«پيمان همكاريهاي راهبردي امريكا و افغانستان» كه مذاكرات آن از حدود دو سال پيش آغاز شده بود، سال گذشته يعني ۱۲ ارديبهشت 91 با سفر شبانه و مخفيانه رئيسجمهور امريكا به افغانستان به امضاي باراك اوباما وحامد كرزاي رسيد. اگرچه «پيمان همكاريهاي راهبردي امريكا و افغانستان» در آن زمان به امضاي رؤساي جمهور دو كشور رسيد اما با توجه به افزايش مخالفتهاي داخلي درباره مسائل امنيتي- نظامي اين توافقنامه، بررسي و امضاي نهايي اين بخش از توافقنامه به زمان ديگري موكول شد و در حال حاضر عمده مذاكرات دوطرف در سه دور گفتوگوهاي گذشته معطوف به اين بخش از توافقنامه استراتژيك واشنگتن- كابل است. مذاكراتي كه دور چهارم آن نيز دو هفته قبل با توجه به گشايش دفتر سياسي گروه طالبان و برافراشته شدن پرچم سابق دولت طالبان در اين ساختمان، از سوي مقامات كابل به تعليق در آمد. صرفنظر از بنبست موجود در مذاكرات واشنگتن- كابل، امضاي اين توافقنامه با مخالفتها و انتقادهايي همراه است كه به طور كلي ميتوان مخالفان امضاي اين توافقنامه را به دو دسته مخالفان داخلي و خارجي تقسيمبندي كرد:
۱- مخالفان داخلي:
الف) ائتلاف ملي افغانستان و جبهه ملي افغانستان:
ائتلاف ملي افغانستان و جبهه ملي افغانستان كه به عنوان بزرگترين ائتلاف ضددولت در افغانستان از آن ياد ميشود، بسياري از احزاب و گروههاي مخالف دولت را در خود جاي داده است. اين ائتلافها طي هفتههاي اخير با نشستهاي متعدد و صدور بيانيههاي رسمي اين توافقنامه را خلاف منافع ملي افغانستان و به نوعي استعماري ارزيابي كردهاند. نكته قابل ذكر در رويكرد بزرگترين اپوزيسيون افغانستان اينكه توافقنامه استراتژيك امريكا و افغانستان را در رديف معاهده گندومك يعقوب خان و انگليس و معاهده ديوراند عبدالرحمان خان با انگليس قرار دادند موضوعي كه مردم افغانستان آنها را هنوز از ياد نبردهاند و نسبت به ذهنيت منفي دارند.
ب)گروه طالبان:
گروه طالبان نيز از مخالفان اين توافقنامه است. اگرچه اين گروه در چند ماه گذشته بساط گفتوگو با امريكا را با شرط و شروطي پهن كرده است اما در اولين واكنش مخالفت خود را با امضاي توافقنامه استراتژيك امريكا و افغانستان اعلام كرد و بر اين نكته تأكيد كرد كه اين توافقنامه ارزش حقوقي ندارد و صرفاً خوراكي است براي رسانههاي غربي تا از اين سوژه تبليغاتي براي انتخابات رياست جمهوري امريكا استفاده نمايند و در نهايت بر اين نكته پاي فشردند كه اين توافقنامه بعد از كرزاي، سرنوشت معاهده كمونيستها (افغان) با اتحاد شوروي را پيدا خواهد كرد.
۲- مخالفان خارجي:
الف) كشورهاي همسايه
صرفنظر از مخالفت احزاب و گروههاي داخلي افغانستان، كشورهاي همسايه اين كشور نيز مخالفت خود را با امضاي اين توافقنامه به انحاي مختلف نشان دادهاند. پاكستان، ايران و هند هركدام به دلايل خاص خودشان امضاي اين توافقنامه را از يك طرف خلاف منافع ملي خود واز طرف ديگر آن را در جهت بيثباتي منطقه ارزيابي ميكنند.
وجه مشترك نظر همسايگان افغانستان در قبال اين توافقنامه اين نكته است كه حضور دائمي و تردد نيروهاي امريكايي در پهنه جغرافياي افغانستان ميتواند ناامني در مرزها با همسايگان را گسترش دهد چراكه ماهيت خود حضور ميتواند باعث افزايش رويكردهاي تهاجمي در مناطقي از افغانستان گردد كه هنوز بحرانزا هستند.
ب)روسيه و چين:
امضاي يك پيمان راهبردي بلندمدت از سوي امريكا و افغانستان وراي تأثيرات داخلي و منطقهاي ميتواند تأثيرات بينالمللي گسترده همراه با طيفي از ملاحظات امنيتي را به همراه داشته باشد چراكه با اجراي اين پيمان، دسترسي به فضاي افغانستان منحصراً در اختيار امريكا قرار گرفته و اين كشور تبديل به يك قدرت نظامي در افغانستان خواهد شد و چنين حضوري ميتواند به طور طبيعي روسيه و چين را هم در عرصه رقابتهاي امنيتي وارد سازد. به همين دليل با وجود روابط گستردهاي كه برخي كشورهاي منطقه با امريكا دارند اما اين كشورها نيز با حضور بلندمدت امريكا و به ويژه ايجاد پايگاه نظامي دائمي در خاك افغانستان مخالف هستند. با توجه به شرايط جديد جهاني، روسيه، چين و به نوعي هند حاضر به پذيرش نقش رهبري امريكا به عنوان يك عنصر ژئوپليتيكي فرامنطقهاي را نميپذيرند و بيدليل نيست كه خبرگزاري شينهوا با وجود حضور امريكا در افغانستان، از ابهام در آينده اين كشور سخن ميراند. اين برداشت كشورهاي منطقه و چين و روسيه در شرايطي است كه بسياري از تحليلگران يكي از دلايل لشكركشي نظامي امريكا به افغانستان در ۱۱ سال گذشته را تسلط بر منطقه و در نظر گرفتن چين و روسيه ارزيابي ميكنند و امضاي توافقنامه استراتژيك امريكا و افغانستان باعث خواهد شد تا فضاي جنوب آسيا نيز در آيندهاي نزديك به رقابتهاي قدرتهاي بزرگ منطقه تبديل شود.