مجريان تلويزيوني از جمله اقشاري هستند كه چه بخواهند و چه نخواهند الگو و گروه مرجع مخاطبان محسوب ميشوند و تا حدودي برند و نشاندهنده جمهوري اسلامي هستند. براي خيلي از مسلمانان در كشورهاي مختلف، ايران مدينه فاضله خود است وقتي به ايران ميآيند و تا حدودي هنجارشكنيها و بعضاً بدحجابيها را ميبينند آنها را گروه عوام تعبير ميكنند اما وقتي در قاب رسانه ملي دولتي مجريان به لحاظ پوشش و گفتار به گونهاي تابوشكن باشند اين ديگر عوامانه تلقي نميشود. براي نمونه مجري برنامه مخصوص ماه رمضان؛ ماه عسل كه پوشش نامناسبي (شلوار قرمز پوشيده بود) در برنامه زنده داشت چقدر اين بياحترامي به مخاطبان باعث ناراحتي شده بود؛ اين نشان ميدهد كه مجري وقتي جلوي دوربين قرار ميگيرد زير ذرهبين نگاه مخاطبان است و بايد به غير از رواني كلام و اجرا، نكات ريز اخلاقي و معاشرتي را هم رعايت كند تا از سوي مخاطبان پذيرفته شود زيرا با اين گروه افراد، قبحشكني و هنجارشكني در جامعه رواج پيدا ميكند.
يادمان نرود كه در غرب بعضاً سردسته نهيليستها و فرقههاي شيطاني از ميان مجرياني بودهاند كه به مدد رسانه به شهرت رسيدهاند و ميدان براي جولان داشتهاند كه نشان ميدهد روي اين مجريان برنامهريزي و كار فرهنگي كردهاند و متأسفانه با اين موج نرم ضدفرهنگي صداوسيما چيزي براي جذب فرهنگي مجريان ارائه نداده است و هركس مشهور ميشود را به نوعي در حال خود رها ميكند تا تركتازي كند؛ نمونه آن مجرياني بودند كه به راحتي و به ثمنبخس به شهرت رسيدند و از چنگ ملت ايران رفتند مثل حسيني كه جذب گروهكهاي ضدانقلاب شد يا منافي كه جذب فرقههاي انحرافي و صوفيگري شد بعد هم در دل غرب جاي گرفتند، خب وقتي احتمال بروز اين خطرات از سوي مجريان است چرا بايد آنها را بيش از اندازه آزاد بگذاريم كه حتي نوع پوشششان كنترل نشود. زماني مجري خانمي چادرهاي رنگي به سر ميكرد تا زمينهساز فراگيري آن شود يا مجرياي كه از تريبون رسانه ملي براي تبليغ فروشگاه لباس خود سوءاستفاده ميكند و هربار كت و شلوارهاي نه چندان عرف براي اجراهاي خود ميپوشد و... متأسفانه در كشور ما هنوز نمادشناسي كه از اصول مهم و اوليه رسانه است مورد توجه قرار نگرفته است. بعضي اوقات سادهترين امور از سوي شخصيتي مشهور ميتواند در ذهن مخاطب تلويزيوني اثرگذار باشد. بايد مراقب بود تا عمداً يا سهواً از مجريان ما، از صداوسيماي ملي و آنتن تلويزيوني ما سوءاستفاده نشود. متأسفانه از زماني كه صداوسيما با كسري بودجه مواجه شده است ميبينيم كه هرمهاي سرمايهداري به سهولت در آن جولان ميدهند و فعاليت دارند؛ به صورتي كه در رسانه ملي هر تبليغي را به هر قيمتي شاهديم. چيزي كه اينجا هشداردهنده است اين است كه زماني چيزي را كه نماد سرمايهداري ميدانستيم را به كار ميبريم تا تأمين بودجه كنيم حتي اگر لباسهاي ناجوري مجريان به تن ميكنند تا تبليغ و معرفي باشد. براي مثال در برنامه هفت ترانه خانم مجري، مانتوهايي با مدلهاي نه چندان عرف به تن ميكند كه بيشتر به شوي لباس مجري شباهت دارد تا نمايي از ترانهها و سرودههاي خوانندگان.
جالب اينجاست كه عيناً همان نوع لباسها در فروشگاهها به فروش ميرسد؛ چنانچه چند وقت پيش در يكي از همين مانتوفروشيها دختر خانم جواني به فروشنده، آدرس مدل مانتوي همان مجري را ميداد، اين همان تأثيرگذاري مستقيم و غيرمستقيم مجرياني است كه به مدد رسانه به شهرت رسيدهاند. متأسفانه دركنار مجريان، برخي گزارشگران صداوسيما نيز پوشش خوبي ندارند. در نمايشگاه قرآن كه با برد بينالمللي است و خارجيها هم حضور دارند، مجري و گزارشگري كه ميكروفني با آرم شبكه سوم- برند و نشان شبكه ملي- در دست داشت، با پوشش ناجوري گزارش تهيه ميكرد آنچه باعث تعجب و ناراحتي خانوادههاي مذهبي شده بود و اين اصلاً در شأن رسانه ملي در جمهوري اسلامي نيست كه چنين نمادهايي را در فضاي بينالمللي ميفرستد زيرا بيان و اجراي خوب هيچگاه نميتواند بهانه و توجيهي براي چنين نقايصي باشد.
بايد مراقب باشيم، مجريان ميتوانند سربازي براي اسلام و در عين حال سربازان خوبي هم براي دشمن هم باشند و الگوي مدگرايي و غربگرايي شوند. بعضاً مجريان در صداوسيما به جايي رسيدهاند كه خودشان به پايگاه قدرت تبديل شدهاند حتي تهيهكنندگي هم ميكنند، همه هم به خاطر حمايتهاي سازمان براي رشد آنهاست كه با پولهاي كلان بيتالمال آن را بزرگ كردند. اين در حالي است كه اگر يك جوان مذهبي براي تهيه و توليد برنامه ارزشي به صداوسيما برود در هزار و يك پيچ و خم از جمله كمبود بودجه گرفتار ميشود.