هرچقدر هم اهل خواندن حوادث باشيد، باز هم برخي اخبار اين حوزه در رسانهها شما را شوكه ميكند. خبر را كه ميخواني، هي با خودت تكرار ميكني چطور چنين چيزي ممكن است؟ گاه ميخواني كه پس از صدها بار هشدار رسانهها درباره كلاهبرداري چوپانهاي دروغگو، باز يكي پيامكي دريافت كرده و به طمع سكههاي عتيقه به فلان شهر رفته و دهها ميليون كلاهش را برداشتهاند. يا از خانوادهاي ميشنوي كه يك رمال براي خارج كردن تخمگذاري شيطان در بدن فرزندشان، صدها ميليون تومان آنان را سركيسه كرده است و... هر بار با خودت فكر ميكني، اين يكي واقعاً نوبر است. آخر با چه عقلي اينها فريب خوردهاند؟
جديدترين خبر اما طبق معمول بسيار عجيب ولي سخت تكاندهنده و تأثرانگيز بود. مرد تبهكاري به بهانه تست بازيگري، دختران خردسال خانوادههاي مختلف را به خانهاي مجردي كه براي اهداف پليدش در حومه شهر اجاره كرده ميبرده و آنان را مورد آزار و اذيت قرار ميداده است. او 55 ساله كارگرساختماني بوده، اما با شناسايي خانوادههايي كه دختر خردسال داشتهاند، سراغ آنان ميرفته، خود را مدير يك پروژه سينمايي معرفي ميكرده و به بهانه تست بازيگري آنان را به جرثومه خود برده و مورد سوءاستفاده قرار ميداده است.
عاقبت با اعترافات يكي از دختربچهها و مراجعه والدين به پليس، او را دستگير كرده و از خانه مجردياش يك دوربين فيلمبرداري يافتهاند و با تحقيقات بيشتر دريافتهاند او بارها و بارها مرتكب اين جنايت شده است. فقط تا لحظه انتشار خبر، چهار خانواده ديگر شاكي او شدهاند و خدا ميداند چه بسيار خانوادههايي كه از بيم آبرو و بلايي كه با جهالت خويش بر سر دختركان معصومشان آوردهاند، حتي حاضر به شكايت نيز نشدهاند. اين چه شهوت و علاقه جنونآميزي به سينماست كه باعث ميشود با زبانبازي يك رواني 55 ساله، خانوادهاي حاضر شود دخترشش ساله خود را براي ساعتها به او بسپارد تا بدون حضور والدينش، او را به هرجا كه ميخواهد ببرد. هر رفتاري با او كرده و سپس تا حد مرگ بترساند و تهديدش كند تا نزد كسي از اين جنايت حرفي نزند و... ميدانيد چه ضربه مرگباري به روح و روان اين كودك تا پايان زندگي وارد ميشود؟ چرا سينما و شهرت تا اين اندازه براي برخي خانوادهها مهم است؟ به گمان اين قلم از كنار چنين حوادثي نبايد به سادگي گذشت، نخست آنكه بايد مجرم را چنان جزاي هولناكي داد كه تا ابد درس عبرت جانيان مشابه شود. دوم آنكه والدين اين كودكان هم در حفاظت از كودك خود و حفظ جسم و جان او سادهلوحي كرده و به نوعي به وقوع جرم كمك كرده و بيتقصير نيستند و آخر از همه آنكه اين حوادث بايد توسط جرمشناسان و جامعهشناسان به درستي بررسي و زواياي آن مطالعه شود تا راه بر تكرار آنها تا حد امكان بسته شود و جامعه آگاهي لازم را بيابد نه آنكه همه چيز را پنهان و فراموش كنيم تا فاجعه بعد.
...و آخر از همه آنكه اين حوادث بايد توسط جرمشناسان و جامعهشناسان به درستي بررسي و زواياي آن مطالعه شود ( در باره ی "خفاش شب" حتی برنامه های تلویزیونی هم پخش شد. به نظر می رسد ایراد از جای دیگر است یا لااقل به عوامل همزمان دیگری نیازمند است مثلن ظرفیت شناسی فردی واجتماعی).