کد خبر: 522596
تاریخ انتشار: ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۱
اين گزارش را «جدي» نگيريد
محمد نيكنام
وقتي درس مي‌خوانديم چيزي بود به اسم حذف و اضافه يعني اگر چيزي را برايمان حذف مي‌كردند يا خودمان حذف مي‌كرديم با اندكي كم يا زياد چيز ديگري بود كه جايگزينش كنيم يا خودشان جايگزين مي‌كردند اما حالا مخصوصاً از وقتي كه محتويات سفره‌هاي ما مورد توجهات خاص برخي دولتمردان واقع شده(!) و براي تبليغات در انتخابات از آن استفاده شد؛ سبزي خوردن، ماست و انواع لبنيات، گوشت، پنير، ميوه، مرغ، ماهي و خيلي چيزهاي ديگر به نوبت دارند از سفره‌ها حذف مي‌شوند كه متأسفانه جايگزيني هم ندارند، حالا ماست يك خط در ميان سر سفره حاضر مي‌شود. آخر حقوق كارگر همان ۴۰۰ هزار تومان مانده اما ماست قيمتش دوبرابر شده. سويا دارد جاي گوشت را در ماكاروني مي‌گيرد! پنير تبريز شده كيلويي ۱۶ هزار تومان و همين روزهاست كه بجاي پنير آب پنير بخريم و نان را در آن تريد كنيم و براي صبحانه ميل نكنيم، ماهي براي خودش رؤيايي شده است دست‌نيافتني!

جلوگيري از اسراف
يكي مي‌گويد: نان مي‌خريديم و نصفش را به بهانه خمير يا سوخته بودن دور مي‌ريختيم يا به نمكي مي‌داديم، قرار شد كه كيفيت و قيمت نان با هم بالا برود تا از دور ريخته شدن و اسراف جلوگيري گردد. حالا نان دويست توماني را مي‌خريم ۶۰۰ تومان! جلوي اسراف نان تنها با گران شدن گرفته شد و ديگر دليلي هم وجود نداشت كه مديران زحمت بهبود كيفيت را به خود هموار كنند و انرژي خود را صرف كاري كنند كه نتيجه‌اش حاصل شده! البته حسن اين كار اين بود كه ما با طعم‌هاي جديدي آشنا شديم؛ مثلاً چه كسي مي‌دانست نان سوخته يا خمير چه طعمي دارد اما حالا همه مي‌دانند چون هر چقدر هم كه نان سوخته يا خمير باشد ديگر كسي جرئت دور ريختنش را ندارد اصلاً تازه خيلي‌ها فهميده‌اند كه نان سوخته يا خمير هم قابل خوردن است!

سويا؛ هووي گوشت
آن يكي مي‌گويد: مي‌رفتيم قصابي شقه‌اي گوشت را در يخچال قصاب انتخاب مي‌كرديم مي‌گفتيم اين را بده، قسمتي را مي‌داديم چرخ كند، تكه‌اي را خورشتي و تكه‌اي ديگر را كبابي خرد كند. پولش را مي‌داديم مي‌آمديم بيرون، حالا مي‌رويم همان قصابي مي‌گوييم يك كيلو گوشت بدهد البته با اين تذكر كه كمتر هم شد عيبي ندارد بيشتر نشود كه پول نداريم! از آنجا هم مي‌رويم فروشگاه چند بسته سويا مي‌خريم با هم مخلوط مي‌كنيم. ما هفته‌اي يكبار آبگوشت مي‌خورديم حالا ماهي يكبار هم با دعا و نذر و نياز قسمت مي‌شود، آخر شوخي كه نيست گوشت كيلويي ۳۰ هزار تومان است! ديگر همه اهل منزل نطق‌هاي آتشين من را در مورد معايب گوشت و محاسن آبدوغ خيار از حفظ شده‌اند، گرچه نمي‌دانم چرا كم كم براي آبدوغ خيار هم نگرانم و مي‌ترسم همين روزها مجبور به فاكتور گرفتن دوغ و خيار شويم و نان را در آب حل كرده و ميل كنيم! البته من چند نطق متقن در مذمت دوغ و خيار آماده كرده‌ام و از اين بابت كمي خيالم راحت است.

حقوق قانوني
آن يكي كارگر است (البته با ليسانس ادبيات). از زماني كه براي رفتن به سر كار سوار سرويس مي‌شود تا وقتي كه از آن پياده مي‌شود تا به خانه‌اش برود حدود ۱۴ ساعت يا كمي بيشتر طول مي‌كشد! مي‌گويد كارش سخت است و با اضافه كار حدود ۶۰۰ هزار تومان حقوق مي‌گيرد كه مقداري را براي اجاره خانه مي‌دهد و آنچه كه برايش باقي مي‌ماند تنها براي پر كردن شكم كفاف مي‌دهد آن هم بدون توجه به خاصيت غذا. البته به نظر او اوضاع زياد بد نيست. او هميشه به حال سيب‌زميني‌هايي كه براي تزيين دور مرغ بوده‌اند و هيچكس به آنها توجهي نمي‌كرده دلش مي‌سوخته حالا مي‌گويد بد نيست چون همه توجه به سيب‌زميني‌هاست و از مرغ‌هاي پرافاده هيچ خبري نيست! تازه همسرش كلي سليقه دارد و بلاهايي سر سيب‌زميني‌ها مي‌آورد كه از مرغ مطبوع‌تر مي‌شود.

اضافه حقوق؛ گرفتار در پرونده‌هاي اداري
خلاصه كه اين روزها قيمت‌ها لحظه به لحظه بالا مي‌رود و حقوق‌ها همچنان در جاي خود محكم و استوار ايستاده‌اند! خيلي‌ها هم نمي‌دانند علت پيشرفت قيمت‌ها آن هم در اين حد و با اين سرعت در كجاست؟ همانطور كه نمي‌دانند چرا حقوق‌ها در زماني كه قرار است زياد شوند اين همه در راهرو‌هاي ساختمان‌هاي تصميم‌گيران مي‌چرخند! كاش وقتي قرار بود لوبيا و روغن را يك‌شبه گرانتر بفروشند هم همين اندازه كاغذبازي و جنگ و دعوا مي‌شد!
توضيح مديريتي
وقتي از دولتيان علت گراني را مي‌پرسي و مي‌خواهي بداني وضع موجود حاصل عملكرد كدام مدير است تواضع دولت به اثبات مي‌رسد؛ دولتيان كل حروف الفبا را در اين مورد به خدمت گرفته‌اند، گراني دلار كار «جيم- بـــــ» است، گراني مرغ تقصير «ميم- دالـــــــــ»، گوشت «قاف- ب» و اجاره خانه كه كلاً مقصر ندارد. خلاصه كه دولت هيچ تقصيري ندارد! آنقدر بي‌تقصير است كه آدم فكر مي‌كند اصلاً هيچ مسئوليتي ندارد!

از بين رفتن تفاوت‌ها
طي چند سال اخير و به خاطر سياست‌هاي ناكارآمد اقتصادي، اكثر مردم، شغل مسافركشي را تجربه كرده‌اند؛ روزنامه‌نويس مسافركشي مي‌كند، معلم پيك موتوري مي‌شود، راننده تاكسي پشت فرمان مقاله مي‌نويسد و حتي به تازگي ديده شده كه برخي رانندگان به تجويز دارو براي مسافرانشان پرداخته‌اند! كارشناسان بر اين باورند كه احتمالاً اين رانندگان همان پزشكاني هستند كه حقوقشان متناسب با تورم افزايش پيدا نكرده است!
در نهايت، كيفيت غذايي اكثر مردم در حال حاضر تحت تأثير سياست‌هاي ناتوان سير نزولي به خود گرفته و احتمالا تأثير خود را در سال‌هاي آينده نشان خواهد داد؛ پوكي استخوان، پوسيدگي دندان، كم شدن حافظه و كم‌خوني احتمالاً تبعات افت كيفيت محتواي سفره‌هاست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار