
ويژه برنامه «ماه عسل» مخصوص ماه رمضان كه با اجراي احسان عليخاني هر روز در ساعات پيش از افطار روي آنتن ميرود، عصر روز يكشنبه با گذاشتن سناريوي زندگي پيچيده يك زوج دردمند مقابل دوربين همه را شوكه كرد.
زوجي كه بعد از سالها فرزندخوانده خود را به علت بيماري از دست داده بودند اين بار در مقابل دوربين برنامه عليخاني كه امسال به پاتوق نمايش دردمندي و زندگيهاي مشقتبار تبديل شده است هديهاي عجيب را از اين برنامه دريافت كردند؛ احسان عليخاني پسربچهاي يتيم را در آغوش اين زوج قرار داد و در انتها به آنها گفت: «مباركتان باشد» تماشاي چهره هاج و واج پسربچه معصوم در كنار اشكهاي مادر و چهره بيرغبت پدر بسياري از بينندگان اين برنامه را با سابقه ويژه ماه رمضان در شك و شوك فرو برد؛ اگرچه نيت برنامهسازان «ماه عسل» بيشك ترويج فرهنگ حمايت از ايتام و قبول سرپرستي كودكان بيسرپرست بوده است اما به نظر ميرسيد كه اين هدف، از سوي عليخاني و عوامل پشت صحنه «ماه عسل» به ناشيانهترين شكل ممكن انجام شد؛ چنانچه زوج عزادار اين برنامه از اين هديه غير منتظره بيخبر بوده باشند تحويل يكي از كودكان بهزيستي به آنها بدون آنكه از قبل با اين زوج هماهنگي صورت گرفته باشد اقدامي غيرحرفهاي و غيرانساني به نظر ميرسد و هيچ توجيه عقلاني ندارد؛ چهره در هم كشيده پدر نيز تا حدودي اين احتمال را مطرح ميكرد كه او از تصميم تحميل شده و غيرمنتظره ناراضي است. حتي اگر از پيش هماهنگيها انجام شده باشد و اين زوج با درخواست قبلي به بهزيستي، مراحل و دوران تأييد صلاحيت را طبق قانون طي كرده باشند باز هم برپا كردن چنين نمايش تلويزيوني در محضر جمعيت ميليوني مردمي كه از فرآيندهاي طي شده پشت دوربين بيخبر هستند به نوعي، حقهاي رسانهاي و بازي با افكار عمومي را تداعي ميكند.
البته برنامه روز يكشنبه تنها لغزش سري جديد برنامه «ماه عسل» نبود؛ اين برنامه كه همچنان پر بينندهترين برنامه افطار ماه رمضان است در سالهاي پيش، ريتم شادتري داشت و دست بر سوژههايي ميگذاشت كه بيننده را بيشتر با خود درگير ميكرد. اما «ماه عسل» امسال با دكور سياه و حزنانگيز خود بيشتر با سوژههايي سر و كار دارد كه در ساعات نزديك به افطار بيش از هر چيز اشك را از چشم ملت سرازير ميكند تا جايي كه اين حس به بيننده منتقل ميشود كه ماه عسل سعي دارد احساسات انساني را در شرايطي افراطي به مخاطب تحميل كند. آن هم در شرايطي كه انتظار ميرود ويژه برنامه افطار با نشاط و شادي همراه بوده و شور و شعف عمومي را از بابت فرا رسيدن اين ماه مبارك برانگيزد. به راستي چرا بايد اكثر اپيزودهاي برنامه افطار يك ماه مبارك و فرخنده ديني بر نمايش دردمنديها و مشكلات مردم متمركز باشد و بيش از هر چيز رنج و غم مردم را به تصوير بكشد تا بيننده را تحت تأثير قرار دهد آن هم به روشي بيحساب و كتاب؟ تئوريسينها ميگويند كه مردم براي منقلب شدن احساساتشان پاي تلويزيون مينشينند اما برخلاف نظر برخي نظريهپردازان چون سروان شرايبر كه عقيده دارند چه برنامه خوب باشد چه بد، مردم جلوي تلويزيون مينشينند و از تماشاي آن چشم نميپوشند بايد اين حقيقت را پذيرفت كه در عصر كنوني مردم گزينههاي جايگزين بسياري را براي تماشا كردن در اختيار دارند؛ درست است كه مردم براي تحت تأثير قرار گرفتن و احساساتي شدن تلويزيون ميبينند اما هيچ برنامهسازي اين حق را ندارد كه با انگيزه منقلب كردن عواطف مردمي به سوي هر ابزاري برود و گاه احساسات مردمي را به بازي بگيرد!