مسئله كم هزينه كردن يا كاهش هزينهها در رديفهاي مالي- بودجهاي امريكا از چند سال قبل، نه تنها به عنوان يك مزيت رفتار اقتصادي، بلكه به عنوان اقدامي حياتي در دستور كار كليه دستگاههاي حكومتي قرار گرفت. حتي در مقولههاي امنيت و سياست خارجي هم، اين اصل خود را نشان داد و مقولههايي مانند خريد امنيت در افغانستان كه قرار بود كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس هزينههاي آن را بدهند يا جنگ نيابتي در سوريه كه از كيسه قطر و عربستان پرداخت شده است. در پروژه هرج و مرج سازنده هم كه ادبيات آن در دوره بوش توليد شد، به جهت اجرايي، شكلهاي گوناگوني را در بر ميگيرد. از جنگ و فتنه مذهبي تا سونامي ناامني در سطح منطقه، گسترش بحرانهاي سياسي و پيچيده كردن نعرههاي قوميتي و مطالبات تجزيهطلبانه را شامل شده است.
با شكست برنامه براندازي در سوريه و جنگ همهجانبه كه مديريتي قطري- تركيهاي را تجربه كرد، ولي بازيگران رقيب و گوناگوني در درون خود داشت و پيامدهاي قطعي اين بحرانسازيها در سطح ديگر كشورها و ديكتاتورهاي وابسته به غرب و جنبشهاي مردمي و بيداري، امريكا ناچار است از تمامي ظرفيتها، روشها، هر آنچه در توان خود و همپيمانان منطقهاي دارد، به ميدان بياورد تا فضاي كلان منطقهاي را از دست نداده و امكان مديريت و فرصتسازي را فراهم نموده و امكان حفظ نظامهاي مستبد و مرتجع و همپيمان خود را در منطقه ايجاد نمايد.
اگر كاخ سفيد در اولويتهاي چينش بازيگران خود در منطقه به تيمي كه تركيب ويژهاي را در بر ميگرفت و ظرفيتهاي ديپلماسي تركيه و دلارهاي قطري در يك امتداد اخواني در منطقه را شامل ميشد تكيه ميكرد، اين تركيب در ميدان عمل به كاركرد قابل توجه و موفق دست نيافته و امروز بايد بازيگر جديد به صحنه بيايد و خود را و تواناييهاي خود را به نمايش بگذارد و جلب توجه كند. اگرچه اين بازيگر هم، از قبل حضور داشته و فعاليت نموده و نقشآفريني داشته، ولي اين بار بايد به عنوان آلترناتيو خودنمايي كند.
سعوديها كه به دليل كهولت سني رهبران از يكسو و آسيبهاي نظام سياسي حاكم در عربستان و عوامل رقابتي ديگر بازيگر درجه 2 محسوب ميشوند، امروز بايد با تكيه بر پتانسيلهاي مالي، فرهنگي، رسانهاي و امنيتي، خودي نشان دهند. پرونده سوريه را به دست گرفتهاند و در مصر، مدير اجرايي هستند و در مقوله امنيتي منطقه از شبه قاره تا سواحل مديترانه، بايد شرايط حداقلي مطلوب امريكا را فراهم كنند. ابزار سعوديها، وهابيت و جريان تكفيري القاعده مرتبط با دستگاههاي اطلاعاتي آن است. هنر وهابيگري اين است كه خود را در ميان طيف وسيع اهل سنت و سلفيگري ميگستراند و با تكيه بر اهرم مالي و رسانهاي و شيوخ مزد بگير، جريانسازي گسترده ميكنند تا تصويري وارونه از حقايق نشان دهند و يا اولويتها را تغيير دهند و دشمن را دوست و دوست را دشمن معرفي كنند. ماهيت انگليسي وهابيت به نحوي است كه لائيكترين رفتارها را نيز در يك عملگرايي فرصتطلبانه به اجرا ميگذارد. آنان كه با ادبيات مذهبي سخن ميگويند با تهي كردن فرهنگ اسلامي و آنان كه وظيفه لائيسم را به عهده گرفتهاند، بدون هيچ مرزي عمل ميكنند. مصر نمونه آن است كه سيستم اطلاعاتي عربستان مديريت بخش لائيك را عهده دار است و در آن سوي ميدان سياست، حزب سلفي النور و جريانهاي ديگر وابسته به عربستان، لباس دين بر تن دارند، ولي يك هدف را دنبال ميكنند. از افغانستان و پاكستان تا عراق مظلوم و خونين و سوريه و لبنان و بحرين و يمن، همگي اسير عربدههاي وهابي- تكفيري است. جالب اين است كه ابزار آنان كشتار مردم با بمبگذاري، جليقه انتحاري و ماشينهاي انفجاري است. عراق در سه ماه گذشته بيش از 2 هزار شهيد و چند هزار زخمي داده و انفجارهاي وهابي- تكفيري با هدايت سرويس هاي اطلاعاتي غربي و عربي، يك روز آرام در عراق باقي نگذاشتهاند. در سوريه آنچنان تصاوير وحشتناكي از خود در كشتار و سر بريدن و قطعه قطعه نمودن به جاي گذاشتند كه نياز به توصيف نيست. لبنان را با يك شيخ عروسكي و مزد بگير، در صيدا يا بمبگذاري در ضاحيه يا تجمع نيروهاي سلفي و تكفيري در طرابلس به بمب ساعتي تبديل كردهاند. در بحرين آنچنان سرمست هستند كه نخستوزير فرسوده وهابيها، پليس و دستگاه امنيتي و حكومت و خانواده حاكم را ماوراي قانون ميداند تا نگران كشتار، شكنجه و تعرض به نواميس و مال و جان مردم نباشند. يمن را با نمايش تحميلي قريب دو سال است كه تحت فشار قرار دادهاند و با چماق تروريسم و با هويج گفتمان ملي، به پايان راه رسيدهاند و امروز سايه جنگ داخلي و انتقام اقتصادي را بر سر مردم يمن و به ويژه اهالي صعده و حوثيها انداختهاند.
نام كشتار و تروريسم در عراق را «غزوه الرمضان» گذاشتهاند و در بوقهاي رسانهاي خود، عراق را در آستانه جنگ داخلي نشان ميدهند و در موصل با تكيه بر تكفيريها و بعثيها، برنامه جديد در دست اجرا دارند. خبر مضحك ولي قابل اهتمام اين است كه يك نشريه انگليسي از هدفگيري موشكهاي بالستيك عربستان بر مراكز ايراني گزارش ميدهد و تصاوير ماهوارهاي هم منتشر ميشود و ظاهراً عربستان به دنبال دندان نشان دادن و عربده وحشيانه تكفيريهاست و نياز به پاسخي سنجيده و مؤثر دارد، چرا كه اين رفتار از روي استواري و متانت نيست، بلكه از روي انفعال و عصبيت است كه ميتواند براي همگان خطرناك باشد.