با ۲۸ ميليارد تومان چه كارهايي در حوزه خدمات اجتماعي ميتوان انجام داد؟ قطعاً شما هم با ما همداستان هستيد كه با اين رقم هنگفت، اقدامات بزرگي ميتوان در حوزه خدمات به جامعه و مردم ترتيب اثر داد. اما كدام ۲۸ ميليارد تومان؟! همان ۲۸ ميليارد توماني كه قرار است امروز براي جشن ۱۰۰ هزارنفري دولت در استاديوم آزادي هزينه شود.
البته هزينهاي كه قرار است به پاي اين جشن ريخته شود «حداقل» ۲۸ ميليارد تومان است؛ اين يعني رقمي بيشتر از عدد ۲۸ ميليارد قرار است در اين جشن تأمل برانگيز خرج شود! ديروز خليل رضايي، مديركل آموزش و پرورش استان بوشهر كه اين روزها در حال دست و پنجه نرم كردن با مصائب زلزله هستند، طي مصاحبهاي با بيان اينكه ۱۸۴ هزار دانشآموز در استان بوشهر مشغول به تحصيل هستند به فارس گفت: « ۱۱۰۰ كلاس درس فرسوده در بوشهر وجود دارد كه بايد نوسازي و مقاومسازي شود.» بي ترديد با اين ۲۸ ميليارد تومان، ميتوان يك اقدام اساسي براي نوسازي اين ۱۱۰۰ كلاس درس فرسوده- كه جزو وظايف اصلي و اولويتهاي دولت است- انجام داد و جان، سلامتي و آرامش ۱۸۴ هزار دانشآموز را حفظ كرد.
از اينكه بگذريم، در حال حاضر هرچند بانكها از پرداخت وام ازدواج به جوانان خودداري ميكنند و وام ازدواج را سه طلاقه كردهاند، اما اگر فرض كنيم به زوجهاي جوان ۶ ميليون تومان وام پرداخت شود،با اين ۲۸ ميليارد تومان، ميتوان به ۴ هزار و ۶۶۶ زوج جوان وام ازدواج داد.بعيد به نظر ميرسد كه دولت محترم از اين واقعيت باخبر نباشد كه بسياري از زوجها حتي براي ۵۰۰ هزار تومان درخواست وام به بانكها تقديم ميكنند! بيگمان، مديران دولتي و شخص رئيسجمهور به نياز مبرم بسياري از جوانان به وام ازدواج و اينكه آنان زندگي خود را بر مبناي اين وام برنامهريزي ميكنند، مطلع هستند.
دهها اولويت ديگر در عرصه خدمات به مردم وجود دارد كه با اين ۲۸ ميليارد ميتواند محقق شود. افسوس و صد افسوس كه اين ۲۸ ميليارد تومان قرار است از خزانه بيتالمال براي اين همايش خرج شود؛ بيتالمالي كه حيف و ميل كردن آن، خطايي استراتژيك و گناهي نابخشودني است. اين ۲۸ ميليارد تومان حق خانوادههاي مستضعف مناطق محروم اين آب و خاك است كه حتي براي تمديد و تعويض دفترچههاي درماني روستايي خود، توان پرداخت ۴ يا ۵ هزار تومان را نيز ندارند!
كدام جشن؟! جشني كه آه و سرشك نيازمندان را يدك بكشد، جشن نيست، عزاست! چه شيوا سرود بانوي شعر پارسي، پروين اعتصامي:
روزي گذشت پادشهي از گذرگهي / فرياد شوق بر سر هر كوي و بام خاست
پرسيد زان ميانه يكي كودك يتيم / كاين تابناك چيست كه بر تاج پادشاست؟
نزديك رفت پيرزني گوژپشت و گفت / اين اشك ديده من و خون دل شماست
بر قطره سرشك يتيمان نظاره كن / تا بنگري كه روشني گوهر از كجاست!
بازنشر از جوان