بيخانماني يكي از پديدههاي زشت و نابهنجار فرهنگي ـ اجتماعي است كه در اغلب كشورهاي بزرگ جهان به چشم ميخورد و پيامدهاي ناگوار دارد.
اين پديده امروزه نه تنها دامنگير كشورهاي روبه توسعه است بلكه به صورت معضلي بزرگ در كشورهاي توسعهيافته صنعتي چون ايالات متحده امريكا نيز به چشم ميخورد و در مسائلي مانند نابرابريهاي اقتصادي و عدم تحقق عدالت اجتماعي ريشه دارد.
كاراترين رويكردها، آنهايي هستند كه بيخانماني را به مثابه امري پيچيده، پويا و چيزي بيشتر از بيمنزلي ميدانند. برنامههاي بهتر، تهيه پناهگاه را با حمايت اجتماعي و ظرفيتسازي تكميل ميكنند و شامل فرايندي هستند كه هم به دلايل اجتماعي ـ ساختاري و هم به دلايل فردي بيخانماني ميپردازد. پديده بيخانماني و كارتن خوابها در امريكا روبه افزايش گذاشته و اين امر اكنون به يكي از دغدغههاي اصلي نهادهاي اجتماعي، مؤسسات خيريه و كم و بيش دولت اين كشور تبديل شده است. سازمان ملل متحد بيخانماني را به دو صورت بيخانمان مطلق و بيخانمان نسبي تقسيم كرده است: بيخانمان مطلق كسي است كه در خيابانها زندگي ميكند و در اثر حوادث مختلف در زندگي به اين وضعيت مبتلا شده است.
بيخانمان نسبي كسي است كه استانداردهاي اسكان را طبق سازمان ملل ندارد كه بايد براي او تأمين استانداردهاي اساسي، حمايت مناسب و كافي از عوامل محيطي و دسترسي به آب سالم و اقدامات بهداشتي و امنيت شخصي فراهم شود و از محل كار و اشتغال فاصله عقلايي و همچنين استطاعت مالي لازم را نداشته باشد.كارشناسان بروز و ظهور پديده بيخانماني در ايالات متحده امريكا را ناشي از عوامل مختلف مانند فقر، بيكاري، خشونت، مصرف الكل و مواد مخدر ميدانند.
اين در حالي است كه موج اعتراضهاي عمومي نسبت به اين پديده رو به افزايش است و مطمئنا جنبش وال استريت به سوي حركت تازهاي گام برداشته است.
منبع: نيويورك تايمز