل دارم در اين سريال همكاري داشته باشم.

شما كه تجربه موفقي را در زمينه بازي در سريال‌هاي طنز تلويزيوني داريد چرا اين تجربه را با خودتان به سينما نمي‌بريد؟

راستش را بخواهيد در اين زمينه هنوز نتوانستم با خودم به تفاهم برسم شايد بخشي از اين موضوع به اين خاطر باشد كه بر اين باورم براي ايفاي يك نقش طنز در سينما فيلمنامه بايد به لحاظ مضموني در سطح بسيار بالايي قرار داشته باشد تا بتواند در نود دقيقه مخاطب را بخنداند و در شرايط فعلي هنوز با وجود پيشنهادهايي كه داشتم با چنين فيلمنامه‌اي برخورد نكردم. در نتيجه با اين شرايط ترجيح مي‌دهم كه همچنان در تلويزيون ايفاگر نقش‌هاي طنز باشم و با بازي در يك فيلم متوسط سينمايي طنز ذهنيت مردم را نسبت به خودم تغيير ندهم.

شما تجربه بازي در چند كار مناسبتي را داشتيد در حين ايفاي اين نقش‌ها چقدر نظر مخاطبان را در نحوه بازي و خلق كاراكتر لحاظ مي‌كنيد؟

اصلاً نمي‌توانم با اين موضوع ارتباط برقرار كنم. مدتي است كه باب شده كه بازيگران مي‌گويند بازي در سريال‌هاي مناسبتي اين حسن را دارد كه ما نظر مردم را در نحوه بازي‌مان لحاظ مي‌كنيم اما اين قضيه در مورد من به هيچ عنوان صدق نمي‌كند چون در ابتدا وقتي فيلمنامه يك كار را مي‌خوانم تمام تلاشم را به كار مي‌بندم كه خودم را به آن نقش نزديك كنم و به نوعي آن را در ذهنم پرورش مي‌دهم و در نهايت با همان ذهنيت هم جلوي دوربين مي‌روم به همين خاطر در اواسط راه نمي‌توانم شخصيتي كه خلق كرده‌ام را تغيير دهم و آن را به سمت و سوي ديگري ببرم. به نظرم توانايي يك بازيگر در اين است كه مخاطبان را با خود همراه كند.

شما از تئاتر وارد دنياي تصوير شديد اتفاقي كه طي چند سال اخير براي بسياري از بازيگران تئاتر افتاد، به نظر شما حضور در عرصه تئاتر روي خلاقيت و توانايي بازيگري شما تأثير گذاشته است؟

صددرصد بله، من شيفته دنياي بازيگري بودم و با تئاتر وارد اين عرصه شدم. حضور روي صحنه تئاتر به من آموخت بيش از آنكه به دنياي شهرت و.. . فكر كنم به فكر ارائه بازي خوب باشم. من از سال 67 روي صحنه تئاتر هستم و در طول اين سال‌ها چيزهاي زيادي را از بازيگري آموختم و خوشحالم كه توانستم تمام تجربيات تئاتري‌ام را با خود به تلويزيون بياورم. هر چند كه در ابتدا زماني را صرف يادگيري بازي جلوي دوربين داشتم اما خيلي زود توانستم خودم را انطباق دهم. در مورد حضور ديگر بازيگران تئاتر هم بايد بگويم اين موضوع را به فال نيك مي‌گيرم چون بر اين باورم كه حضور اين عزيزان باعث بالا رفتن سطح كيفي بازي‌ها مي‌شود.

جايي از قول شما خواندم از وقتي حس كرديد مردم شما را مي‌شناسند و نگاه ديگران را روي خودتان حس كرديد سعي داشتيد كه روي رفتارتان دقت بيشتري داشته باشيد. جالب است كه شما به چنين نتيجه‌اي رسيديد چون برخي از افراد مشهور براين باورند لزومي نيست كه به خاطر ديگران تغييري را در شيوه زندگي‌شان ايجاد كنند؟

در تمام دنيا به افراد مشهور يا چهره به عنوان يك الگو نگاه مي‌شود. با درست و غلط بودن اين موضوع كاري ندارم اما اين نگاهي است كه در تمام جوامع حاكم است و خاص جامعه ايران نيست اما در جامعه ما مسئوليت روي دوش هنرمندان بيشتر مي‌شود از اين جهت كه ما صاحب كشوري اخلاق‌گرا هستيم و هنرمندان بايد در اين زمينه پيشگام باشند. به همين خاطر فكر مي‌كنم وقتي در دنياي بازيگري شناخته مي‌شويد بايد مراقب خودتان، اطرافيانتان و حتي زندگيتان باشيد. بعد از اينكه حس كردم نگاه مردم روي من بيشتر شده است سعي كردم حواسم به رفتارم به خصوص در خيابان باشد تا خدايي نكرده رفتار ناشايستي نداشته باشم. از طرفي بچه‌ها خيلي با من و نقش‌هايم ارتباط برقرار مي‌كنند و خيلي از مواقع آنها مرا در كوچه و خيابان مي‌شناسند. به همين دليل سعي مي‌كنم رفتارم تأثير منفي روي بچه‌ها نداشته باشد.

فشردگي كار در سريال مناسبتي شما را خسته نمي‌كند؟

چرا، حضور در كارهاي روتي'ن خيلي سخت است و هر بار كه جلوي دوربين اين كارها قرار مي‌گيرم با خودم مي‌گويم اين آخرين بار است كه در چنين كاري بازي مي‌كني ولي بعد از مدتي اين سختي‌ها را فراموش مي‌كنم و براي بازي در چنين كارهايي وسوسه مي‌شوم اما اين موضوع باعث نمي‌شود كه از سختي كار در آثاري از اين دست شكوه نكنم.

به نظر شما چرا در ايران بحث كپي از يك اثر موفق تا اين حد داغ است و معمولاً كار در اين عرصه تا جايي پيش مي‌رود كه همان سوژه يا اثر با همه كيفيتش به يك كار دم دستي بدل مي‌شود؟

متأسفانه اين مسئله كه به آن اشاره مي‌كنيد، بيماري توليدات سيماي ماست كه وقتي يك گزينه جواب مي‌دهد ديگر دست از سرش بر نمي‌دارند؛ در صورتي ‌كه اگر كمي ريسك‌پذير باشند اتفاقات خوبي مي‌افتد. ما درحال حاضر، بازيگران خيلي‌خوبي داريم كه كار نمي‌كنند يا كسي دنبالشان نمي‌رود و سوژه‌هاي بسيار خوبي داريم كه كسي به خودش اين زحمت را نمي‌دهد كه حتي سراغ آن برود اما مي‌خواهند صرفا از فرمولي كه بارها جواب داده است بهره ببرند در حالي كه اين موضوع باعث زير سؤال رفتن كليت يك كار مي‌شود.

با توجه به اينكه شما سال‌ها در عرصه تئاتر فعاليت مي‌كرديد به نظرتان تئاتر طي سال‌هاي اخير پيشرفتي داشته است؟

همان‌طور كه در طول مصاحبه هم بارها به اين موضوع اشاره كردم من بازيگري را به واسطه تئاتر آغاز كردم و دلبستگي خاصي به اين عرصه دارم اما متأسفانه تئاتر ما ديگر تمام شده است و در واقع ما تئاتري نداريم كه درباره‌اش صحبت كنيم. در شرايط كنوني 4، 5 گروه جوان و دانشجو چرخ تئاتر را مي‌چرخانند چون تئاتر پولي ندارد.

آنها به كمك عشق سختي اين حرفه را تحمل مي‌كنند بدون آنكه درآمدي داشته باشند و در چنين شرايطي پر واضح است بازيگري نظير من بازي در سريال‌هاي تلويزيوني را مي‌پذيرد، البته در اين مورد فقط بحث مسائل مالي مطرح نيست بلكه اتفاقات ديگري هم بازيگران تئاتر را دلسرد مي‌كند، به طور مثال در تئاتر چند ماه تمرين مي‌كنيم و سپس مي‌گويند سالن به شما نمي‌دهيم! در چنين شرايطي چه كسي جواب آن گروه تئاتر را كه با عشق و انگيزه تمرين كرده است، مي‌دهد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار