
حتماً براي شما هم پيش آمده كه با شنيدن يك اسم خاص از زبان كسي چشمانتان به دنبال ديدن صاحب اسم بچرخد. من بارها با شنيدن اسامي مانند «مرهم»، «تبسم»، «روهام»، «اميريل» و اسمي نظير آن سريع براي ديدن صاحب اسم كنجكاو ميشوم. اما جالب اينجاست كه گاهي در بين اين اسمها شنيدن اسامياي كه نه تنها معناي خوبي ندارند بلكه پيشينه ذهني بدي در ذهنم ايجاد ميكنند متعجم ميكند. يك سؤال، به نظر شما انتخاب اسم يك گدا كه در يك كتاب فرانسوي از او ياد شده يا انتخاب اسم زني كه به دزدي و بدكارگي معروف بوده يا انتخاب نام كوچك يك پادشاه قديمي كه انسانكشي و جنگ جزو خصوصيتهاي بارز او بوده براي يك كودك ايراني تأسف ندارد؟ يعني بعدها اين كودك در دوران نوجواني يا جواني به سراغ پيدا كردن ريشه نامگذاري خود نميرود؟ با ديدن چنين اطلاعاتي چه احساسي نسبت به خود پيدا ميكند؟ انتخاب يك اسم پرمعني چقدر در شكلگيري رفتارهاي كودكان تأثير ميگذارد و ما پدر و مادرهاتا چه اندازه بر اين نكته دقت ميكنيم؟ زهرا شيباني، سرپرست اداره حقوقي ثبت احوال استان تهران براي رسيدن به پاسخ اين سؤالات به ما كمك ميكند.
تا چه اندازه پدر و مادرهايي كه براي انتخاب اسم به اداره ثبت احوال مراجعه ميكنند روي اسمهاي انتخابي خود فكر كردهاند؟آن عاملي كه در ايران هنوز به شكل غالب در انتخاب اسم كودكان تأثير دارد اعتقادات مذهبي و باورهاي بومي و ملي است. خانوادههاي ايراني كمتر به دنبال ريشههاي علمي اسمها هستند و بيشترين اسامي را بر اساس باورهاي مذهبي خود انتخاب ميكنند.
در اين ميان هستند پدر و مادرهايي كه به دنبال انتخاب يك اسم تك براي فرزندشان هستند يا اينكه با داشتن باورها و علايق مختلف اسامي تركيبي مانند مليمذهبي براي فرزندشان انتخاب ميكنند.
در هر شرايط و انگيزه كه اسامي انتخاب شوند در سازمان ما بررسي كارشناسي ميشود اما نكته مهم و قابل تأمل اينجاست كه اسامي با معناي علمي و درك شدني كمتر از سوي خانوادهها انتخاب ميشود و باتوجه به ريشهدار بودن باورها و اعتقادات مذهبي قوي هنوز هم كه هنوز است پس از گذشت اين همه سال اسمهاي مذهبي مانند فاطمه و زهرا در رتبه اول نامگذاري كودكان قرار دارد.
به نظر شما نامي كه براي كودك انتخاب ميشود تا چه اندازه روي شكلگيري شخصيت او، رفتارها و جايگاه اجتماعي او تأثير ميگذارد؟اسم اولين هديهاي است كه از طرف والدين به كودكان داده ميشود و اگر در انتخاب چنين هديهاي دقت به خرج دهيم مطمئناً ميتوانيم هديهاي به فرزندانمان بدهيم كه يك عمر همراهش باشد و از داشتن چنين اسمي افتخار كنند. اما بر عكس اگر نتوانيم اسم مناسبي انتخاب كنيم زماني كه فرزندمان به سن قانوني برسد شخصاً براي تغيير آن اقدام ميكند.
از طرف ديگر چون اسم معرف شخصيت يك انسان خاص در جمعهاست طبيعي است كه اين اسم تا حد زيادي در روحيات، شخصيت و خصوصيات اخلاقي فرد تأثيرگذار باشد.
ما با صدا زدن اسم يك فرد شمهاي از شخصيت و خصوصيات رفتاري او را در ذهنمان مرور ميكنيم پس ميشود گفت اسم يك كودك گوياي خلقيات و علايق خانوادگي پدر و مادر اوست.
مطمئناً مرور يك اسم و تكرار يك كلمه در ذهن يك كودك ناخواسته تأثير غيرمستقيمي بر رفتار و خلقيات او ميگذارد و نميشود گفت كه اسامي چنين تأثيري ندارند ولي در مورد اينكه دقيقاً از چه جهت بيشترين تأثيرگذاري شخصيتي را دارند فعلاً نميشود نظر علمي داد.
نامگذاري كودكان ما تا چه اندازه برگرفته از اسامي سريالها يا شخصيتهاي اجتماعي مطرح است و اين اتفاق خوب است يا بد؟بسيار زياد. تأثير رسانه به ويژه شخصيتهاي مثبت سريالها بر نامگذاري كودكان بسيار زياد است. اين نظر شخصي من نيست. آمارها و ارقام مربوط به نامگذاري كودكان در برهههاي زماني خاص نشانه تأييد چنين رخدادي است. براي مثال در سال ۹۰ و با پخش سريال «ستايش» انتخاب اين اسم براي دختران متولد آن سال در رتبه سوم تا ششم جدول فراواني انتخاب اسامي سازمان قرار گرفت در حالي كه تا پيش از آن در جايگاه ۲۰ جدول سازمان قرار داشت.
اين همه افزايش آمار انتخاب چنين اسمي قطعاً مربوط به پخش چنين سريال يا سريالهاي مشابه است.
حتي انتخاب ساير اسامي خارجي هم مهر تأييدي بر چنين نظري است. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم امروز رسانه جلودار يك فرهنگ اثرگذار انتخاب اسم براي كودكان نسل بعدي در جمع خانوادههاست پس بهتر است كه اهالي رسانه و متوليان فرهنگي كشور وظيفه پاسداري از حريم ارزشهاي فرهنگي كشور را به خوبي عملي كند. اينكه بگويم اين تأثيرگذاري رسانه و تأثيرپذيري مردم خوب است يا بد، درست نيست.
در واقع نفس اسمي كه انتخاب ميشود جواب اين سؤال را مشخص ميكند. تا زماني كه اسم انتخاب شده معناي خوبي داشته باشد يا به اصطلاح نيكو باشد مشكلي وجود ندارد حتي ميشود از رسانهها به عنوان يك ابزار در اين زمينه كمك گرفت اما زماني كه رسانه سبب انتخاب اسامي نامناسب يا غيرمتداول ميشود ديگر به نقطه نگراني ميرسيم و بايد بگوييم اين تأثيرگذاري غلط است.
متأسفانه گاهي اين پيرويهاي غلط از رسانه با بيفكري تا جايي ادامه پيدا ميكند كه باعث يك عمر آزار و تأثير روي ذهن فرزندانمان ميشود مثلاً انتخاب اسمي مانند «شيدا» بعد از فيلم شيدايي نشان ميدهد كه پدر يا مادر حتي به خودشان اين زحمت را ندادهاند كه چند دقيقهاي براي آينده كودكشان وقت بگذارند و بروند ببينند اين اسم در حقيقت چه معنايي دارد و از انتخاب اسمي با محتواي «ديوانه و مجنون» براي كودكشان خودداري كنند.
من معتقدم اصلاً انتخاب هر چيزي بر اساس علايق سطحي و زودگذر، انتخاب پايداري نخواهد بود. بهتر است انتخاب نام كودك كه مهمترين دغدغه فرداي او خواهد بود براساس ملاكهاي پايدارتر و ماندگارتر مثل گرايشهاي مذهبي، ريشههاي علمي، علايق فرهنگي، قومي و نظاير آن صورت گيرد.
خودمان را جاي مردم بگذاريم، گاهي واقعاً براي انتخاب اسم با مشكل و درگيري فكري مواجه ميشوند. شما چه كمكي در اين زمينه به مردم ميكنيد؟در دين ما هميشه به پدر و مادرها سفارش شده است كه براي فرزندانشان اسم نيكو انتخاب كنند و آنها را با اسامي پرمعنا صدا بزنند.
براي كمك به مردم در سازمان ثبت احوال بخشي با عنوان فرهنگ نامگذاري اسامي مطابق با ريشههاي فرهنگي و ملي ايران قرار داده شده است كه حتي با راهنمايي در مورد معناي اسم كه در سايت سازمان هم وجود دارد مردم ميتوانند با آرامش اسمي را براي فرزندشان انتخاب كنند كه بيشترين معناي مثبت و تطابق فرهنگي را با كودك داشته باشد.
بعد از گذشت اين همه سال ما هنوز مراجعه كنندگاني داريم كه باوجود بودن سايت، كتابهاي نامگذاري و هزار و يك مرجع معتبر براي انتخاب اسم در سازمان خودمان بايد آنها را براي انتخاب اسم كودكشان راهنمايي كنيم.
البته در چند سال گذشته همايشهايي تحت عنوان «مهندسي نام» هم بارها در كشور برگزار شده كه با برگزاري اين همايش در تمام استانها و حضور اساتيد دانشگاه يا متوليان فرهنگي كشور ابعاد و اهميت نامگذاري براي مردم به تفصيل و با دلايل علمي عنوان ميشود.
در اين چند سالي كه در سازمان ثبت احوال مشغول بودهايد با اسامي عجيب و غريب هم مواجه شدهايد؟بله. ما يك سري اسامي داريم كه در گذشته پدر و مادرها براي كودكان انتخاب كردهاند اما امروز جوانان يا نوجوانان با رسيدن به سن قانوني براي تغيير اين اسامي به سازمان مراجعه ميكنند. مراجعيني داريم كه به دنبال انتخاب اسمهاي نامتعارف و غيرمعمول براي فرزندانشان هستند.
در اين مواقع كارشناسان ما سعي ميكنند ابعاد اجتماعي و تأثيرات شخصيتي چنين اسمهايي را براي پدر و مادرها بازگو كنند تا از انتخاب خود منصرف شوند و اگر موفق نشوند اسم در يك پرونده تشكيل شده به شوراي انتخاب اسم كه از چند زبانشناس عرب و ادبيات فارسي تشكيل شده ارجاع داده ميشود.
همين چند وقت پيش خانمي به سازمان مراجعه كرده بود و اصرارداشت كه اسم فرزندش را «بوسه» بگذارد و هرچه ما به او توضيح ميداديم كه انتخاب چنين اسمي ممكن است بعدها در فضاي مدرسه، اجتماعي، دانشگاه يا حتي محل كار براي هر انساني به ويژه جنس دختر مشكل بيافريند او گوش نميكرد و همچنان بر انتخاب چنين اسمي پافشاري ميكرد. متأسفانه «فندق»، «زنبيل»، «صدتوماني»، «پنير» و «پسته» اسامياي هستند كه در گذشته براي دختران و «ساعت»، «پنبه» و «پاپي» براي پسران انتخاب ميشده است و امروز همان نسل براي تغيير نام خود اقدام ميكنند.
جالب اينجاست كه تفاوت سليقهها در ميان دو نسل در چنين جاهايي به شدت بروز ميكند. اسمي كه زماني به شدت مورد توجه و خواست مردم بوده و در بعضي موارد حتي آمار نسبتاً خوبي هم در نامگذاريها كسب كرده در يك زمان به نوعي از جمع اجتماعي افراد طرد ميشود و اسم نازيبايي به شمار ميرود.
اينجاست كه جوان براي رهايي از چنين اسمي و جلوگيري از خجالت كشيدن خودش يا كنارگذاشته شدن از سوي مردم به سراغ تغيير نامي ميرود كه روزي بسيار باب بوده است.