روز يكشنبه انتخابات رياست جمهوري ونزوئلا برگزار شد. نتيجهاي كه دولت اعلام كرد، نشان ميدهد كه روح بوليواري هنوز در كشور ونزوئلا جاري است و چاوزيسم براي پيشبرد برنامههاي خود آماده است. اما در آن سو حكايت ديگري در حال جريان است. رقباي انتخاباتي به چاوزيستها و ليبرالها تقسيم شده بودند كه با اعلام نتيجه پيروزي «نيكولاس مادورو»، رقيب غرب گرايش «انريكه كاپريلس»، رئيسجمهور جديد را نامشروع خوانده و حاميانش را به اعتراض دعوت كرده تا با اين فشارها مسئولان مجبور به بازشماري آرا شوند. همزمان امريكا نيز حاضر نشده پيروزي مادورو را به رسميت بشناسد.
اين در حالي است كه ايران، روسيه و چين از اين پيروزي استقبال كردهاند. اين يعني شكلگيري تازه رويارويي شرقي – غربي در امريكاي لاتين. ونزوئلا طي سالهايي كه چاوز بر آن حاكم بود (۲۰۱۳- ۱۹۹۸) همواره يكي از متحدان شرقي شناخته ميشد و هر سال روابطش را با امريكا كمتر و كوچكتر ميكرد، بنابراين امريكا اين زمان را مناسب ديده تا از موقعيت استفاده كرده و كفه سياسي را در اين كشور و به تبع آن منطقه به نفع غرب سنگين كند. از اين رو شواهد نشان ميدهد كه همزمان با شورشهاي داخلي، جنگ نيابتي در حال انجام است.
از زماني كه نظام بينالملل شاهد خيزش كشورهاي نوظهور در عرصههاي مختلف بوده امريكا سعي داشته تا گستره هژمون خود را از تهديد دور نگه دارد. اين در حالي است كه چين و روسيه به شدت مخالف تكقطبي شدن نظام بينالملل بودهاند، بنابراين همواره به سمتي حركت كردهاند كه قدرت ايالات متحده را كم كنند. همين مسئله باعث شده تا فضاي نظام بينالملل به سمت امنيتي شدن پيش برود. تحولات خاورميانه، تنشهاي شرق آسيا، رقابتهاي آفريقا و. . . كاملاً اين مسائل را به تصوير ميكشد و حال اين رويارويي كه در امريكايي لاتين پيش از اين نيز وجود داشت در حال پررنگتر شدن است.
نگاهي كوتاه به تحولات اين چند روزه ونزوئلا نشان از آن دارد كه امريكا به دنبال اجراي نسخه اوراسيايي «انقلابهاي رنگي» در ونزوئلاست و اگر اين نسخه درست پيچيده شود آن را براي كشورهاي مخالف ديگر در اين منطقه نيز حفظ خواهد كرد. اگرچه انقلابهاي رنگي در حوزه اوراسيا جواب مثبتي ندادند، اما امريكا در حال حاضر براي باز پس گرفتن قدرت در ونزوئلا و سپردن آن به دست طرفداران خود راهي ديگر ندارد.
آنچه در ونزوئلا ميگذرد شبيه همان چيزي است كه در انقلاب گل رز گرجستان، لاله قرقيزستان، نارنجي اوكراين و. . . گذشت. در رقابتي انتخاباتي ليبرالها و حاميان سياست امريكا شكست خوردند، اما آن را نپذيرفتند و با كشاندن حاميان خود به خيابانها طي چند ماه رقيب را مجبور به عقبنشيني كردند و خود قدرت را به دست گرفتند. البته در آن سالها شرق و به خصوص روسيه تازه با چنين تحولاتي آشنا شده بود، بنابراين قافيه را در انقلابهاي رنگي باخت. اگر چه پس از گذشت چند سال همه انقلابهاي رنگي حواشي مرزهاي روسيه دچار ترميدور شدند و از ميان آنها تنها گرجستان باقي مانده است كه ساكاشويلي نيز به عنوان رئيسجمهور اين كشور كاملاً آگاه است كه در انتخابات اكتبر سال جاري هيچ شانسي براي نگه داشتن سياست غربي در كشورش ندارد. اما در حال حاضر روسيه دقيقاً آگاه است كه امريكا با متحدانش در حال انجام چه كاري است. اين آگاهي به دست آمده از اشتباه تاكتيكي، شبيه هماني است كه روسيه در تحولات خاورميانه و در ليبي انجام داد و سعي دارد آن را در سوريه تكرار نكند.