
روانشناسان اجتماعي«قاعدهمنديهاي اجتماعي كه در اثر تكرار منظم و پايدار به وجود آمدهاند» را عادت تعريف كردهاند. حالا چه در بحث زندگي اجتماعي و چه در زندگي فردي و خصوصي همه ما يكسري عادت- خواه خوب يا بد- داريم كه مجموعه رفتاري و شخصيتي ما را در زندگي ميسازد.
در زندگي اجتماعي عادت كردن به طرق مختلف خودش را نشان ميدهد. در ميان اين عادتهاي شخصي و اجتماعي نوع ديگري از عادت به نام «عادتهاي جمعي» وجود دارد و در عادتهاي جمعي وقتي در يك گروه و دستهاي دور هم جمع ميشويم كار و رفتار خاصي را فقط در آن جمع نشان ميدهيم. بحث و نقد اصلي اين نوشتار هم به همين عادات جمعي برميگردد. عاداتي كه جوانان هر گاه دور هم جمع ميشوند انجام ميدهند و برايشان نوعي «ارزش» حساب ميشود. چنين عادتهايي در گروه اصلا به نفع و ضرر رفتاري كه در جمع انجام ميشود كاري ندارد و بيشتر بر پايه كم نياوردن در جلوي يكديگر يا ناآگاهي و لذت كاذب از آن عمل رو به چنين عادتهاي جمعي ميآورند. در ادامه به چند مورد از اين عادتهاي جمعي كه در بين جوانان بسيار ديده ميشود پرداختهايم.
۱- عادت قليان كشيدن: اينبار منظورمان از كشيدن قليان مدل قهوهخانهاي آن نيست. بلكه مدلي است كه اخيرا در بين برخي جوانان و خانوادهها رواج پيدا كرده است. در اين مدل انگار وقتي خانواده يا يك جمع دوستانه به گردش و تفريح ميروند حتماً بايد قلياني آن وسط باشد و همه مشغول چاق كردن آن شوند. تعطيلات نوروزي به بندر انزلي رفته بودم و چنين رفتاري از طرف بسياري از جمعهاي خانوادگي ميديدم. يعني نفرات به جاي لذت بردن از طبيعت و دريا، در كنار ساحل تمام حواسشان را به قليان داده بودند تا شايد دود بيشتري از آن خارج شود.
يا در مراسمي مثل سيزده به در جمعهاي زيادي را ديدم كه اگر قليان در جمعشان نباشد انگار سيزدهشان به در نميشود. ما كه نفهميديم چه لذت كاذبي در قليان كشيدن است كه اين اشخاص بيخيال تفريح و گشت و گذار ميشوند و حاضرند تا يك جا بنشينند و ريهها را پر دود كنند. اما اين را به خوبي ميدانم كه فرستادن آن حجم دود در يك بار كشيدن قليان و با اين تنباكوهاي شيميايي جز فرسوده كردن دستگاه تنفسي و سرطان حاصلي در پي ندارد. حتي اگر حال گشت و گذار را نداريد بازيهاي گروهي زيادي است كه در اين مواقع ميتوانيد انجام دهيد. تصميم با خودتان است.
۲- در بين جوانان امروزي كافهنشيني و دور هم جمعشدنهاي دوستانه خيلي زياد شده. اين را به خوبي ميتوان از تعداد كافههاي مختلفي كه در اين چند ساله باز شده فهميد اما رفتار بعضي از اين جوانان كافهنشين واقعاً جاي سؤال دارد.
برخي از اين جوانان فكر ميكنند همين كه پايشان را داخل كافهاي گذاشتند حتماً بايد رفتارهاي روشنفكرمآبانه از خود در بياورند، ژستهاي عجيب و غريب بگيرند، حرفهاي عجيبتر بزنند و سيگار بكشند. گويي اگر اين كارها را نكنند نميتوانند كافه بروند و كافهنشيني بر آنها حرام ميشود. ولي هدف اصلي از كافهنشيني دور هم بودن و تبادل فكر و انديشه است. در همه جاي دنيا هم كافهها چنين كاربردي دارند و كسي فكر دود كردن سيگار در كافه و درآوردن اداهاي مختلف نميافتد. بعضي كافهها بهقدري مملو از اين «عادت جمعي»ميشود كه نفس كشيدن در آن كافه، چيزي جز استنشاق گازهاي سمي حاصل از دود سيگار نيست.
۳- يكي از عادتهاي ديگري كه بسيار مد شده عادت رفتن به شبكههاي اجتماعي و سپري كردن زمان زيادي در آنهاست. از وقتي كه شبكههاي اجتماعي مختلف سروكلهشان در اينترنت پيدا شده طرفداران زيادي را پيدا كردهاند. اين طرفداري در بعضي از افراد به اعتياد به اين شبكهها كشيده شده و شخص در تمام روز از اينترنت هيچ استفاده ديگري نميكند و تمام استفادهاش از اين دنياي مجازي در همين شبكهها خلاصه ميشود.
اين شيفتگي در بعضي افراد در حد جنونآميزي خودش را نشان ميدهد و فرد در دنياي واقعياش در فكر همان دنياي مجازي و خيالي است. بسياري از اين اشخاص هر لحظه كه در زندگي حقيقي خود سپري ميكنند منتظر فرصتي هستند تا آن را در صفحه اجتماعي خود به اشتراك ميدهند. به هر جايي كه ميروند يك دوربين به دست ميگيرند و تصوير آن را براي دوستان مجازي خود ميفرستند. انگار با آمدن تكنولوژيهاي جديد بسياري از ما عادتها و شيوههاي غلط آن را برداشت ميكنيم و چشممان را روي سودبخشي و خوبيهايش ميبنديم. اين دقيقاً مانند همان عادت كافه رفتن است كه بدون توجه به نكات مثبتش، فقط به بخش منفي آن توجه كردهايم.
۴- آخرين عادت را به «عادت دورهم جمع شدن» اختصاص دادهايم. عادت قشنگ و زيبايي كه در بيشتر مواقع باعث ناراحتي و دلخوري افراد حاضر در آن جمع ميشود. گاهي اوقات عادت كردهايم كه وقتي دور هم جمع ميشويم فقط به مسخره كردن يكديگر و شوخيهاي بيمورد بپردازيم. به جاي اينكه از جمع نهايت استفاده را ببريم و براي هم خاطرات شيرين بسازيم شروع ميكنيم به غيبتكردن، شوخيهاي ناراحتكننده و مسخره كردن عالم و آدم. كاري كه نه در دين توصيه شده و نه جايي نه رفتارهاي انساني دارد.
در اين جمعشدنها ميتوان استارت كارهاي مختلفي را زد. اصلا بسياري از كارهاي مهم جهان از اين همين دور هم بودنها به وجود آمده است. دور هم نشستهاند، دانستههايشان را روي گود ريختهاند و ايده دادهاند و گرفتهاند. به عنوان مثال مكتب فكري فرانكفورت از جمع شدن چند دوست در كنار هم شكل گرفت و تا امروز ادامه داشته است. ميتوان از دلِ همين جمعهاي كوچك و ساده كارهاي بزرگي بيرون آورد. ميشود از دلِهمين عادتهاي بد، كارهاي مفيد و سازنده ساخت. فقط لازم است تا «بدانيم»، «بخواهيم» و «بتوانيم».