در حالي كه تنها 10 روز تا زمان تحليف رسمي رئيسجمهور منتخب باقي مانده و دفتر رئيسجمهور منتخب نيز از رسانهها درخواست كرده كه در خصوص كابينه آينده رايزني نكنند، اما موضوع كابينه مهمترين بحث اين روزهاي اكثر رسانهها به ويژه مطبوعات اصلاحطلب شده است؛ مطبوعاتي كه ميكوشند به هر طريق ممكن گزينههاي مدنظر خود را به دولت آينده تحميل كنند. از اين رو در اين رسانهها هر روز شاهد بروز و ظهور ليستهاي جديد از نامهايي كه قرار است تصدي وزارتخانههاي مختلف را به عهده بگيرند، هستيم يا در اقدامي زيركانه با برجسته كردن نامهاي مختلفي از جريان اصلاحطلب در تلاش براي سوار كردن بدون بليت آنان به قطار دولت يازدهم هستند.
احياي اصلاحات با حضور در كابينه
اما اين تلاشهاي اصلاحطلبان براي سوار شدن به قطار دولت يازدهم در حالي است كه پس از نقش آفريني فعال اين جريان در قضاياي تلخ سال 88، اين بخش از جامعه سياسي كشور در آستانه حذف مردمي از تمامي معادلات جامعه قرار گرفتند.
اين موضوع در حالي بود كه پيشتر نيز با شكستهاي مختلف اصلاحطلبان در انتخاباتهاي متوالي شوراي شهر، مجلس هفتم، هشتم و نهم و دولتهاي نهم و دهم اين جريان به خوبي دريافته بود كه ديگر آن اقبال عمومي سال 76 را در سطح جامعه ندارند و «نبود پايگاه اجتماعي» بزرگترين چالش پيش روي آنان است.
بنابراين فرصت پيش آمده پيروزي حسن روحاني در انتخابات يازدهم رياست جمهوري آن هم با كمك اصلاحطلبان و كنارهگيري استراتژيك كانديداي گفتماني اين جريان به نفع رئيسجمهور منتخب، بهترين زمان براي نفوذ در بدنه حاكميت توسط جريان اصلاحات و سپس احياي پايگاه اجتماعي و سفيدنمايي گذشته است؛ فرصتي كه شايد ديگر به اين آساني به اصلاحطلبان رخ نشان ندهد.
استراتژي فشار براي ورود به دولت
در عين حال اگرچه فرصت پيش آمده براي اصلاحطلبان براي احياي پايگاه اجتماعي جشن و پايكوبي را به اين اردوگاه آورد اما اين جشن و پايكوبي چندان طولي نكشيد، چراكه رئيسجمهور منتخب كه با شعار اعتدال توانسته بود قفل صندوقهاي انتخاباتي را به نفع خود باز كند، در نخستين موضوعگيريهاي خود صريحاً از عدم استفاده از چهرههاي مسئلهدار و به كارگيري نيروهاي انقلابي و معتدل در كابينه خود سخن به ميان آورد و براي آنكه در مقابل اين جريانات بايستد و كابينهاي مستقل را تشكيل دهد، از همان ابتدا از تمامي رسانهها درخواست كرد كه تا زمان اعلام نهايي اسامي گزينههاي تصدي پستهاي دولت از رايزني در اين خصوص بپرهيزند. اما اصلاحطلبان كه نياز مبرمي به حضور در دولت آينده داشتند و نميخواستند اين فرصت طلايي را از دست بدهند، در رسانههاي خود شروع به معرفي افراد و برجسته كردن نام آنان به عنوان وزير احتمالي دولت آينده كردند. همزمان با اين استراتژي رسانهاي، چهرههاي مطرح اصلاحطلبان هم كه خود را شريك پيروزي رئيسجمهور منتخب ميدانند، به صورت موازي با رسانههايشان علاوه بر تأكيد بر گزينههاي مختلف براي وزارت آن هم به صورت علني، خواستههاي خود از دولت آينده را نيز در قالب سخنرانيهاي مختلف مطرح ميكردند. خواستههايي كه كف آن افزايش قدرت اصلاحطلبان و سقف آن آزادي زندانيان امنيتي بود؛ موضوعي كه بيشك اصلاحطلبان طرح آن را تا حصول نتيجه دنبال خواهند كرد.
مردم نيازمند موضعگيري رئيسجمهور منتخب
اما در كنار تمامي اين گفتههاي جريان اصلاحطلب، سخنان رئيسجمهور منتخب قرار دارد كه اگرچه موضعگيري صحيحي در قبال اصلاحطلبان پيش از اوجگيري گفتههاي آنان صورت گرفت اما اين روند در خصوص باقي گفتههاي اصلاحطلبان ادامه نيافت و بسياري از گفتههاي آنان بدون پاسخ باقي مانده است. موضوعي كه لزوم واكنش صريح دكتر حسن روحاني را ميطلبد.
همچنين فارغ از تمام اين رايزنيها و تكذيبها، نكتهاي كه بايد مورد نظر رئيسجمهور منتخب و نزديكان وي باشد، وامداري روحاني به مردم و انقلاب است، چراكه همين مردم به وي رأي دادند تا به عنوان رئيس دولت آينده سكان قوه اجرايي را به دست بگيرد و منافع همين مردم همواره بايد بر منافع گروهها و جريانهاي سياسي ارجح باشد. طرح اين موضوع از آن جهت است كه اين روزها از گوشه و كنار خبر ميرسد كه برخي افراد و جريانات سعي در نزديك كردن خود به رئيسجمهور منتخب دارند كه گذشته آنان هيچ نشاني از اعتدال و ميانهروي ندارد و مشاهده همين واقعيات باعث ميشود كه رسانههاي دلسوز نظام و انقلاب پيش از وقوع حادثه نسبت به رعايت اين موارد و حركت در مسير اعتدال به رئيسجمهور منتخب تذكر دهند؛ حقي كه بر عهده رسانهها به عنوان سخنگوي تودههاي مردم است و شخص رئيسجمهور منتخب هم در جريان مبارزات انتخاباتي خود بر استفاده رسانهها از اين حق تأكيد كردهاند.
حال بايد منتظر ماند و ديد كه رئيسجمهور منتخب در انتخاب كابينه و سپس حركت و عملكردش تا چه حد پايبند به اعتدال و ميانهروي است. بيشك مردم در پايان چهار سال عمر دولت آقاي روحاني اين موضوعات را در ترازوي عدل خويش قرار خواهند داد .