طبق فراخوان قبلي، امروز زمان تجمع موافقان تشكيل خانه سينما 2 است؛ تجمعي كه اينبار نه در برابر درهاي پلمب شده خانه سينما در كوچه سمنان بلكه در بهارستان و در مقابل ساختمان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزار خواهد شد؛ تجمعي كه حتي از رئيسجمهور هم خواسته شده تا در آن حضور داشته باشد. اين تجمع پاسخي خواهد بود به دو تجمع قبلي كه مخالفان واگذاري خانه سينما به مديريت جديد، انجام دادند. در اين شرايط سينماگران خيابان را به محل تسويه حسابهاي خود تبديل كردهاند؛ وسترني ايراني يا دوئلي ميان هيئت مديره سابق و صنف تهيه كنندگان كه پرچمدار تغيير مديريت در خانه سينما شدهاند.
اتفاقات پنجشنبه و برنامه هفت
روز پنجشنبه كوچه سمنان شاهد تكرار يك تجمع بود. سينماييهاي موافق با ادامه كار هيئت مديره سابق، تجمعي بزرگتر از گردهمايي قبلي ترتيب داده بودند و البته اين بار هم دست به رفتارهاي خشونتآميز زدند.
رئيس پليس تهران هم با حضور در محل سعي در آرام كردن معترضان داشت كه تاحد زيادي نيز موفق بود. در اين تجمع كه با هدايت توحيدي و عسگرپور و نقشآفريني چند تن از كارگردانان شناخته شده سينما همراه بود، با وعده برگزاري مجمع خانه سينما در روز ششم مرداد به كار خود پايان داد. جمعه شب برنامه تلويزيوني «هفت» به بررسي اتفاقات خانه سينما پرداخت و دو تن از سينماگران موافق و مخالف به صحبت در اين زمينه پرداختند. فرحبخش به عنوان نماينده گروهي كه ميخواهند خانه سينماي جديد را برپا كنند و اسعديان به عنوان نماينده گروهي كه خواستار ادامه كار خانه سينما با مديريت قبلي هستند، به بيان مواضع خود پرداختند و هر كس گروه ديگر را به ناحق بودن متهم كرد.
برنامه «هفت» در پايان نتوانست از جمع بندي سخنان اين دو تن به نتيجه خاصي برسد و تنها حاصلش رد و بدل شدن حرفهايي خارج از دايره نزاكت بود كه عمق ناراحتي طرفين را از يكديگر نشان ميداد. حال كه بعد از دو تجمع قبلي مقابل خانه سينما، اين بار تجمع به مقابل وزارت ارشاد منتقل شده است، بايد ديد كه اين سياست تا چه حد ميتواند كارآمد باشد؛ سياستي كه يك بار در اوايل سال 91 از سوي سينماگران در اعتراض به محدوديت اكران فيلمها به اجرا درآمد، اما به نتيجهاي نرسيد.
دعوت از احمدينژاد براي حضور در تجمع
بعد از آنكه هيئت مديره سابق توانستند با واسطه قرار دادن رئيسجمهور از وي براي خارج شدن از بحران، اوضاع را تاحدي به نفع خود تعديل كنند، اين بار نوبت به گروه دوم رسيد كه از احمدينژاد بخواهند با آنها همراهي كنند. ديروز نامهاي سرگشاده به امضاي «هيئت مديره اصناف قانوني خانه سينما» منتشر شد و در آن از رئيسجمهور خواسته شده بود تا در روز 30 تير( امروز) در تجمع مقابل خانه سينما شركت كند.
در بخشي از اين نامه آمده است: «جناب آقاي رئيسجمهور و رياست محترم شوراي عالي سينما، اجازه ندهيد امكان و فرصتي كه توسط شخص شما براي قانوني شدن صنوف سينماي ايران ايجاد شده به دست مغرضاني كه خوراك رسانههاي غربي، معاند و ضد انقلاب را تهيه ميكنند، منجر به شكست شده و زمينهاي را براي حضور مجدد آنها بر مسند خانه سينما فراهم آورد و خون دلهاي اهالي قرباني شده سينما را بر باد دهد.»
آيا خيابان هنوز هم جواب ميدهد؟
زمان لشكركشيهاي خياباني سالهاست به پايان رسيده است. وقتي كشوري داراي قانون مدون است، چرا بايد از روشهايي چون زورآزمايي خياباني براي احقاق حقوق خود استفاده كنيم؟
سينماگران محترمي كه از هفته گذشته تاكنون خيابان را محل تسويه حسابهاي خود قرار دادهاند، گويا هنوز هم در عصر فيلمفارسيها به سر ميبرند؛ زماني كه كلاه مخمليها خود مجري قوانين خود بودند و كاري هم به مقررات كشوري نداشتند. اين چند روزه دو گروه موافق و مخالف كه در قالب خانه سينماي يك و دو سازماندهي شدهاند، هر كدام سعي كردهاند با جمعآوري نيرو و به رخ كشيدن تعداد نفرات خود، به نحوي اثبات حقانيت كنند. صنفي كه كلاً 4هزار و خردهاي نفر عضو دارد، اين روزها در تهران حسابي گرد و خاك به راه انداخته و البته رسانهها هم در دامن زدن به اين درگيريها نقش قابل ملاحظهاي داشتهاند. زماني گروه طرفدار هيئت مديره سابق تجمع اعتراضي دارند و روز ديگر موافقان هيئت خانه سينماي 2، در اين بين هم هر كدام دلايلي براي عدم حقانيت گروه ديگر دارد. هواداران هيئت مديره سابق بر طبل توافق با رئيسجمهور ميكوبند و درخواستشان اجراي دستور صريح رئيسجمهور است و از سوي ديگر گروه دوم با توجه به مواد قانوني، ادامه كار هيئت مديره سابق را غيرقانوني ميدانند. به اعتقاد آنها همين هيئت مديره سابق درست در زماني كه حوزه هنري جلوي اكران فيلمها را گرفته بود با پشت كردن به ساير سينماگران، در حوزه هنري براي خودشان پايگاه ايجاد و قراردادهاي ميلياردي براي ساخت فيلم منعقد كرده بودند. در صورتي كه فيلمسازاني كه فيلمهايشان تحريم شده بود با ضررهاي سنگيني مواجه شده بودند. به اعتقاد گروه دوم، همين نداشتن صداقت هيئت مديره سابق يكي از نشانههاي عدم صلاحيت آنها براي اداره خانه سينما است. زماني كه امثال آقايان همايون اسعديان و مازيار ميري كه در تجمع مقابل خانه سينما حضور داشتند و با حوزه هنري همكاري ميكردند، ياد هم صنفان خود بودند؟
اين سؤالي است كه گروه دوم مشتاقانه منتظر پاسخ آن است. هم اكنون اهالي سينما با اين سؤالها روبهرو هستند. هيچ كس نميتواند فعاليتهاي سياسي خانه سينما را كتمان كند، در صورتي كه وظيفه يك مجمع صنفي رسيدگي به امور صنفي است.
بحثهاي سادهاي چون بيمه براي خيلي از كساني كه از راه سينما ارتزاق ميكنند، لاينحل باقي مانده است، اما در مقابل خبرهاي مختلفي از رانتخواريهاي گروههاي صاحب نفوذ در خانه سينما به گوش ميرسد. نكته مهم در اتفاقات روزهاي اخير اين است كه بسياري از اهالي سينما از واقعيتهاي رخ داده با خبر نيستند، تنها به آنها گفته شده كه قرار است تنها محل احقاق حقوقشان بسته شود و احتمالاً همين توجيه كافي بوده تا به جاي رفتار قانونمند به خيابان بريزند و رفتارهاي تأسفآور چند روز اخير را از خود نشان دهند. با آنكه عملاً مديريت امور از سازمان سينمايي و وزارت ارشاد خارج شده است و در واپسين روزهاي عمر دولت حتي توصيه اكيد رئيسجمهور براي باز شدن پلمب خانه سينما - اجرا نشده است، ولي انتظارات از سينماگران بالاتر از آن است كه كار خود را با توسل به تجمع و اعتراض خياباني پيش ببرند. سينماگراني كه در كانون توجهات رسانهها و مردم هستند، بايد به تأثير اين گونه رفتارهاي خود در جامعه بينديشند.
همان طور كه رفتار يك سينماگر ايراني در خارج از كشور به راحتي ميتواند موج رسانهاي ايجاد كند، كنشهاي اهالي سينما براي رسيدن به خواستههاي صنفي خود نيز از پتانسيل بالايي براي جنجالآفريني رسانهاي برخوردار است. مسلماً ادامه دادن به اين روند تجمع، جواب تجمع تنها به طولانيتر شدن داستان چند ساله خانه سينما منجر ميشود و فضا را براي رسيدن به توافي كه اكثريت از آن حمايت كنند، محدود ميسازد. سينماي ايران بيشتر از اينكه اين روزها به پدرخواندههاي نياز داشته باشد، به آرامش نياز دارد؛ آرامشي كه بعد از آن توفان ديگري در راه نباشد.