رضا اميرخاني در نشست خود در بنياد ادبيات داستاني گفت:حزباللهي و مدافع انقلاب اسلامي هستم اما عدهاي مرا بيبصيرت ميدانند و ميگويند در برخي شرايط مواضع درستي نداشتهام
اميرخاني اظهار داشت: يكي از مشكلات ما در كشور اين است كه منتظريم تا وقتي فردي مثلاً آقاي جنتي در مورد جنگ نرم صحبت ميكند همهمان درباره آن بنويسيم در حالي كه نزديك به 75 ميليون نفر تجربه جنگ نرم را داشتهاند و اگر نميتوانيم تجربه جديدي از جنگ نرم داشته باشيم، نبايد در مورد آن داستاني بنويسيم. من از ابتدا هم حزب اللهي و مدافع انقلاب بودم نه بيبصيرتي كه اين روزها عنوان ميكنند. از همان ابتدا هم مدافع بودم. اينجا زندگي ميكنم اما عدهاي مرا بيبصيرت ميدانند و ميگويند كه در برخي شرايط مواضع درستي نداشتهام. لازم نيست مواضعم را هميشه و به طور مستقيم داد بزنم. اين نويسنده ادامه داد: من شخصيتنويس هستم. ضعف من، ضعف خط داستاني است. شخصيت هر قدر پيچيدهتر باشد، بيشتر راجع به آن فكر ميكنم و اولين چيز شخصيت كه براي من مهم است، لحن آن است. نوع پوشش و طبقه اجتماعي و شغلش براي من مهم نيست. نويسندگي بهاري دارد و دوران جواني بهار نويسندگي است. الان فكر ميكنم هر قدر كه زور بزنم بيشتر از سه تا چهار كتاب ديگر نميتوانم بنويسم و همه هم توفيق نوشتن در جواني را پيدا نميكنند. يك نويسنده بايد متوجه تمام نقدهاي اثرش باشد. وقتي درباره انقلاب اسلامي ميخواهيم كتاب بنويسيم بايد ضدانقلابهاي شاخص را بشناسيم. وقتي به عنوان يك انقلابي درباره انقلاب مينويسيم اگر كتاب، ضدانقلاب درآمده، ديگر درآمده است. اگر نويسنده ميخواهد مذهبي بنويسد بايد خودش هم مذهبي باشد.