کد خبر: 600012
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۹
عباس حاجي‌نجاري
ماجراي حضور يا عدم حضور برخي از «آقايان» در عرصه رقابت‌هاي رياست‌جمهوري يازدهم دقيقاً تكرار همان سناريويي است كه در بهمن و اسفند سال ۸۷ توسط رسانه‌ها و فعالان جريان موسوم به اصلاح‌طلبي در كشور به اجرا درآمد و مبتني بر آن ضمن تعيين موسوي به عنوان نامزد اصلي اين جريان، فتنه بعد از انتخابات دهم در پوشش احتمال «تقلب» از هفته‌هاي قبل از برگزاري انتخابات طراحي و اجراي آن سبب شد يكي از شيرين‌ترين لحظات تاريخي اين كشور كه با حضور حماسي و ده‌ها ميليوني مردم در پاي صندوق‌هاي رأي رقم خورده بود، در ميان شراره‌هاي فتنه به يكي از تلخ‌ترين دوران تاريخ انقلاب تبديل شود و زمينه‌اي را فراهم آورد تا با استناد به آن، بيگانگان و دشمنان نظام اسلامي‌ با گسترش فشارها و تحريم‌هاي سياسي و اقتصادي، انتقام سختي از مردم ايران به دليل خلق آن حماسه وحماسه ۹ دي بگيرند.
به‌رغم عرصه انتخابات گذشته بازي آمدن و نيامدن امسال با كمي تأخير در فروردين‌ماه و ارديبهشت‌ماه بين آقايان هاشمي و خاتمي دوران پيدا كرده و تداوم آن به گونه‌اي است كه حتي نزديكان آنها را هم نسبت به ادامه اين بازي بي‌انگيزه كرده است. به گونه‌اي كه آقاي حسين مرعشي، عضو كارگزاران در گفت‌وگو با روزنامه شرق مي‌گويد كه: اكبر هاشمي رفسنجاني و محمد خاتمي تلاش دارند ديگري را قانع كنند تا در انتخابات نامزد شود. مرعشي تأكيد مي‌كند كه آقاي خاتمي به دلايلي اصرار دارند كه آقاي هاشمي پا به عرصه بگذارند و به مسئوليت تاريخي خود عمل كنند، آقاي هاشمي هم به دلايل و نامناسب بودن بعضي شرايط استناد مي‌كنند و تأكيد دارند كه اصلاح‌طلبان با محوريت خاتمي و به ويژه همگرايي روي شخص ايشان اجماع كنند. مرعشي در عين حال تأكيد مي‌كند كه البته فرصتي براي اين تعارف‌ها نيست و هاشمي و خاتمي بايد هرچه زودتر به تصميم برسند.
اگرچه اين آقايان و ديگر هم‌طيفانشان اين روزها در پوشش مصاحبه‌ها و خبرسازي‌ها، به بهانه حضور يا چرايي عدم حضور، تمامي ساز و كارها و اركان نظام را زير سؤال برده و آنچنان چهره سياهي از نظام اسلامي ارائه مي‌دهند كه هيچ مديريتي قادر به حل آن نيست، اما بايد ريشه اين «بازي»‌ را در جايي ديگر دانست كه بازيگران تصور مي‌كنند كه آغاز و تداوم آن مي‌تواند مسائل گذشته آنها را حل و زمينه را براي بازگشت آنها به عرصه سياسي فراهم كند، چرا كه آقاي هاشمي به خاطر دارند كه در انتخابات مجلس ششم حتي نتوانستند رتبه سي‌ام را كسب كنند و در رياست‌جمهوري نهم هم در يك رقابت فشرده به رغم بهره‌گيري از حمايت اصلاح‌طلبان صحنه را به رقيب خود واگذار كردند و آقاي خاتمي هم به همان دليل كه در اسفند ۸۷ بعد از سه سفر تبليغاتي استاني اعلام كرد كه حتي اميد كسب ۸ ميليون رأي را هم ندارد و اين در حالي بود كه هنوز فتنه عظيم بعد از انتخابات دهم كه وي نقشي اساسي در شكل‌گيري آن داشت، اتفاق نيفتاده بود.
فارغ از تعارفات و سياه‌نمايي‌هايي كه در تبليغات اين آقايان و ديگر همفكرانشان مطرح مي‌شود، دلايل اين بازي را در چند نكته مي‌تواند يافت.
۱- مردم ما خاطرات تلخ تحركات فتنه‌گران را كه در سايه حمايت و هدايت عناصر اين جريان صورت گرفت، از ياد نبرده‌اند و همين امر سبب شده است كه در نظرسنجي‌هاي معتبر در ماه‌هاي اخير آقاي هاشمي كه در بهمن ۸۳ از اقبال حدود ۳۰ درصد برخوردار بود، اكنون تنها توانسته است اقبال كمتر از ۱۳ درصد پاسخگويان را با خود داشته باشد و اين مي‌تواند دليل اصلي امتناع از حضور باشد و اين در حالي است كه موقعيت آقاي خاتمي هم چندان بهتر از ايشان نيست.
۲- كارنامه ضعيف عملكرد آنها در دوران رياست‌جمهوري و خاطره تلخ مردم عامل ديگري است كه آنها و حاميانشان را براي حضور به ترديد واداشته است. آقاي هاشمي اگرچه در دوران دولت خود در سال‌هاي پس از جنگ منشأ خدمات ارزشمندي بود، اما بي‌توجهي به عدالت اجتماعي، ترويج تجمل‌گرايي و تضعيف روحيات ارزشمداري و... به مرور پايگاه خود را از دست مي‌دهد و تنها رئيس‌جمهوري است كه در دور دوم انتخاب خود از دور اول رأي كمتري را كسب مي‌كند. آقاي خاتمي هم كه خود اذعان داشت كه در دولت وي توسعه سياسي مقدم بر توسعه اقتصادي است و خود در هنگام معرفي آخرين وزير اقتصاد‌ي‌اش به مجلس به ضعف سياست‌هاي اقتصادي خود صادقانه اعتراف كرد. با اين احوال آقايان چگونه انتظار دارند كه بتوانند اقبال مردم را به خود جلب كنند.
۳- وجود روحيات ديكتاتوري حزبي درگروه‌هاي همسو با اين آقايان ظاهراً مجالي براي ديگر چهره‌هاي آنها فراهم نياورده است، مردم ما فراموش نكرده‌اند كه زماني كه اين آقايان به دلايل فوق سخني از حضور در عرصه رقابت‌ها به ميان نمي‌آوردند،‌ وقتي عناصر ديگري از همفكرانشان اعلام نامزدي كردند، از سوي احزاب پدر سالار، اصلاح‌طلب، «بدلي» يا «اجاره‌اي» لقب گرفته و به شديدترين وجهي بايكوت شدند. با اين مواضع و روحيات، مردم چگونه ادعاي آزاديخواهي آنها را باور داشته باشند.
۴- آنچه را كه شايد بتوان دليل اصلي اين آمدن‌ها و نيامدن‌ها دانست، عرصه افكار عمومي و باقي مانده هواداران جرياني است كه هنوز سؤال اساسي در ذهن آنها در مورد چرايي طرح تقلب و به صحنه كشاندن مردم به خيابان‌ها باقي است و آن اين است كه اگر شما ساز و كار انتخابات را در نظام قبول داريد چرا آنگونه فتنه سال ۸۸ را طراحي كرديد و ادامه داديدو اگر قبول نداريد، دليل تلاش‌هايتان براي حضور در عرصه انتخابات چيست؟ آيا اين نشان عدم صداقت نيست؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار