
مايلي كهن عادت دارد هرازچندگاهي برخلاف جريان آب شنا كند، خصوصاً اگر شرايط بر وفق مرادش نباشد. آن وقت است كه به خوبي تواناييهاي خود را در شناگري به معرض نمايش ميگذارد.
1. مايلي كهن خود را سرمربي پرسپوليس ميديد، لابيهاي او آنقدر قوي بود كه ترديدي براي او باقي نگذاشته بود. اما با اتفاقي باور نكردني مواجه شد.مايلي كهن كه همه چيز را براي نشستن روي نيمكت پرسپوليس تمام شده ميديد، ناگهان نيمكت پرسپوليس را از دست رفته ديد. همين مسئله به اندازه كافي براي نارضايتي وناراحتي مايلي كهن كافي بود اما رسيدن اين نيمكت به علي دايي كه مدتهاست مايلي كهن با او به شدت مشكل دارد، اوضاع را غير قابل تحمل ميكرد و همه آنهايي كه او را ميشناختند، ميدانستند دير يا زود اين مسئله را تلافي خواهد كرد.
2. در ماجراهايي كه عضو جديد هيئت مديره پرسپوليس براي اين تيم و سرمربي آن به وجود آورده بود، همه، دوست و دشمن، موافق و مخالف، پشت دايي و رويانيان در آمدند، چراكه با وجود مخالفتهايي كه با حضور رويانيان و حتي دايي داشتند، معتقد بودند در اين ماجرا احترام دايي نگه داشته نشده است. احترام دايي نه به عنوان سرمربي پرسپوليس، كه به عنوان افتخار فوتبال ايران و آقاي گل جهان كه براي همه شناخته شده است. علاوه براين، مخالفتها و اختلاف نظرها با رويانيان دليل بر اين نميشد كه او در اين مقطع زماني و آن هم به اين شكل از تيم كنار گذاشته شود؛ چراكه در اين صورت تنها پرسپوليس بود كه متضرر ميشد. اما مايليكهن، مثل هميشه، نظرش با همه مخالف بود و به حمايت از كامبوزيا و انصاريفر پرداخت، حمايتي كه كاملاً مشخص بود براساس مشكلات شخصي است و از روي غرض ورزي.
3. مايليكهن پرونده درخشاني ندارد. بهترين عنواني كه او به عنوان سرمربي يك تيم ليگ برتري كسب كرده، عنوان سومي با سايپا است و ديگر هيچ. اما به اندازه كافي ناكامي با تيمهاي ليگ برتري و. . . دارد. ناكامي در فولادي كه قهرمان ليگ بود و اما به واسطه نتايج ضعيفي كه با اين مربي كسب كرد به ليگ يك سقوط كرد. اتفاقي كه براي شهرداري تبريز با مايليكهن افتاد. البته كسب نتايج ضعيف با سايپا و پيكان و فولاد و اخراج مايليكهن از اين تيمها را هم بايد به كارنامه مربيگري اين مربي اضافه كرد. با اين وجود مايلي كهن همواره يكي از منتقدان قاطع در فوتبال ايران بوده است. منتقدي كه از اوضاع مربيگري مربيان ليگ گرفته تا تيم ملي و شرايط فوتبال و اخلاقيات آن و... هيچ چيزي را جا نينداخته و همواره از همه چيز شاكي و ناراضي است و همه مسائل را به نقد ميگيرد. بيآنكه بخواهد براي حتي يك مرتبه هم كه شده خودش را نقد كند.
4. بعد از آنكه پرسپوليس مايلي كهن را كنار گذاشت، او راهي صبا شد. اما درست در روزهايي كه تيمها به شدت در حال آمادهسازي خود براي حضوري پرقدرت در ليگ سيزدهم هستند، مايلي كهن به دنبال زماني مناسب بود براي تلافي كنار گذاشته شدنش از پرسپوليس و بعد از حاشيه سازيهاي عضو جديد هيئت مديره پرسپوليس و بياحتراميهاي او به سرمربي اين تيم، به حمايت از او پرداخت و مدعي شد رويانيان و مسئولان پرسپوليس از تلاش اين عضو جديد هيئت مديره پرسپوليس براي شفافسازي ترسيدهاند و به تعريف و تمجيد از سابقه اين آقاي تازه وارد پرداخت. حال آنكه اگر مايليكهن موفق شده بود به جاي دايي روي نيمكت پرسپوليس بنشيند، ديگر اين مباحث به ميان نميآمد. همانطور زماني كه در حال مذاكره با پرسپوليس بود و يكي از گزينههاي اين تيم، رويانيان يكي از مديران كاربلد فوتبال بود. اما هم او و هم ديگر مسئولان اين تيم امروز كه مايلي كهن به عنوان سرمربي روي نيمكت پرسپوليس نيست، ديگر آن شايستگيهاي لازم را ندارند و حال اشتباهات آنهاست كه به چشم سرمربي فعلي صبا ميآيد. سرمربياي كه اين روزها به جاي آنكه حواسش به آمادهسازي تيمش براي ليگ سيزدهم باشد، به گرفتن انتقام از پرسپوليس و رويانيان است هر چند كه با شناختي كه از مايلي كهن وجود دارد، انتظار ديگري از او نميرفت.