تابستان گرم تهران هم نتوانسته يخهاي بازار كتاب را در واپسين روزهاي دولت باز كند. شمارگان انتشار كتاب در ايران روز به روز كاهش پيدا ميكند و در مقابل مديران مرتبط ترجيح ميدهند وقت خود را براي ساخت آمارهايي نظير توليد بيش از 31 ميليون كتاب توسط 11 هزار مؤلف در سه ماهه نخست امسال صرف كنند؛ سه ماههاي كه بايد آن را دوران خاكسترنشيني اهالي نشر در ايران دانست.
در چنين وضعيتي، معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام داشته است 200 اثر برگزيده سال 91 در جشنوارههاي مختلف در حوزههاي گوناگون ميهمان امسال غرفه ايران در نمايشگاه بينالمللي فرانكفورت ميشوند؛ نمايشگاهي كه در چند سال گذشته با پذيرايي از ايران منشأ حواشي زيادي در بدنه مديريت فرهنگي از جنس ايراني آن شد. ايران در حالي امسال بزرگترين ويترين كتاب خود را در مهمترين رويداد بينالمللي عرصه كتاب ميگستراند كه از ماهها پيش بحث بر سر حضور بدنه دولتي نشر ايران در غرفهاي تجميع شده در اين نمايشگاه داغ بوده است و در نهايت نيز غرفهاي 200 متري در بخش اصلي و غرفهاي 40 متري در بخش كودك و نوجوان اين نمايشگاه امسال نيز به ميزباني ايران خواهد پرداخت.
با اين وجود زمزمههايي از بروز نارضايتي و تصميمگيريهاي غيركارشناسي در واپسين حضور مديران سيد محمد حسيني در اين رويداد به گوش ميرسد كه پيش از هر چيز حاكي از بيبرنامگي و كندي تصميمگيريها براي چگونگي حضور در اين نمايشگاه است.
محمد عظيمي، مدير عامل مؤسسه نمايشگاههاي فرهنگي ايران به عنوان ارگان اجرايي ايران در برپايي غرفهاش در اين نمايشگاه تداركات فعلي براي حضور در اين نمايشگاه را به قدم زدن در يك زمين سوخته تشبيه كرده و با بيان اينكه ديگر زماني براي برنامهريزي و جلسه گذاشتن براي حضور در اين نمايشگاه باقي نمانده است، ميگويد: بايد از سال گذشته اين برنامهريزيها را انجام ميداديم، آنها(ميزبان) برنامههاشان را تدارك ديدهاند و طبق زمانبندي خاص همه امورشان انجام شده و بسياري از برنامههاشان بسته شده است، ما به سختي بايد بين برنامههاي آنها جايي پيدا كنيم. مدير عامل مؤسسه نمايشگاههاي فرهنگي ايران ميافزايد: مشكل بزرگي كه ما در كشورمان با آن مواجهيم، تصميمگيريهاي دير هنگام است، بارها عنوان كردهام كه درباره نمايشگاه فرانكفورت بايد از سال گذشته تصميم ميگرفتيم و بايد پس از اتمام نمايشگاه سال گذشته كارمان را آغاز ميكرديم اما متأسفانه در سيستم دولتي ما اين وضعيت هست كه تصميمگيريها به زمانهايي بعد ارجاع داده ميشود. وقتي به اين شرايط ميرسيم به يكباره به عنوان مجري تعيين ميشويم و بايد كار را دنبال كنيم، در حالي كه زمان را از دست دادهايم، اين زمان از دست دادن، بسياري از برنامههاي فرهنگي و فعاليتهاي جانبي را از ما ميگيرد. آنها دقيقه نودي براي ما كار نميكنند، ما اينجا دقيقه نودي تصميم ميگيريم و امروز يك مجري و فردا مجري ديگري را معرفي ميكنيم و مجري را تغيير داده و تصميم ميگيريم و در نهايت تصميمات اينگونه، باعث ميشود فرصتها از ما گرفته شود.
در چنين شرايطي تنها گزينه پيش رو براي حضور ايران در بزرگترين نمايشگاه كتاب جهان ثبيت و اجرايي كردن سريعتر برنامههاي از پيش تدارك ديده شده است كه از قرار معلوم آن نيز هنوز سامان درستي ندارد. نميتوان انتظار داشت كه از كنار چنين حضوري به انتظار رخداد اتفاقاتي باشيم كه به عنوان مثال در دورههاي پيش از حضور ايران رخ نداده است. در فاصله كمتر از سه ماه به برگزاري نمايشگاه كتاب فرانكفورت يا بايد تا پس از خاموششدن چراغ اين رويداد بزرگ جهاني شايد براي حضوري متفاوت در آن براي سال آينده تصميمي گرفته شود يا از همين امروز به دنبال خلاقيتهاي فردي رفت و از نيروها و ظرفيتهاي داخلي قابل استفاده در اين نمايشگاه چنان بهره برد كه ميراث معنوي شايستهاي براي ساير مديران ايراني حاضر در اين نمايشگاه در سالهاي بعد پديد آيد.