
سـالهـاست كه مقولهاي تحت عنوان جنگ نرم و راههاي مقابله با آن همراه با عناوين و اصطلاحاتي نظير ناتوي فرهنگي، شبيخون فرهنگي، نبرد پنهان و چندين و چند كليد واژه ديگر در كلام مسئولان و نخبگان كشور خودنمايي ميكند.
بيبيسي فارسي به عنوان يكي از سرتيمهاي اصلي رسانههاي معاند و مخالف نظام و مردم كشورمان كه وظيفه هدايت و كاناليزه كردن بسياري از اين هجمهها با ملغمه و مخلوطي از اطلاعات درست و غلط است. چند وقتي است كه نوع پرداخت و رويكرد اين رسانه دولتي سلطنت انگلستان با گردش آشكار در نحوه پرداختن به مباحث مرتبط با مسئولان كشور از شكل و شيوه محافظهكارانه به گستاخي و بيپروايي در سلسله مستندهايي! كه تهيه و پخش ميكند، سعي در هدايت اذهان مخاطبان با اغواگري دارد. اين شبكه دولتي در بازه زماني كمتر از يك سال چند مستند! پخش كرده كه سه فيلم اخير با عناوين «خط و نشان رهبر»، «مردي با كاپشن بهاري» و «بيست و چندم خرداد» به لحاظ موضوعي از اهميت بيشتري برخوردار هستند.
خيمه شب بازي خط و نشاندار بيبيسي!
شبكه بيبيسي فارسي در تاريخ 26 شهريور 90، اقدام به پخش مستندي! يك ساعته با عنوان «خط و نشان رهبر» به تهيهكنندگي و روايتگري «بزرگمهر شرف الدين» كرد. بنا بر ادعاي بيبيسي، اين مستند! درباره چگونگي رهبر شدن حضرت آيتالله خامنهاي است. راوي اين دروغپردازي به صورت كلي هدف از اين مستند! را در يك جمله اينگونه معرفي ميكند: «[آيت الله سيد]علي خامنهاي چگونه رهبر ايران شد و چگونه رقيبانش را از سر راه برداشت؟!» درباره تهيهكننده اين مستند بايد گفت كه بزرگمهر شرفالدين چند سال پيش سردبير نشريه چلچراغ و مسئول صفحههاي انديشه و بينالملل بوده و سابقه همكاري با روزنامههايي مثل ياس نو، وقايع اتفاقيه، همشهري و ايران را ادعا دارد. بزرگمهر شرفالدين داراي مدرك ليسانس در رشته ادبيات انگليسي از دانشگاه تهران است. وي در سن ۲۶ سالگي به خارج از كشور مهاجرت ميكند او هماكنون در بيبيسي فارسي به فعاليت در راستاي اهداف اين شبكه دولتي انگليس مشغول است. اين عنصر خودفروخته تاكنون چندين اثر دروغپردازانه و مورد نظر و پسند اربابان انگليسياش از جمله «خط و نشان رهبر» و «مردي با كاپشن بهاري» را توليد كرده است. در طول اين مستند! كه سير روايياش از دوران مبارزات قبل از انقلاب مقام معظم رهبري تا رسيدن به مقام زعامت و رهبري انقلاب اسلامي ايران ادامه دارد، سعي ميشود با چينش و جابهجايي تقدم و تأخر اتفاقات و اظهارات افراد مختلف با چاشني دروغگويي و تحريف تاريخ و واقعيات، نظر و خواسته خودش را در قالب پيامهاي غيرمستقيم و گاه مستقيم به ذهن مخاطبان القا كند. آنقدر دروغهاي اين مستند! متعدد و زياد است كه پرداختن به آن نيازمند يك سلسله طولاني است اما برخي از اين دروغها به قول عوام «خيلي تابلو» است. به عنوان مثال در جمله ابتدايي اين اثر كه به نوعي هدف اصلي سفارشدهندگانش را اعلام ميكند، در آن جمله رسيدن به مقام ولايت را به عنوان مسابقه قدرت ميان مسئولان نظام معرفي كرده و با ناديده گرفتن نقش مجلس خبرگان رهبري در نحوه و سير قانوني انتخاب شخص اصلح و شايسته براي احراز مقام رهبري و ولايت، سعي ميكند مقام معظم رهبري را به عنوان شخصي نشان دهد كه از ابتدا به دنبال رسيدن به قدرت و حكومت بوده است! بيبيسي فارسي و عامل سرسپردهاش با بهره گرفتن از بار معنايي كلمات و استفاده از واژه «رقيبان آيت الله خامنهاي» سعي ميكند تا ذهن مخاطبانش را براي پذيرفتن دروغهاي شاخدارش آماده كند، اما تا انتهاي مستند! هيچ اسم و حرفي از معرفي اين رقيبان توهمي و خيالي به ميان نميآورد!
پروژه كاپشن بهاري بيبيسي!
روز شانزدهم خرداد ماه سال جاري مستند سياسي ديگري از شبكه سلطنتي بيبيسي فارسي با نام «مردي با كاپشن بهاري» پخش شد. بيبيسي در اين مستند! ادعا دارد به قدرت رسيدن و از قدرت كنار رفتن محمود احمدينژاد، رئيسجمهوري ايران در بين سالهاي 84 تا 92 را بررسي ميكند. اين مستند را نيز بزرگمهر شرفالدين ساخته است. منابع خاص و مورد استفاده براي روايت دوران هشت ساله رياست جمهوري احمدينژاد كساني از جمله جك استراو وزير اسبق امورخارجه انگليس، يووال اشتاينتر وزير اسبق اطلاعات رژيم اشغالگر اسرائيل و استيون هدلي مشاور اسبق امنيت ملي امريكا (در زمان رياست جمهوري جورج بوش پسر) به علاوه چند خائن در ظاهر فعال سياسي و فرهنگي مخالف احمدينژاد مثل حسين سربخشيان عكاس رسانههاي اصلاحطلب، محمدتقي كروبي فرزند مهدي كروبي و. . . . است. نكته جالب در مستند! «مردي با كاپشن بهاري» اين است كه براي رعايت و گرفتن پوزيشن بيطرف بودن بيبي، سي داستاننويسي به نام فرهاد جعفري به عنوان نماينده و موافق احمدي نژاد حضور دارد كه معتقد است احمدينژاد جلوي اشرافيت مذهبي روحانيون! در ايران ايستاده است و به همين خاطر شايسته ستايش است. «مردي با كاپشن بهاري» تمركزش را روي ايستادگي احمدينژاد در مقابل غرب قرار ميدهد و اصرار زيادي دارد كه نتيجه اين كار او را چيزي بهجز حماقت و توخالي بودن اين ايستادگي به دلايل شخصي و اميال رواني احمدينژاد نبوده و نيست. يكي ديگر از دست و پا زدنهاي بيبيسي در اين مستند، نشان دادن و القاي وجود حاكميت دوگانه در درون كشور بهخصوص تقابل مسئولان اجرايي با مقام معظم رهبري است. در اين مستند! سعي ميشود تا مخاطب را راضي كند كه نهايت هر گونه ايستادگي در مقابل تفكرات غرب و تلاش براي مبارزه با هژموني و قدرت غرب، به وادادگي و تسليم در مقابل عظمت غرب منجر ميشود.
«بيست و چندم خرداد»، تازهترين دروغ بيبيسي
يك روز پس از پخش مستند!«مردي با كاپشن بهاري»، مستند ديگري از بيبيسي به نام «بيستوچندم خرداد» و با محوريت و ادعاي فاش كردن پشت پرده انتخابات رياست جمهوري سال 88 ايران پخش شد. سازنده اين مستند! فرهاد بهمن پناه از نيروهاي سرسپرده و قديمي شبكه سلطنتي بيبيسي است. در اين اثر هم كه با چينش اظهارات برخي دشمنان نشاندار كشورمان، عكسها، فيلمها و سخنرانيهاي مسئولان كشورمان سعي ميشود پروژه القا و اغوا همزمان صورت بگيرد. راويان اين مستند! عبارتند از اردشير امير ارجمند معاون حقوقي فراري ستاد موسوي و جاسوس سرشناس ام اي سيكس، حمزه غالبي معاون جوانان ستاد موسوي در انتخابات 88، محمدتقي كروبي فرزند مهدي كروبي و چند تن از خبرنگاران فراري حاضر در ستاد انتخاباتي دو نامزد كودتاگر كه با دروغپردازي و اظهارات متوهمانه مسئولان؛ صحنهآرايي نمايش بيبيسي را بر عهده دارند.
اين مستند اصرار دارد كه به مخاطبانش بقبولاند رهبر انقلاب ايران در تقلبي كه به نظر راويان مستند در انتخابات سال 88 ايران كاملاً واضح اتفاق افتاد، نقش اصلي را داشته است. اردشير ارجمند در بخشي از اين مستند ادعا ميكندكه رهبر ايران خودش شخصاً دستور قطع پيامكها در روز انتخابات را داده است. اين ادعا در حالي مطرح ميشود كه پس از گذشت چند سال از انتخابات سال 88 براي اولين بار است مطرح ميشود و به تازگي كشف شده است! ضمن اينكه اردشير ارجمند در بخش ديگري از اين مستند با تصرف در زمان و مكان سعي ميكند شرح ماوقع و صحبتهاي چند جلسه را كه در آنها حضور نداشته است، براي مخاطبان بازگو و افشا كند. تقي كروبي فرزند يكي از فتنهگران سال 88 كه جزو راويان اصلي دو پروژه اخير بيبيسي (مستند! «مردي با كاپشن بهاري» و «بيست و چندم خرداد») به حساب ميآيد، تمام سعي و تلاشش را به كار ميگيرد تا خودش و نزديكانش را در مهمترين جايگاه نظام اسلامي تعريف كرده و انتخاب نشدن پدر فتنهگرش را توطئه بنامد (البته توطئه آراي باطله!).
حرفي ديگر
نفس پرداختن به اين سه مستند! براي اين است كه روند رو به تزايد صحنهسازي و دروغپردازي جديد دشمنان قديمي نظام و انقلاب را بار ديگر به تمامي كساني كه در بخشها و سازمانهاي مختلف مسئوليت ذي مدخلي دارند، يادآوري كنيم. اگر قرار باشد كه رسانه ملي، مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، رسانههاي ما و هر بخش و عرصهاي كه در اين رابطه وظيفه و مسئوليت دارند، صرفاً به نقد و افشاي دروغهاي مطرح شده در اين توليدات بپردازند، بايد منتظر حضور و ظهور سامريها و يهوديهاي زيادي باشيم كه ميخواهند آرامش و اعتماد جامعه را برهم بزنند! تمام دستاندركاران رسانهاي و كساني كه خودشان را در جبهه دفاع از انقلاب و نظام اسلامي كشورمان تعريف ميكنند، موظفند ضمن پاسخگويي به اين هجمهها، كثرت و كيفيت آثار تهاجمي و نه دفاعي، نسبت ستونهاي خيمه دشمنانمان را با اقدامي جهادگونه افزايش دهند.