
معصومه طاهري| براي يك سفر كاري عازم شهر تهران شديم. در ترمينال آرژانتين يا همان پايانه درحالي كه چمدان به دست بوديم به دنبال تاكسي براي رفتن به هتل ميگشتيم اما متأسفانه هركدام از رانندگان تاكسي وقتي وضعيت ما را ميديدند دندان طمعشان را تيز ميكردند و با قيمتهاي نجومي ميخواستند ما را سوار كنند. انگار قرار بود بار تمام مشكلات مالي و گرانيها را به گرده مسافر بيچاره بيندازند و با نگاههاي معناداري كه به همديگر داشتند سعي ميكردند مسافر را ناچار به پذيرش كنند. سرتان را درد نياورم، بالاخره بعد از پرس و جوي زياد، خدا خواست با راننده منصف و بااخلاقي برخورد كرديم كه تقريباً نصف قيمت ساير رانندگان را به ما پيشنهاد داد و سوارمان كرد كه آن را قيمت واقعي مسير ميدانست. در ميانه راه وقتي با گلايه ماجراي ديگر رانندگان تاكسي را برايش تعريف كرديم با خوشخلقي از ما عذرخواهي كرد و گفت به خاطر تورم و گراني است شما ناراحت نشويد. خلاصه آن روز تمام شد اما دفعات بعد در سطح شهر به محض اينكه متوجه ميشدند اهل تهران نيستيم و مسافريم انگار لقمه چربي به چنگ آورده باشند قيمتهاي بالايي براي مسيرها پيشنهاد ميدادند با هر اعتراض ما هم شروع به بدخلقي و بداخلاقي ميكردند.
درست است رانندگان تاكسي، شغل سخت و خستهكنندهاي دارند كه بايد هر روز با افراد مختلفي سر و كار داشته باشند، حرفهاي كه شايد ظاهراً به نظر خيليها مهم نباشد اما اين طور نيست زيرا آنها به مثابه تابلوي فرهنگي ويترين ورودي شهرشان هستند كه اول بار هر مسافر چه داخلي و چه خارجي به محض ورود به شهري، با آنها برخورد ميكند و از روي برخورد درست يا اشتباه رانندگان تاكسي تصوير ذهني از آن شهر براي او ايجاد ميشود؛ مسافري كه شايد براي سرمايهگذاري كاري عازم آن شهر شده باشد. ممكن است در شهري برنامههاي فرهنگي خوبي هم براي جذب توريست طراحي شده باشد اما اگر تابلوي فرهنگي خوبي در ابتداي ورودي شهر وجود نداشته باشد اين برنامهها توفيق چنداني در عمل نخواهد داشت لذا برخورد رانندگان تاكسي خيلي مهم است به خاطر اينكه ذهنيت اوليه مسافران را از آن شهر ميسازد و به نوعي ممكن است باعث پيشداري او هم بشود؛ بنابراين هرگونه گفتار و رفتار رانندگان با مسافران باعث ميشود تا مسافر دوباره به شهر بازگردد يا اينكه بعد ازپايان سفر با خاطره بد آنجا را ترك كند. اصولاً در كشورهاي پيشرفته براي جذب گردشگر روي رانندگان تاكسيها سرمايهگذاري ميكنند و ضمن آموزش، به علت حساسيت در انتخاب آنها دقيق هستند زيرا به نوعي تابلوي ورودي شهر يا كشورشان همين قشر تلقي ميشوند كه اگر خوب عمل كنند در افزايش ميزان گردشگران مؤثر خواهند بود. لذا به نظر ميرسد بايد براي اين قشر زحمتكش و خانوادههايشان تسهيلات ويژهاي در نظر گرفت تا باآرامش و طيبخاطر كار كند زيرا وقتي راننده تاكسي ذهني مشغول و خسته داشته باشد خواسته و ناخواسته اين حالت را به مسافران هم انتفال ميدهد. از سويي اغلب بسترهاي شايعهسازيها در همين كابين كوچك تاكسي اتفاق ميافتد كه مسئوليت رانندگان را سنگينتر ميكند به همين خاطر اگر سرمايهگذاري فرهنگي درست و اصولي در مورد رانندگان صورت بگيرد اين قشر ميتوانند نقش مؤثري در فرهنگسازي جامعه داشته باشند براي مثال به جاي اينكه بعضاً آهنگهاي مبتذل در تاكسي پخش كنند، ميتوانند سخنراني يا صوت دلنشين قرآن بگذارند شايد در همان چند دقيقه زماني كه مسافري را جابهجا ميكنند بتوانند در لحظهاي تأثيرگذار باشند.
در بعضي از شهرها روي شيشه عقب تاكسي آيات قرآني نوشته شده، كاري جالب اما متأسفانه برخي شهرداريها در شهرها اين آيات را پاك كردند و اجازه كار نميدهند در حالي كه اين آيات قرآني هم روي رانندگان تاكسي اثر مثبت ميگذارد و هم منظرهاي از يك شهر اسلامي و قرآني را براي مسافران ترسيم ميكند كه به نظر ميرسد بايد اين فرهنگ را در تمام شهرها گسترش بدهيم. بياغراق نيست اگر بگوييم رانندگان تاكسي پتانسيل بالايي در فرهنگسازي عمومي دارند كه ناديده گرفته ميشوند.
آن روز، راننده منصفي كه ما را سوار كرد ذهنيت بدمان را در بدو ورود به تهران برطرف نمود. او با اخلاق خوش پدرانهاي ميگفت روزي هركس دست خداست و قرار نيست با اين طور كلاهبرداريها و برخوردهاي تند مشكلاتمان حل شود و حتي از طرف همكارانش از ما عذرخواهي كرد.
در هر حال بهتر است تا به چنين امور كه عليالظاهر كماهميت هستند بيشتر بها بدهيم و تابلوهاي فرهنگي معتبري براي شهرها داشته باشيم تا مسافران داخلي يا خارجي با رغبت و طيبخاطر بيشتري مسافرت كنند و ذهنيت خوبي داشته باشند البته اگر ميخواهيم صنعت گردشگريمان را عملاً رونق بدهيم.