
در بين سالهاي 1998ـ 1996، كودكان ژاپني بسيار سر به زير بودند اما دليل اين اپيدمي افتادگي سر حجب و حيا نبود؛ ميني كنسول تخم مرغي شكلي به نام Tamagotchi بود، برگرفته از تركيب دو واژه ژاپني tamago (=تخم مرغ) و uocchi (=مراقبت كردن)، تاماگوچي شركت Bandai توانست شهرت و محبوبيت جهاني را در طول سالهاي متمادي براي خود كسب كند. اين اولين موفقيت بزرگ براي يك سرگرمي «جاندار» تجاري به حساب ميآمد. با آمدن تاماگوچي، مرز جديدي براي نفوذ بازي در روزمرگي انسانها (از كودك تا بزرگسال) تعريف شد. علاوه بر اين، با حذف واقعگرايي بصري و رفتاري از شبيهسازيهاي در حال رشد و تمركز روي تأثيرات روانشناختي، ژانر جديدي از سرگرمي در جهان معرفي شد. ظاهر مانگا گونه (كميكهاي ژاپني) و بامزه اين دايناسور كوچك دليل پذيرش آن در ميان بيشتر مردم خصوصاً كودكان بود.
شركت Bandai در نوامبر سال 1996 تاماگوچي را روانه بازار كرد و در كمتر از يك سال بيش از 10 ميليون نسخه داخلي در ژاپن به فروش رساند. در جولاي 1997 فروش آن در بازارهاي خارجي آغاز شد و تا ماه مي1998، با رقم خيرهكننده 400ميليون نسخه فروخته شده جهاني، به موفقيتي عظيم تبديل شد؛ تجارتي كه مشاجرههايي را در پشت پرده به يدك ميكشيد. نسخههاي رايانهاي و گيمبوي (كنسوب دستي) آن بعدها منتشر شد.
زير و بم يك موجود مجازي
در دنياي تاماگوچي، كاربر موظف است جاندار مجازي در نمايشگر كوچك يك دستگاه جيبي را از لحظه سر از تخم درآوردن بزرگ كند. فعل و انفعال اصلي كاربر شامل تغذيه، شستوشو، بازي، مداوا، ستايش يا سرزنش او و خواباندن ميشد. با طي مراحل رشد، بچه دايناسور بسته به نحوه پرورش دستخوش يك دگرديسي ميشد. اگر خوشحال و سلامت بود، به گونه خوشفرمي تغيير ميكرد و در غير اين صورت، عكس آن پديد ميآمد. اين تغيير شكل همگام با رشد او ادامهدار بود و هر بار به شكل جديدي درميآمد. اشكال متنوع تاماگوچي برخلاف صفحه نمايشگر سياه و سفيد 16 در 32 نقطهاي، به گونهاي اعجابآور بود. كودكان (و همچنين بزرگسالان) حاصل تلاش خود را به يكديگر نشان ميدادند و تجربياتشان را در اختيار هم قرار ميدادند؛ هر كدام سعي داشتند گونه نادري از آن را پرورش دهند. با اين حال، يك تاماگوچي ممكن بود در مراحل اوليه رشد به سادگي بيمار شود و بميرد، بنابراين شرط اول پرورش انواع نادر تاماگوچي زنده نگه داشتن آن بود، هر چه بيشتر، بهتر.
در حالي كه عدهاي انتظار صورتكهاي جديد آن را ميكشيدند، ديگران مسحور زندگي مستقل اين حيوان خانگي مجازي شده بودند. در واقع، بعضي از فعل و انفعالها به گونه زيركي طراحي شده بود و تداعيكننده نحوه پرورش انسان يا حيوانهاي خانگي بود. به طور مثال در مواقع احساس گرسنگي، امكان خوراندن اسنك يا غذاي كامل به تاماگوچي فراهم بود؛ انتخاب به عهده ما گذاشته ميشد. او با خوردن شكلات خوشحال ميشد اما خوردن شيريني زياد ممكن بود او را مريض كند. اگر ناراحت بود، ميشد او را ناديده گرفت يا راه مسالمتآميز را برگزيد و با دادن شكلات، خنده را به لبانش هديه كرد. ستايش يا سرزنش، بازي از جنبه آموزشي نسبتاً خوبي برخوردار بود. بعضي از خانوادههاي تكفرزندي، كودكشان را بدون همدمي بزرگ ميكردند و در برخي از كلانشهرها، اجازه ورود حيوانات خانگي به داخل آپارتمانها داده نميشد. همين باعث شد تا بعضي والدين تصور كنند تاماگوچي ميتواند جايگزين مناسبي براي تجربيات دنياي واقعي باشد. معلمان زيادي هم به اين وسيله به چشم فرصتي براي يادگيري اصول اخلاقي نگاه ميكردند. با اين حال در لحظه احساس نياز به كاربر، دستگاه بوق بلندي را به صدا درميآورد كه كمكم در مدارس ابتدايي تبديل به معضلي بزرگ شد. برخي معلمان ورود آن در كلاسهاي درس را گاهي ممنوع كردند و در نتيجه، كودكان در ساعات مدرسه تاماگوچي را به مادرانشان سپردند، اما رفتهرفته مادران هم وابسته آن شدند و حتي گاهي خود را در موقعيتهاي سختي از جمله مرگ ناگهاني يا بيدليل اين موجودات مجازي ديدند اما مرگ يك موجود، به معناي پايان يافتن داستان نبود.
دكمه مرگ و زندگي در دست كودكان
با ديدن روحي به سبك ژاپني كه با قيافه غمانگيزي به دور سنگ قبر غربيگونه ميچرخد، كاربر متوجه پايان زندگي حيوان مجازي خود ميشد. در رؤياي سنتي ژاپن، روح فردي كه از دنيا ميرفت سرگردان، با ظاهري نيمهنامرئي و بدون پا، به دور فرد مقصر ميچرخيد تا نفرت خود را از او نشان دهد. كودكان تصاوير نسبتاً مشابهي را در غالب خانههاي خالي از سكنه و منحوس در انواع فيلم و كارتون ديدهاند. آنچه پس از مرگ يك تاماگوچي رخ ميداد، دقيقاً نمونهبارزي از اين بود اما هر مرگ ميتوانست آغازي براي شروع تجربهاي ديگر باشد. دكمه ريست تعبيه شده در پشت دستگاه تسكيني بر دلهاي شكسته و داغدار بود. در حالي كه ممكن بود اين اتفاق براي برخي كودكان بسيار مشوشكننده باشد، ديگران به سرعت دست به كار ميشدند تا اين تجربه تراژيك را براي چندمين بار ريست كنند و اين خود آغازي بود بر دوره جديدي از مشاجرهها. اغلب كودكان در مواجهه با تاماگوچي زشت، بيش از حد معمولي يا حوصله سر بر، ريست ميكردند. رفتهرفته صداي اعتراض مردم خارج مرزهاي ژاپن شنيده شد. اين در شرايطي بود كه نسخه صادر شده آن تنها سنگ قبري را به نمايش درميآورد و منشأ اعتراضات از استفادههاي مكرر دكمه ريست آب ميخورد. شروعهاي پيدرپي زندگاني تاماگوچي مباحث روانشناختي را پديد آورد كه به لحاظ اخلاقي مشكلدار بيان ميشد.
در سال 1996، شركت Sega بازي نسبتاً مشابهي را در كنسول خود به بازار معرفي كرد كه بر اساس آن دختران جوان بايد يك بچهگربه مجازي را پرورش و رشد دهند. در جريان ساخت اين بازي، طراحان Sega تصميم گرفتند كه در صورت رضايتبخش نبودن مراقبتها، گربه خانه را ترك كند چراكه مردن او ميتوانست خيلي دردناك و بيرحمانه باشد، همان گونه كه در دنياي حقيقي است. اين محصول تاحدودي توجهات را در صنعت بازي به سوي خود جلب كرد اما گويا بازار آمادگي پذيرش چنين بازي پرمسئوليتي را براي دختران نوجوان پردغدغه نداشت. گفته شده است مسئولان Bandai نيز بحث مشابهي را انجام داده بودند اما در نهايت تصميم گرفتند تا حس واقعي بازي را فدا نكنند. مطمئناً اين يكي از دلايل موفقيت و حساسيت بيش از حد بازي هم بود، وگرنه تاماگوچي هيچگاه تبديل به يك پديده اجتماعي نميشد.
در نهايت، با توجه به حجم اعتراضها، سازندگان بازي تصميم گرفتند قبرستان مجازي را روي اينترنت راهاندازي كنند و علاوه بر اين، معايب نسخههاي قبلي را در نسخههاي جديد رفع كردند. اگر از دايناسور به خوبي مراقبت ميشد، او پس از مرگش به فرشته تبديل ميشد و به بهشت ميرفت. در غير اين صورت، راهي جهنم ميشد اما اين نسخه تنها در درون ژاپن به فروش رسيد، چون پذيرش آن در دنياي غرب كمي دشوار به نظر ميرسيد.
چند نكته تأملبرانگيز
- گروه موسيقي Sqeezer در سال 1996 آهنگي را با نام تاماگوچي ساخت.
- سري انيميشنهاي تاماگوچي از هفتم جولاي 1997 تا اواسط ماه مي1998 روي كانال تلويزيوني Fuji TV به نمايش درآمد.
- در بين سالهاي 2004 تا 2009، انتقادات شديدي عليه Bandai به دليل دخترانه بودن سبك نسخههاي بعدي وارد شد. Bandai در همين راستا، ديجيمونها را معرفي كرد كه عمدتاً محبوب پسران بود.
- در آگوست 2005، كشور استراليا درصدد ممنوع كردن نسخه دوم اين بازي شد چراكه به دليل بازي ورق تعبيه شده در آن، عقيده داشت كودكان را ترغيب به قمار ميكند.
- در اواخر ماه مي2007، رويترز خبر از به پرده سينما آمدن پويانمايي رسمي تاماگوچي در دسامبر همان سال داد.
- از سال 1996 تا 2009، 44 نسخه متفاوت از تاماگوچي روانه بازار شد.
- 76 ميليون تاماگوچي تنها در سال 2010 فروخته شد.
- در سال 2013، شركت Bandai نسخههاي iOS و آندرويد تاماگوچي را با نام Tamagotchi L. i. f. e. به بازار معرفي كرد.
حال Bandai دست به كار بزرگي زده و تغييرات كلي را در سبك اين بازي ايجاد كرده است. نسخه جديد با نام Pou شخصيت كاملاً جديدي با قابليتهاي بيشتر است. رنگآميزي و محيطهاي متنوع به همراه مسئوليتهاي سنگينتر ميتواند محكي براي كاربرهاي جديد و در عين حال، تداعيكننده روزهاي شيرين كودكي كاربرهاي قديمي باشد. آيا «پو» ميتواند همچون تاماگوچي اپيدمي از سرهاي افتاده را ايجاد كند؟ تنها بايد صبر كرد و ديد.
منبع:
Wikipedia. org
Contemporary Youth Culture: An International Encyclopedia, Volume 2