پديدههاي اجتماعي در علوم انساني و اجتماعي، پديدههاي منتزع از اجتماع نيستند كه از فضا آمده و قابل طراحي باشند. نفس وجود يك رويداد اجتماعي و فرهنگي موفق يا ناموفق خود ميتواند سوژه يك مطالعه علمي آكادميك قرار گيرد. كاري در مجامع علمي غرب به امري عادي و البته لازم تبديل شده است. يك پديده موفق يا ناموفق فرهنگي – اجتماعي ميتواند سوژه قابل تأملي براي يك محقق علوم انساني و اجتماعي باشد. بررسي علل موفقيت يا شكست ميتواند در روند رو به بهبود و افزايش كيفي آن پديده اثرگذار باشد. البته مقصود از پديده فرهنگي يا اجتماعي، لزوماً اقدامات نهادهاي رسمي نيست. اين بدان معناست كه يك حركت موفق فرهنگي لزوماً از پيش طراحي شده يا حاكميتي نيست. چه بسا بسياري از پديدههاي فرهنگي يا اجتماعي بدون طراحيهاي پيچيده و سياستگذارانه قبلي و با جوشيدن از متن جامعه باشند. جامعه ايران سرشار از چنين پديدههايي است. پديدههايي كه متأسفانه اغلب از جانب جامعه علمي و آكادميك كشور ناديده گرفته ميشوند. هر يك از اين پديدهها در حكم مسئلهاي قابل طرح در علوم انساني و اجتماعي هستند.
نمايشگاه بينالمللي قرآن كريم با عمري بيش از دو دهه آرام آرام در حال تبديل به يك رويداد قابل طرح فرهنگي در تقويم سالانه فرهنگي جمهوري اسلامي ايران است. اتفاقات خوبي در چند سال اخير در اين نمايشگاه افتاده است. از ارائه مباحث ديني گرفته تا سرگرميهايي براي كودكان و فروش كتب ديني و ارائه مدهاي جديد و تنوع در حجاب و چادر و نرمافزاري ديني و امثالهم. نگارنده بر حسب يك سري مباني جامعهشناختي معتقد است اين نمايشگاه با خلاقيتهاي چند سال اخير در حال تبديل به مركزي براي ارائه سبك زندگي ديني است. اين نمايشگاه قرار نيست صرفاً كلاس درسي باشد كه مواد خامي از جنس اطلاعات و آگاهيهاي مستقيم ديني را به مخاطب منتقل كند. اين نمايشگاه در چند سال اخير به جاي آنكه انتقال آگاهيهاي مستقيم به مخاطب را محور كار خود قرار دهد، به دنبال ارائه و ترسيم مختصات يك سبك زندگي ديني است. در اين نگاه، مخاطب عام به جاي آنكه با انبوه آگاهيها و اطلاعات انتقالي بمباران شود، نوع خاصي از زيستن ذيل پرتو دين را تجربه ميكند. ترسيم نوع خاصي از زندگي و تأمين ملزومات آن، ميتواند ارائه دهنده نوعي سبك زندگي باشد و اين كاري است كه نمايشگاه قرآن در چند سال اخير آن را دنبال ميكند. نميدانم مسئولان امر تا چه حد در اين موضوع به طور برنامهريزي شده حركت ميكنند اما همين قدر ميدانم كه نمايشگاه قرآن در حال تبديل به يك الگوي موفق فعاليت فرهنگي است. اين امر در كنار تأكيدات اخير رهبر انقلاب به موضوع سبك زندگي، موضوعي است كه به شدت ميتواند محل تأمل آكادميك محققان و دانشجويان علوم اجتماعي باشد تا هم نقصهاي آن رفع شده و آن را يك پله ارتقا دهد و هم با در كنار هم قرار دادن مجموعه اقدامات و تأملاتي كه نمايشگاه را به اين نقطه رسانده، بتوان تجربه خوبي از يك الگوي سياستگذاري فرهنگي را در اندوخته مديريت فرهنگي جمهوري اسلامي قرار داد.