انتخابات رياست جمهوري ايران به طور مستقيم بر فضاي سياسي امريكا سايه انداخته و طي يك ماه اخير بعد از انتخابات، جنب و جوشي در واشنگتن و محافل سياسي امريكا به راه افتاده است. موضوع اصلي در اين جنب و جوش چگونگي واكنش به انتخابات ايران و موضعگيري دولت امريكا نسبت به آن است و اينكه باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، چه سياستي را بايد در مقابل دكتر حسن روحاني، رئيسجمهور منتخب ايران، طراحي كند. اين جنب و جوش به صورتهاي مختلف مثل مصاحبهها، تحليلها و سخنرانيها صورت گرفته و يك وجه از اين جنب و جوش در نامههايي است كه نمايندگان مجالس سنا و نمايندگان امريكا و همچنين شخصيتهاي سياسي، نظامي و علمي امريكا به اوباما نوشتهاند و توصيههاي خود را به او گوشزد كردهاند. نخستين نامه در همان اوايل بعد از پيروزي روحاني و در 26 ژوئن نوشته شد و به امضاي 45 نماينده كنگره رسيد كه در بين آنها اسامي تندروترين نمايندگان ضدايراني مثل اليوت انگل و ايلنا رز ديده شد. اين نمايندگان در نامه خود به اوباما تذكر دادند تا به پيروزي روحاني خوشبين نباشد و به ميانهرو بودن او دل نبندد. نمايندگان در اين نامه سياست اوباما در قبال روحاني را در چارچوب رويه قبل طراحي كردند كه جز تشديد تحريمها به حوزههاي مختلف مثل بخشهاي معادن، مهندسي و ساخت و ساز چيز ديگري نيست.
نامههاي مقابل اين نامه چند هفتهاي بعد نوشته شد و به آدرس كاخ سفيد براي اطلاع اوباما ارسال شده است. نامه نخست در 14 جولاي نوشته شد و به امضاي 29 نفر متشكل از مقامات سياسي، نظامي و دانشگاهي سابق و فعلي امريكا رسيد. اين 29 نفر در نامه خود به اوباما توصيه قوي داشتند تا پيروزي روحاني را فرصتي مغتنم بداند تا آنكه راه مذاكرات با ايران در قالب گروه 1+5 يا حتي به صورت دو جانبه و مستقيم باز شود. چارلز دنت نماينده جمهوريخواه از ايالت پنسيلوانيا و ديويد پرايس نماينده دموكرات از ايالت كاروليناي شمالي قبل از نامه اين 29 نفر نامهاي را تدوين كردند و در اختيار نمايندگان گذاشتند. اين نامه اكنون و با جمع شدن 118 امضاي نمايندگان به دفتر اوباما در كاخ سفيد رسيده است. اين نامه هم حاوي توصيههايي به اوباما است تا آنكه از گذشته درس گرفته شود و از روي كار آمدن يك رئيسجمهور ميانهرو در ايران استفاده كند. مقاله جيمز روبين، ديپلمات سابق وزارت خارجه امريكا، تحت عنوان «سه انتخاب هوشمندانه» و يادداشت پل پيلار، افسر سابق سيا، در پايگاه اطلاعرساني كنسرسيوم نيوز نمونههاي كوچكي از حجم گسترده نوشتههاي بر سر اين موضوع هستند كه در كنار اين نوشتهها بايد به مصاحبههاي افراد مهمي نظيرگري سيك و نيكلاس برنز نيز توجه كرد كه هم به مقوله سياست آينده امريكا در قبال رياست جمهوري دكتر روحاني پرداختهاند و هم اينكه جواب بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل را دادهاند.
مجموع اين نامهها، مقالات و يادداشتها و مصاحبهها به خوبي نشاندهنده حجم گسترده مباحث بر سر سياست آينده اوباما در قبال ايران است و از اين مباحث چنين برميآيد كه امريكاييها در برابر انتخابات رياست جمهوري ايران از يك موضع واحد برخوردار نيستند و تشدد عميقي بين نظرات آنها ديده ميشود. دليل اين تشدد از يك سو به وضعيت فعلي مربوط ميشود و از سوي ديگر ريشه در سه دهه گذشته و به خصوص دوران رياست جمهوري بيل كلينتون دارد. اليوت انگل و ايلنا رز از طراحان اصلي تحريمها عليه ايران هستند و سعي دارند تا دامنه اين تحريمها را به حوزهاي معمول اقتصادي ايران نيز بكشانند و روشن است كه با اين موضع خصمانه عليه ايران نامه 28 ژوئن را امضا كنند. افرادي نظير اين دو رويكرد ضد ايراني خود را با خوشبيني نسبت به ميانهروي دكتر روحاني در تضاد ميبينند و معلوم است كه از اوباما نخواهند دچار اين خوشبيني شد. در مقابل، دنت و پرايس به دوران كلينتون استناد ميكنند كه ميشد باب ارتباط با ايران را گشود، اما قصور كاخ سفيد در آن موقع موجب شد تا امريكا و ايران دورتر از گذشته شوند. اين دو به همين دليل از اوباما ميخواهند تا اشتباه گذشته را تكرار نكند. با وجود اين، محور مشترك در همه اين نامهها و مقالات و مصاحبهها پرونده هستهاي ايران است و موضوع اصلي اين است كه امريكاييها نتوانستهاند در اين پرونده نگاه واقعبينانهاي داشتهباشند و آن را مقولهاي منفي مينگرند. اين نكته حتي در نامه دنت و پرايس نيز مشاهده ميشود و همين موضوع ثابت ميكند كه امريكاييها حتي براي گشودن باب گفتوگو باز رويكرد منفي بر نگرش آنان حاكم است. اكنون، اوباما در محاصره اين نامهها قرار گرفته اما آيا ميتواند خود را از شر رويكرد منفي آنها نجات دهد؟