چهار هفته پيش كه هنوز انتخابات يازدهم رياست جمهوري ايران برگزار نشده بود، برخي مسئولان كشورهاي مدعي دموكراسي و حقوق بشر و آزادي بيان، اين انتخابات را فرصتي ميشمردند به اين عنوان كه از دريچه آن، تحريمها عليه ايران تا حدودي كاهش يابد. اما از سه هفته پيش كه شاهد برگزاري انتخاباتي پرشور و حضور حماسي مردم پاي صندوقهاي رأي بوديم، به موازات اين حماسه سياسي در ايران، شاهد تغيير رويكرد سياسي همانهايي بوديم كه تا چند روز پيش از آن، شعار ارتباط دوستانه با نظام ما را سر ميدادند. حالا به روشني ميتوان دريافت كه هدف آنها از تحريم ايران و تشديد آن طي روزهاي گذشته چيست.
رفتار آنها لااقل در يك ماه گذشته تا امروز براي ملت ايران ثابت كرده كه مرز بين واقعيت تا ادعا در دموكراسي غربي، اراده و حقوق شخصي حاكمان ظلم و سلطه است و آنها هيچ ارزشي براي اراده و حقوق انسانها قائل نيستند.
تغيير مواضع امريكا بعد از برگزاري انتخابات
نگاهي به مواضع برخي مقامات و رسانههاي غربي در روزهاي قبل از انتخابات يازدهم رياست جمهوري ايران نشان ميدهد كه آنان با لحني در ظاهر دوستانه در پي آن بودند كه خود را حامي ملت ايران نشان دهند و براي لغو تحريمها قدمي بردارند.
انتخاب اين روش توسط آن رسانهها و مقامات دولتي البته پس از آني بود كه تمام سعي خود را براي القاي آزاد نبودن انتخابات در ايران بيبهره يافتند. بر همين اساس با وجود تحريم گسترده دولت امريكا عليه ملت ايران، در آستانه انتخابات، تحريم وسايل ارتباطي اعم از سخت افزاري و نرم افزاري لغو شد؛ حال بماند كه اين لغو تحريم شامل وسايل جاسوسي و. . . هم ميشود و با نيتي خاص صورت گرفت.
جان كري وزير امور خارجه امريكا نيز در روزهاي قبل از انتخابات يازدهم رياست جمهوري ايران، از اعضاي مجلس سناي اين كشور خواسته بود براي اعمال تحريمهاي جديد عليه ايران، فعلا صبر كنند چراكه به گفته او «فعلا در ايران، وضعيت مبهم و غيرشفافي تا قبل از برگزاري انتخابات رياست جمهوري، وجود دارد.»
اما اين احساسات غربي براي ملت ايران به محض وقوع حماسه سياسي در ايران، تغيير كرد و دوباره به همان حالتي بازگشت كه طي سالهاي پس از انقلاب اسلامي وجود داشت. آنچنانكه در اين هفته شاهد تحريمهاي تازهاي از سوي امريكا عليه ايران بوديم؛ تحريمهايي كه جاكوب لو، وزير خزانهداري امريكا، از آنها به عنوان سختترين تحريمهاي تاريخ ياد كرد و افزود كه اين تحريمها به پشتوانه اتحاد جامعه بينالمللي عليه جمهوري اسلامي ايران با قدرتي بيسابقه به اجرا گذاشته شدهاند.
تشديد تحريمها پس از نااميدي از براندازي نرم
انتخاب حجت الاسلام حسن روحاني به عنوان هفتمين رئيسجمهور ايران شايد در وهله نخست تصوري باطل را براي برخي مدعيان دموكراسي غربي به وجود آورد كه مشي سياسي ايشان خلاف آنچه است كه تاكنون در ايران بوده، اما مواضع روحاني طي سه هفته پس از برگزاري انتخابات، براي آنان ثابت كرد كه روحاني همچون ديگر مقامات و مسئولان ايراني در پي تحقق اهداف متعالي نظام جمهوري اسلامي و منافع ملي است و اگرچه ممكن است برنامههاي متفاوتي داشته باشد كه اين موضوع كاملاً طبيعي است، اما خطي كه دنبال ميكند همان خط رهبري و نظام جمهوري اسلامي است. از اين رو آنان كاملاً از گزينه جديد رياست جمهوري ايران نااميد شدهاند و البته از مسئلهاي كه بيش از همه نااميد شدهاند، تحقق اهدافي است كه به خاطر آن، قبل از انتخابات لحن خود را در قبال تحريمها عليه ايران تاحدودي تغيير داده بودند.
عملكرد و دورويي غرب قبل و بعد از انتخابات ثابت ميكند كه آنان تنها به اميد وقوع فتنهاي دوباره در ايران و پيگيري براندازي نظام جمهوري اسلامي در مسيري نرم، به پيشنهاد امثال جان كري براي اعمال تحريمهاي جديد صبر كرده بودند و به محض شكست توهماتشان، در مدت زمان سريعي دچار تغيير رويكرد شدند.
در اين ارتباط پايگاه اينترنتي المانيتور امريكا در تحليلي با موضوع انتخابات در ايران و مذاكرات هستهاي، ضمن توصيه به قدرتهاي غربي براي پايان دادن به رويكرد براندازي، نوشت: «با اتخاذ رويكردي آشتي جويانه، همه تحريمها عليه جمهوري اسلامي بايد لغو شود. » روزنامه هافينگتون پست نيز پيش از اين در مقالهاي با اشاره به تبعات غيرانساني تحريمهاي وضع شده عليه كشورمان اظهار ميدارد كه اكنون زمان لغو تحريمها فرارسيده است و نويسنده در ادامه مينويسد: «نهمين دور تحريمهاي وضع شده از سوي دولت باراك اوباما رئيسجمهور امريكا نشان ميدهد كه اوباما از تحريم به عنوان حربهاي براي جنگ عليه ايران استفاده ميكند.»
بيان اين مسائل توسط رسانههاي غربي ثابت ميكند كه هدف امريكا و حاميانش از اعمال تحريم عليه ايران، شكست اسلام خواهي و نابودي نظام جمهوري اسلامي و محو انقلاب ملت ايران و آثار بيداري اسلامي ناشي از آن در سطح جهان است و اكنون آنها مشغول نوعي جنگ اقتصادي با ملت ايران هستند و قبل از انتخابات و بعد از انتخابات و اينكه چه كسي به عنوان رئيسجمهور برگزيده ميشد، به هيچ عنوان براي آنان تفاوتي نميكرد. آنچه براي آنها ارزش دارد، براندازي نظام جمهوري اسلامي و تغيير اراده ملت ايران به سمت خواستهاي امريكايي است و اكنون اگر به تشديد تحريمها عليه ملت ما روي آوردهاند بدين علت است كه ملت ايران پس از انتخابات امسال به خواست آنها عمل نكرد و حوادثي مشابه فتنه سال 88 را به وجود نياورد.
رفتارهاي متناقض امريكا براي رسيدن به حكمراني جهاني
اين مسائل در كنار مواردي ديگر همچون اقدام شركت خدمات ماهواره اينتلست براي قطع شبكههاي ايراني كه طبق اساسنامه سازمان بينالمللي ارتباطات ماهوارهاي خلاف قوانين و مقررات بينالمللي است، تماما حاكي از سياستهاي متناقض امريكا و حاميانش در مباحثي چون آزادي بيان، دموكراسي و حقوق بشر است.
آنها در ظاهر براي هر كار خلاف قانون خود علتي موجه ميسازند اما واقعيت اين است كه غرب با زورگويي و سلطه سعي بر رسيدن به مرحله حكمراني جهاني دارد و در اين مسير عزم خود را براي له كردن هر ملت و كشوري كه خلاف ميل او رفتار كند جزم كرده است. درست به همين علت است كه ملت ايران تا امروز با مقاومت در برابر تحريمهاي ظالمانه ايستادهاند و ثابت كرده ايم كه امريكا ضعيفتر از آن است كه بتواند با نقشهها و دسيسههاي صهيونيستي، به ما ضربهاي وارد كند و نظام جمهوري اسلامي را به زانو درآورد. ملت ايران اكنون شادابتر از هر زماني به اميد آيندهاي بهتر در حال پيشرفت است و اين ادعا را ميتوان در حال و هواي كشور ايران پس از انتخابات يازدهم رياست جمهوري مشاهده كرد.